Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
formative evaluation
U
ارزیابی تکوینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
genetic
U
تکوینی
developmental trend
U
روند تکوینی
developmental stage
U
مرحله تکوینی
process schizophrenia
U
اسکیزوفرنیای تکوینی
developmental motor pattern
U
الگوی حرکت تکوینی
pert
U
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
genetic psychology
U
روانشناسی تکوینی روانشناسی ژنتیکی
civil damage assessment
U
ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
area assessment
U
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
evaluations
U
ارزیابی
evaluation
U
ارزیابی
estimate
U
ارزیابی
valuations
U
ارزیابی
indiction
U
ارزیابی
estimating
U
ارزیابی
it was valued at rials 000
U
ارزیابی شد
estimates
U
ارزیابی
estimated
U
ارزیابی
valuation
U
ارزیابی
cost accounting
U
ارزیابی
evalution
U
ارزیابی
appraisal
U
ارزیابی
appraisals
U
ارزیابی
attack assessment
U
ارزیابی تک
assessment
U
ارزیابی
assessments
U
ارزیابی
appraisement
U
ارزیابی
evaluation score
U
نمره ارزیابی
inspect
U
ارزیابی کردن
attack assessment
U
ارزیابی نتایج تک
survey
U
ارزیابی کردن
reappraisals
U
ارزیابی تازه
corporate appraisal
U
ارزیابی شرکت
cost accountant
U
متخصص ارزیابی
scrutinize
U
ارزیابی کردن
reappraisal
U
ارزیابی تازه
survey
U
ارزیابی کردن
look into
U
ارزیابی کردن
investigate
U
ارزیابی کردن
examine
U
ارزیابی کردن
enquire into
U
ارزیابی کردن
determine
U
ارزیابی کردن
check
U
ارزیابی کردن
economic appraisal
U
ارزیابی اقتصادی
supplier evaluation
U
ارزیابی فروشنده
bolt
[examine]
U
ارزیابی کردن
holistic evalution
U
ارزیابی کلی
unverified
<adj.>
U
ارزیابی نشده
validation
U
تصدیق ارزیابی
valuation of stock
U
ارزیابی موجودی
make an evaluation
U
ارزیابی کردن
unaudited
<adj.>
U
ارزیابی نشده
unchecked
<adj.>
U
ارزیابی نشده
unevaluated
<adj.>
U
ارزیابی نشده
unexamined
<adj.>
U
ارزیابی نشده
uninspected
<adj.>
U
ارزیابی نشده
untested
<adj.>
U
ارزیابی نشده
summative evaluation
U
ارزیابی تلخیصی
stock valuation
U
ارزیابی موجودی
ratable
U
قابل ارزیابی
explore
U
ارزیابی کردن
evaluate
U
ارزیابی کردن
study
U
ارزیابی کردن
dissect
[analyse]
U
ارزیابی کردن
assay
U
ارزیابی کردن
job costing
U
ارزیابی هزینه ها
analyze
[American]
U
ارزیابی کردن
job evaluation
U
ارزیابی شغل
personality assessment
U
ارزیابی شخصیت
analyse
[British]
U
ارزیابی کردن
project evaluation
U
ارزیابی طرح
evaluate
U
ارزیابی کردن
assessing
U
ارزیابی کردن
estimating
U
ارزیابی تخمین
assesses
U
ارزیابی کردن
assessed
U
ارزیابی کردن
assess
U
ارزیابی کردن
estimated
U
ارزیابی تخمین
evaluated
U
ارزیابی کردن
evaluating
U
ارزیابی کردن
estimate
U
ارزیابی تخمین
evaluates
U
ارزیابی کردن
estimates
U
ارزیابی تخمین
valued
U
ارزیابی شده
surveyed
U
ارزیابی کردن
rates
U
ارزیابی کردن
appraising
U
ارزیابی کردن
rate
U
ارزیابی کردن
appraises
U
ارزیابی کردن
surveys
U
ارزیابی کردن
revaluation
U
ارزیابی مجدد
rated
U
ارزیابی شده
appraised
U
ارزیابی کردن
appraise
U
ارزیابی کردن
reappraise
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraises
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraising
U
دوباره ارزیابی کردن
aimed
U
ارزیابی کردن شمردن
rates
U
سرعت ارزیابی کردن
assess
U
جریمه کردن ارزیابی
assessed
U
جریمه کردن ارزیابی
assesses
U
جریمه کردن ارزیابی
aim
U
ارزیابی کردن شمردن
assessing
U
جریمه کردن ارزیابی
appreciable
U
قابل ارزیابی محسوس
rate
U
سرعت ارزیابی کردن
aims
U
ارزیابی کردن شمردن
appreciably
U
قابل ارزیابی محسوس
terrain evaluation
U
ارزیابی وضع زمین
revalues
U
دوباره ارزیابی کردن
appraisals
U
تقویم ارزیابی کردن
appraisal
U
تقویم ارزیابی کردن
revaluing
U
دوباره ارزیابی کردن
evaluations
U
ارزیابی اخبار رسیده
evaluation
U
ارزیابی اخبار رسیده
inappreciable
U
غیر قابل ارزیابی
loss assessment
U
ارزیابی میزان خسارت
marketing audit
U
ارزیابی سیاستهای فروش
scouts
U
ارزیابی حریف اینده
scouted
U
ارزیابی حریف اینده
scout
U
ارزیابی حریف اینده
appraisement
U
تقویم و ارزیابی مال
assessable
U
قابل ارزیابی یا تقویم
evaluation report
U
گزارش ارزیابی وضعیت
taxation of costs
U
ارزیابی هزینههای دعوی
revalued
U
دوباره ارزیابی کردن
revalue
U
دوباره ارزیابی کردن
evaluations
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
program evaluation review technique (per
U
روش ارزیابی و بررسی برنامه
estimated
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
estimates
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
estimating
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
control and assessment team
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
fitness report
U
گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
evaluation
U
ارزیابی کردن تقویم اخبار
social audit
U
ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
estimate
U
تخمین زدن ارزیابی کردن
atomistic evalution
U
ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
assessment
U
تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
assessments
U
تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
army training and evaluation program
U
برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
downy's will temperament test
U
ازمون داونی برای ارزیابی اراده و خلق
trajectory scorer
U
وسیله ارزیابی دقت و صحت مسیر سهمی گلوله
terrain appreciation
U
ارزیابی و بررسی وضع زمین منطقه از نظر نظامی
triage
U
سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
overrate
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated
U
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
re axtent
U
تجدید نظر در ارزیابی یامساحی زمین و خانه در اثراعتراض یکی از طرفین
post implementation review
U
ارزیابی یک سیستم پس از این که برای چندین ماه مورداستفاده قرار گرفته است
system follow up
U
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
rates
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
valuate
U
ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
rate
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
rates
U
مشمول مالیات کردن ارزیابی کردن
rate
U
مشمول مالیات کردن ارزیابی کردن
stock evaluation
U
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
share
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
charge and discharge statements
U
حساب قیومیت صورت و نحوه ارزیابی و عملیات مالی ارث حساب ارث
fragment
U
[فرشی که در طول زمان بصورت تکه تکه درآمده باشد. باستان شناسان با مطالعه همین تکه ها عمر فرش، قدمت رنگرزی، نوع طرح و محل بافت را ارزیابی می کنند.]
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
telemetering
U
ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com