English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
typecast U ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting U ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasts U ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
universal grid U مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
emulation U رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
to pursue a plan U نقشهای را دنبال کردن
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
buskers U هنرپیشهی دورهگرد
busker U هنرپیشهی دورهگرد
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
relegated U ارجاع کردن
relegates U ارجاع کردن
relegate U ارجاع کردن
relegating U ارجاع کردن
dereference U پس ارجاع کردن
arbitrated U به داوری ارجاع کردن
arbitrates U به داوری ارجاع کردن
arbitrating U به داوری ارجاع کردن
arbitrate U به داوری ارجاع کردن
recommit U دوباره به کیمسیون ارجاع کردن
directories U روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directory U روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
submission U موضوعی رابه داوری ارجاع کردن
refers U ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
referred U ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
refer U ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
linkages U ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
linkage U ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
assigned U ارجاع کردن تعیین کردن
assigning U ارجاع کردن تعیین کردن
assign U ارجاع کردن تعیین کردن
assigns U ارجاع کردن تعیین کردن
in keeping with <idiom> U مشابه ،موافقت کردن
map reconnaissance U شناسایی نقشهای
map chart U طرح نقشهای
coordinates U مختصات نقشهای
map scale U مقیاس نقشهای
pursuance of a plan U تعقیب اندیشه یا نقشهای
coordinate code U رمزمربوط به مختصات نقشهای
map template U طلق چارت نقشهای
chart data U عناصر تیر نقشهای
wind fire angle U سمت نقشهای باد
particular U خاص بخصوص
specifics U بخصوص خاص
specific U بخصوص خاص
res U شی ء بخصوص ماده
carry through <idiom> U برای کاری نقشهای کشیدن
grid interval U فواصل شبکه بندی نقشهای
i mentioned one case in p U یک مورد بخصوص را ذکرکردم
mannerisms U سبک بخصوص نویسنده
featureless U بدون سیمایاجنبه بخصوص
mannerism U سبک بخصوص نویسنده
backers U کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
map k U ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
universal transverse mercator U سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
to pursue a plan U مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
backer U کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
why did you mention that onep U چه شد که ان یکی را بخصوص ذکر کردید
ground plan U نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
contour map U نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
ground plans U نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
emulates U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulate U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulated U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
emulating U کپی کردن یا رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن
predates U قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predating U قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predated U قبل از موقع بخصوص واقع شدن
wildfowl U مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
to have a closed meeting U نشست محرمانه داشتن [بخصوص سیاست]
predate U قبل از موقع بخصوص واقع شدن
mannered U دارای سبک یا رفتار بخصوص تصنعی
planimetric U نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
pictomap U نقشهای که روی عکس هوایی تهیه شده است
poking U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poke U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
lion U [حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
pokes U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
referral U ارجاع
referrals U ارجاع
references U ارجاع
reference U ارجاع
cell reference U ارجاع سل
horizontal control U کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
accrual U افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
demand price U حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
Expressionism U [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
external reperence U ارجاع خارجی
duty assignment U ارجاع شغل
external reference U ارجاع خارجی
global reference U ارجاع سراسری
call by reference U فراخوانی با ارجاع
mixed cell refernce U ارجاع سل ترکیبی
backward reference U ارجاع به عقب
cross-references U ارجاع متقابل
relative cell reference U ارجاع سل رابطهای
circular reference U ارجاع چرخشی
self reference U خود ارجاع
cross-reference U ارجاع متقابل
forward reference U ارجاع به جلو
cross reference U ارجاع متقابل
object language programming U برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
declarative statement U نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
recommittal U ارجاع بکمیسیون پارلمانی
references U ارجاع امر به داوری
cross reference table U جدول ارجاع متقابل
reference U ارجاع امر به داوری
recommitment U ارجاع بکمیسیون پارلمانی
accrued benefit U پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
elite U طبقه ممتازه هرجامعه و بخصوص طبقهای که قدرت حاکمه را در دست دارد
caught with hand in the cookie jar <idiom> U مچ کسی را گرفتن [بخصوص در مورد سوء استفاده از موضع قدرت و مقام]
format U 1-مشابه 4354 2-مشخص کردن فضاهای دیسک که برای داده و کنترل در نظر گرفته شده است
formats U 1-مشابه 4354 2-مشخص کردن فضاهای دیسک که برای داده و کنترل در نظر گرفته شده است
open system interconnection reference U مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
particular lien U حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
cross-references U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross reference U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
escrow U موافقت نامه بین دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثی سپرده شودوتاحصول شرایط بخصوص بدون اعتبارباشد
reference U فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
references U فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
procedendo U حکم ارجاع مجدد دعوی از محکم عالی به دادگاه تالی
explicit address U آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
glyptography U شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
conventional sign U علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
grid zone U منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
Historicism U [معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
Calvinist austerity U [معماری قرن بیست و بیست و یک بخصوص در هلند از مشخصه های آن تیرهایی با لبه های تیز و سخت بوده است.]
the concert of europe U منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
restitution U تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
refereed U در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referees U در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereeing U در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referee U در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
related <adj.> U مشابه
homogeneous U مشابه
allo U مشابه
lossy compression U مشابه 6-23
analogous U مشابه
like <adj.> U مشابه
elementary U مشابه
similar U مشابه
similar <adj.> U مشابه
corresponding U مشابه
semblable U مشابه
quasi U مشابه
resembling <adj.> U مشابه
alike <adj.> U مشابه
akin <adj.> U مشابه
multifunctional U مشابه 6716
look-alikes U برنامه مشابه
ultra- U مشابه 10327
look-alike U برنامه مشابه
look alike U برنامه مشابه
launches U مشابه 5747
similarly U بطور مشابه
quantize U مشابه 8181
organizes U مشابه 7186
decryption U مشابه 2871
IRTF U مشابه 55423
recoveries U مشابه 8398
organising U مشابه 7186
exclusive U مشابه 3824
launching U مشابه 5747
multi scan monitor U مشابه 6632
organize U مشابه 7186
organises U مشابه 7186
assonant U مشابه یا متجانس
SVGA U مشابه 9737
interchange U مشابه 5359
rounding U مشابه 8762
directly U مشابه 3162
incorrectly U مشابه 5078
domains U مشابه 3286
identical U دقیقا مشابه
EXNOR U مشابه 3826
prints U مشابه 7861
printed U مشابه 7861
domain U مشابه 3286
print U مشابه 7861
interchanges U مشابه 5359
launch U مشابه 5747
parity price U قیمت مشابه
roundest U مشابه 8759
round U مشابه 8759
interchanged U مشابه 5359
recovery U مشابه 8398
bracket U مشابه 1329
launched U مشابه 5747
correspound U مشابه بودن
organizing U مشابه 7186
interchanging U مشابه 5359
manipulation U مشابه 6208
pim U مشابه 7515
reconfigure U مشابه 8375
IBM U مشابه 4963
MHS U مشابه 6444
gap U مشابه 4490
equivalent U برابر مشابه
word U مشابه 10721
induction U مشابه 5128
inductions U مشابه 5128
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com