English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tie in U ارتباط دادن
tie-in U ارتباط دادن
tie-ins U ارتباط دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bionics U مطالعه سیستمهای زنده به منظور ارتباط دادن ویژگی هاو اعمال انها به توسعه سخت افزار مکانیکی و الکترونیکی کاربرد علم بیولوژی درمهندسی الکترونیک و سایرعلوم مهندسی
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
Other Matches
teleconferencing U ارتباط تعدادی کامپیوتر یا ترمینال با هم برای ایجاد ارتباط بین یک سری کاربر
data link U ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
cut out U وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
concernment U ارتباط
relationship U ارتباط
ligature U خط ارتباط
relation U ارتباط
communication U ارتباط
enchainment U ارتباط
correspondency U ارتباط
link U ارتباط
coherence U ارتباط
relationships U ارتباط
intercommunication U ارتباط
liaison U ارتباط
liaisons U ارتباط
correspondence U ارتباط
connexions U ارتباط
correspondences U ارتباط
rapport U ارتباط
communicating U ارتباط
hookup U ارتباط
coherency U ارتباط
correlation U ارتباط
connection U ارتباط
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
communicated U ارتباط گرفتن
telecommunications U ارتباط از دور
direct relationship U ارتباط مستقیم
disaffiliation U عدم ارتباط
telephone communication U ارتباط تلفنی
relevancy U ربط ارتباط
connect U ارتباط رخها
wire communication U ارتباط با سیم
relational U ارتباط شرح
communicates U ارتباط گرفتن
communicate U ارتباط گرفتن
telecommunications U ارتباط تلگرافی
mass communication U ارتباط جمعی
visual communication U ارتباط بصری
logout U قطع ارتباط
log in U برقراری ارتباط
trunk line cable U کابل ارتباط
inaccessibility U ارتباط ناپذیری
synchronous communication U ارتباط همزمان
intercommunication U ارتباط داخلی
intercommunion U ارتباط مشترک
correlation U ارتباط داشتن
telecommunication U ارتباط دوربرد
bond U ارتباط چسب
inverse relationship U ارتباط معکوس
background communication U ارتباط پس زمینه
disjointedness U عدم ارتباط
log off U قطع ارتباط
login U قطع ارتباط
logging off U قطع ارتباط
logging in U برقراری ارتباط
log out U قطع ارتباط
disconnection U قطع ارتباط
subcontrariety U ارتباط قیاسی
relevance U ربط ارتباط
log on U برقراری ارتباط
put through U ارتباط پیداکردن
communication U ارتباط و مخابرات
extraneousness U عدم ارتباط
communication network U شبکه ارتباط
association U پیوند ارتباط
cryptocommunication U ارتباط رمز
wires U ارتباط باسیم
associations U پیوند ارتباط
extraneity U عدم ارتباط
tie-ins U وسیله ارتباط
tie-in U وسیله ارتباط
connexion U ارتباط اتصال
one sided communication U ارتباط یکسویه
inaccessible U ارتباط ناپذیر
communicability U قابلیت ارتباط
communications U ارتباط و مخابرات
conversational interaction U ارتباط محاورهای
communicability U ارتباط پذیری
intercoms U ارتباط داخلی
mitwelt U ارتباط با همنوع
communicable U قابل ارتباط
arithmetic relation U ارتباط محاسباتی
tie in U وسیله ارتباط
association coefficient U ضریب ارتباط
attachment plug U دوشاخه ارتباط
data communication U ارتباط داده ها
communication theory U نظریه ارتباط
juxtaposition U ارتباط اجباری
disconnectedly U بدون ارتباط
connects U ارتباط رخها
intercom U ارتباط داخلی
signal communications U ارتباط و مخابرات
selective signalling U ارتباط مخصوص
data communication U ارتباط دادهای
asynchronous commuinication U ارتباط ناهمزمان
wire U ارتباط باسیم
agency of communications U منبع ارتباط
interlocking U بهم ارتباط داشتن
correlation U ارتباط همبسته کردن
liaised U ارتباط پیدا کردن
liaises U ارتباط پیدا کردن
incommunicado U بدون وسایل ارتباط
piezoelectric U ارتباط در بعضی موادکریستالی
liaising U ارتباط پیدا کردن
disconnecting U قط ع ارتباط بین دو وسیله
liaise U ارتباط پیدا کردن
interlocks U بهم ارتباط داشتن
linkages U اتصال وسیله ارتباط
disconnects U قط ع ارتباط بین دو وسیله
communication network U شبکه ارتباط و مخابرات
linkage U اتصال وسیله ارتباط
telepathy U ارتباط افکار با یکدیگر
pecking order <idiom> U راه ارتباط بایکدیگر
inconsequence U فقدان ارتباط منطقی
backgrounds U فعالیت ارتباط دادهای
tele communication U ارتباط دور برد
background U فعالیت ارتباط دادهای
combat liaison U ربط و ارتباط رزمی
communicate ارتباط برقرار کردن
cryptocommunication U ارتباط ومخابرات رمزی
interlocked U بهم ارتباط داشتن
landing signal officer U افسر ارتباط فرود
mass media U وسایل ارتباط جمعی
disconnect U قط ع ارتباط بین دو وسیله
disrelation U عدم ارتباط بی ارتباطی
interlock U بهم ارتباط داشتن
coherent U دارای ارتباط یا نتیجه منطقی
synesis U ارتباط مفاهیم ربط معانی
intercommunication system U ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
dealing U مکاتبات و ارتباط دوستانه یا بازرگانی
equipotential bonding conductor connection U ارتباط رسانای پیوند هم پتانسیل
logging-on U برقراری ارتباط [رایانه شناسی]
group U کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
journals U گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
twin sideband U ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
primary U خط ارتباط و با کارایی بالا ISDN
wigway U ارتباط و مخابرات به وسیله پرچم
journal U گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
interactive U که ارتباط بین کاربر و کامپیوتر
extrajudicial U بدون ارتباط به موضوع دعوی
wigwag U ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
groups U کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
communicate U مراوده کردن ارتباط برقرارکردن
communicates U مراوده کردن ارتباط برقرارکردن
electronic security U رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
relevant U آنچه ارتباط مهمی دارد
communicated U مراوده کردن ارتباط برقرارکردن
dialog U ارتباط بین وسیله ها مثل کامپیوتر ها
open system interconnection reference U مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
dialogue U ارتباط بین وسیله ها مثل کامپیوتر ها
dialogues U ارتباط بین وسیله ها مثل کامپیوتر ها
intercom U سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
docking U ارتباط مکانیکی دو فضاپیما دریک مدار
telecommuting U ارتباط برقرار کردن راه دور
scheduled circuits U خط وط تلفن فقط برای ارتباط دادهای
boat train U [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
pull up U اتصال یا برقراری ارتباط با یک سطح ولتاژ
continuity U مسیر ارتباط واضح بین دو نقط ه
tropospheric scatter U سیستم ارتباط چند چانله تروپوسفری
communication deception U گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
control line U ارتباط بین اپراتور و خط کنترل هواپیما
intercoms U سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
contact U ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting U ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted U ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
dte U وسیلهای که از آن مسیر ارتباط آغاز یا به آن ختم میشود
combat liaison U حفظ ارتباط بین هواپیماها درحین پرواز
combined communication board U هیئت برقرار کننده ارتباط درستادهای مرکب
contacts U ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
suite U مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
suites U مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
datacom U امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
signing on U فرایند ایجاد یک ارتباط مابین کامپیوتر و استفاده کننده
cyberspace U دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
decouple U جدا کردن یا قطع ارتباط بین اجزاء یک سیستم
communication U سوکت یا اتصال فیزیکی که به وسیله اجازه ارتباط میدهد
circuits U مداری که امکان ارتباط داده دو جهته برقرار میکند
circuits U ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
circuit U مداری که امکان ارتباط داده دو جهته برقرار میکند
communication U مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد
database U شرح روش ارتباط رکوردها و فیلدهای پایگاه داده
databases U شرح روش ارتباط رکوردها و فیلدهای پایگاه داده
interactive U ارتباط بین یک گروه از مردم با وسایل ارتباطی مختلف
map U شرح نحوه ارتباط رکوردها و فیلدها در پایگاه داده ها
intercommunication system U سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
circuit U ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
maps U شرح نحوه ارتباط رکوردها و فیلدها در پایگاه داده ها
answered U مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
HMI U امکاناتی برای بهبود ارتباط بین کاربرد سیستم کامپیوتری
X series U تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
answering U مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
HMI's U امکاناتی برای بهبود ارتباط بین کاربرد سیستم کامپیوتری
LLC U EEEI استاندارد بیان پروتکل ارسال در سطح ارتباط داده
answer U مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
answers U مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
human computer U امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com