English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cultivated land U اراضی محیات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cultivated U محیات
cultivated land U زمین محیات
accumulative area U اراضی سوارشونده
quiet enjoyment U حق انتفاع اراضی
occupied territory U اراضی اشغالی
occupied territories U اراضی اشغالی
land grant U اعطای اراضی
land distribution U توزیع اراضی
conservation of land U حفظ اراضی
land development U احیای اراضی
seisin U مالکیت اراضی
tidal flats U اراضی جزرومدی
unutilized land U اراضی موات
innings U اراضی مستحدثه
utilized lands U اراضی دایر
vesture U تصرف اراضی
waste land U اراضی موات
waste lands U اراضی موات
uti possidetis U تملک اراضی اشغالی
uti possidetis U تملک اراضی مفتوحه
reclaimed U احیاء اراضی موات
reclaiming U احیاء اراضی موات
reclaim U احیاء اراضی موات
reclaims U احیاء اراضی موات
cultivation of waste land U احیا اراضی موات
escheat U اراضی بلا وارث
redemption U پرداخت مالیات اراضی
cession of territory U واگذار کردن اراضی مملکت
land office U اداره املاک وثبت اراضی
polder U اراضی پست کنار دریا
vender's lien U حق حبس بایع در معامله اراضی
planning permission U اجازه عمران و ابادی اراضی
terre tenant U متصرف یا ساکن بالفعل اراضی
land poor U دارای اراضی بی حاصل وکم فایده
cadastre U دفترممیزی وتقویم وثبت اراضی واملاک
He has laid hands on these lands. U دست انداخته روی این اراضی
beachheads U پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachhead U پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
backwoods U اراضی جنگلی دوراز شهر جنگلهای دورافتاده
cadastral U مربوط به ممیزی عواید و ثبت اراضی واملاک
subinfeudate U اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیردیگری برای بیعت با او
fee tail U تقسیم تناصفی اراضی از طرف مالک ملک موقوف یا حبس شده
agrarianism U تساوی در پخش زمین طرفداری از تقسیم اراضی بتساوی بین مردم
arrentation U پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
waste of manor U اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
expandsionism U اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
leases U در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease U در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
occupation franchise U حق رای در انتخابات درصورتی که مستلزم درتصرف داشتن مقداربخصوصی از اراضی در حوزه محل رای گیری باشد
fee tail U تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
root of title U منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
irredentism U نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com