Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
money player
U
ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hard game
U
بازی دشوار
best ball
U
بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
naps
U
بهترین شرکت کننده
napping
U
بهترین شرکت کننده
nap
U
بهترین شرکت کننده
napped
U
بهترین شرکت کننده
adjudicates
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
presenters
U
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
U
ارائه کننده معرفی کننده
presentor
U
ارائه کننده معرفی کننده
Hunger is the best sauce.
<proverb>
U
گشنگی بهترین خوشمزه کننده غذا است.
[ضرب المثل ]
presenting bank
U
بانک ارائه کننده
brand leader
U
بهترین علامت تجاری بهترین مارک
editing run
U
در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
artificial intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
impersonator
U
بازی کننده سهم کسی در نمایش
impersonators
U
بازی کننده سهم کسی در نمایش
name part
U
بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
squash tennis
U
بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
deep
<adj.>
U
دشوار
difficult
U
دشوار
tough
U
دشوار
inexplicable
U
دشوار
toughest
U
دشوار
tougher
U
دشوار
operose
U
دشوار
roughest
U
دشوار
arduous
U
دشوار
trickly
U
دشوار
operous
U
دشوار
rough
U
دشوار
hard
U
دشوار
spiny
U
دشوار
nerve wrack
U
دشوار
intolerable
U
دشوار
strait
U
دشوار
mind-boggling
U
دشوار
straits
U
دشوار
mind-blowing
U
دشوار
inexplicit
U
دشوار
rock bound
U
دشوار
spinose
U
دشوار
hardest
U
دشوار
harder
U
دشوار
nerve-racking
U
دشوار
nerve racking
U
دشوار
metaphisical
U
دشوار
pride
U
بهترین
prided
U
بهترین
prides
U
بهترین
foremost
U
بهترین
priding
U
بهترین
first class
U
بهترین
tiptop
U
بهترین
the best of all
U
بهترین
gilt-edged
U
بهترین
gilt edged
U
بهترین
best
U
بهترین
of the first water
U
بهترین
gilt edge
U
بهترین
sores
U
سخت دشوار
insuperability
U
دشوار گیری
dilemmas
U
وضع دشوار
poseur
U
پرسش دشوار
poseurs
U
پرسش دشوار
tour de force
U
کار دشوار
poser
U
پرسش دشوار
escapade
U
فراراززندگی دشوار
dilemma
U
وضع دشوار
formidable
U
دشوار نیرومند
slippery
U
دشوار لغزان
escapades
U
فراراززندگی دشوار
sticky
U
دشوار سخت
laborious
U
دشوار پرزحمت
sore
U
سخت دشوار
clutching
U
وضع دشوار
clutches
U
وضع دشوار
herculean
U
بسیار دشوار
clutched
U
وضع دشوار
clutch
U
وضع دشوار
knotted
U
سفت دشوار
posers
U
پرسش دشوار
crux
U
مسئله دشوار
top-notch
<idiom>
U
عالی ،بهترین
quality
U
بهترین کیفیت
qualities
U
بهترین کیفیت
In the best possible manner.
U
به بهترین وجه
best
U
بهترین کار
best
U
به بهترین وجه
optimum
U
بهترین امکان
best efforts
U
بهترین مساعی
jaw breaking
U
دشوار برای تلفظ
impasse
U
وضع بغرنج و دشوار
onerous
U
دشوار طاقت فرسا
succussatory
U
دارای حرکت دشوار
glossary
U
فرهنگ لغات دشوار
uphill
U
جاده سربالا دشوار
hot potato
U
کار دشوار و ناخوشایند
pickles
U
خیارترشی وضعیت دشوار
pickle
U
خیارترشی وضعیت دشوار
to be in a pickle
<idiom>
U
در وضعیتی دشوار بودن
glossaries
U
فرهنگ لغات دشوار
hot potatoes
U
کار دشوار و ناخوشایند
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
classic
U
مطابق بهترین نمونه
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
tip top
U
بهترین اعلی درجه
classics
U
مطابق بهترین نمونه
best move
U
بهترین حرکت شطرنج
primed
U
کمال بهترین قسمت
prime
U
کمال بهترین قسمت
first-class
U
درخورمردم طبقه یک بهترین
primes
U
کمال بهترین قسمت
skimeister
U
بهترین اسکی باز
back on one's feet
<idiom>
U
به بهترین سلامتی رسیدن
designated tournament
U
مسابقه بهترین بازیگران
(live off the) fat of the land
<idiom>
U
بهترین از هرچیز را داشتند
dressed to kill
<idiom>
U
بهترین لباس را پوشیدن
lion share
U
بزرگترین یا بهترین بخش
hydra
U
چیزی که برانداختن ان دشوار است
insupportable
U
دشوار غیر قابل مقاومت
However difficult the circumstances
[are]
, ...
U
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
beluga
U
نام بهترین نوع خاویار
The best advice is, not to give any
<idiom>
U
بهترین اندرز ندادن آن است
dress up
<idiom>
U
بهترین لباس خود را پوشیدن
best governed country
U
کشوری که بهترین طرزحکومت رادارد
honesty is the best policy
U
راستی ودرستی بهترین رویه
You are counted among my best friends.
U
شما را از بهترین دوستانم می شمارم
History is the best testimony.
U
تاریخ بهترین شاهد است
flight
U
بهترین نتیجه دور مقدماتی
the best thatone can do
U
بهترین کاری که میتوان کرد
hit it off with someone
<idiom>
U
بهترین همراه با کسی داشتن
tongue twister
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister
U
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
golden shoe
U
بهترین جایزه گلزن فصل اروپا
ground badge
U
علامت بهترین درجه دار یاسرباز
the best game out
U
بهترین بازیکه تاکنون پیداشده است
Which is the best way to Tehran ?
U
بهترین راه به تهران کدام است ؟
give someone the benefit of the doubt
<idiom>
U
همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
make the best of
<idiom>
U
دربدترین شرایط بهترین را انجام دادن
optima legum ilerpres est consuetudo
U
عرف و عادت بهترین تفسیرقانونی است
i had best to leaveit
U
بهترین کاران است که ان راول کنیم
I wish you the best of luck.
U
بهترین موفقیتها رابرایتان آرزومی کنم
overparted
U
دارای سهم زیاد یا دشوار سنگین بار
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
heisman trophy
U
جام هایزمن برای بهترین بازیگر دانشگاهی
cover search
U
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
to make the most of
U
به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
sullivan award
U
جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
least cost design
U
بهترین روش استفاده از حافظه به کمک فضا یا قط عات
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
U
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
record prices
U
بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
handicaps
U
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicap
U
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
Bureaucracy . Red tape .
U
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
b display
U
ارائه ب
m display
U
ارائه ام
c scan
U
ارائه سی
n display
U
ارائه ان
c display
U
ارائه سی
l scan
U
ارائه ال
n scan
U
ارائه ان
presentations
U
ارائه
l display
U
ارائه ال
h display
U
ارائه اچ
h scan
U
ارائه اچ
p scan
U
ارائه پی
p display
U
ارائه پی
d display
U
ارائه دی
d scan
U
ارائه دی
j scan
U
ارائه جی
f display
U
ارائه اف
f scan
U
ارائه اف
range bearing display
U
ارائه بی
b scan
U
ارائه ب
g display
U
ارائه جی
presentment
U
ارائه
adductor
U
ارائه
g scan
U
ارائه جی
k display
U
ارائه کی
ppi scan
U
ارائه پی پی ای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com