English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
play out one's option U ادامه بازی در تیم پس ازپایان قرارداد بدون قراردادجدید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
carry one's bat U تا پایان بازی ادامه دادن کارتوپزن بدون سوختن
negotiated contract U قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
gamesmanship U مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
time in U ادامه بازی پس از توقف
continuous U آنچه بدون توقف ادامه یابد
run on U ادامه دادن متن بدون توقف
An open - dated agreement ( contract) . U قرارداد بدون مدت
free agents U بازیگر بدون قرارداد
free agent U بازیگر بدون قرارداد
let (something) ride <idiom> U ادامه دادن بدون عوض شدن شرایط
open-ended employment contract [employment contract of unlimited duration] U قرارداد کار بدون مدت
nude contruct U قرارداد بدون وجه التزام تخلف
boostrap operation U عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
free wheeling U بازی بدون نقشه قبلی
maiden over U بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
kick about U فوتبالی که بدون قانون بازی میکنند
movement off-the-ball U بازی بدون توپ [تمرین ورزش فوتبال]
swingweight U وضع متعادل چوب گلف پس ازپایان حرکت
cutback U بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
To play for love . U عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
cutbacks U بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
escalation U مادهای در قرارداد که براساس ان قیمتهای قرارداد تعدیل میگردد
parol contract U قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
contra preferentum rule U درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
rapallo treaty U قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
phantom order U قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
holocene U وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
hold over U به تصرف ملک ادامه دادن ادامه دادن
potsdom agreement U موافقتنامه پوتسدام موافقتنامه منعقده بین امریکاو شوروی و انگلیس پس ازپایان جنگ جهانی دوم به سال 5491 که در ان سه دولت خط مشی خود را نبست به المان اشغال شده
cost contract U قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
shinny U بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade U بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame U مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat U بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay U بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
informally U بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation U بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
game U وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib U ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney U بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring U بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight U ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
unformed U بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
inning U گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
flat U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
charlatanic U امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game U بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade U نمایش لال بازی ودلقک بازی
of no interest U بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently U آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
Taoism U روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law U مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
Bureaucracy . Red tape . U کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
unbranched U بدون انشعاب بدون شعبه
offhand U بدون مقدمه بدون تهیه
achylous U بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed U بدون اضطراب بدون کشش
resumption U ادامه
continuation line U خط ادامه
continuance U ادامه
continuation U ادامه
going on U ادامه
keep up <idiom> U ادامه دادن
discontinues U ادامه ندادن
duration U مدت ادامه
over run U ادامه به کاردادن
hold on U ادامه دادن
carry-on U ادامه دادن
extend U ادامه دادن
discontinue U ادامه ندادن
to continue U ادامه دادن
run on U ادامه دادن
discontinuing U ادامه ندادن
continuable U قابل ادامه
continuant U ادامه دهنده
continuation card U کارت ادامه
continuative U ادامه دهنده
continue statement U حکم ادامه
extending U ادامه دادن
extends U ادامه دادن
carry on U ادامه دادن
keep U ادامه دادن
keeps U ادامه دادن
reopened U ادامه دادن
for a continuance U برای ادامه
reopen U ادامه دادن
reopening U ادامه دادن
reopens U ادامه دادن
to follow U ادامه دادن
discontinued U ادامه ندادن
go along <idiom> U ادامه دادن
furthered U ادامه دادن
furthering U ادامه دادن
furthers U ادامه دادن
discontinuance U عدم ادامه
discontinuation U عدم ادامه
to take up U ادامه دادن
to run on U ادامه داشتن
to carry on U ادامه دادن
to keep on U ادامه دادن
to drag on or out U ادامه دادن
hold good <idiom> U ادامه دادن
hang on <idiom> U ادامه دادن
go on <idiom> U ادامه دادن
keep on U ادامه دادن
bring on U ادامه دادن
continues U ادامه دادن
further U ادامه دادن
take up U ادامه دادن
continue U ادامه دادن
thwarted U ادامه دادن یا کشیدن
shorthanded U ادامه با بازیگر کمتر
dash U مسیری را ادامه دادن
to set on U با زور ادامه دادن
dashes U مسیری را ادامه دادن
thwart U ادامه دادن یا کشیدن
dwell at U به تیراندازی ادامه دادن
fall behind <idiom> U درمانده از ادامه راه
sustaining U نگهدارنده ادامه دهنده
dashed U مسیری را ادامه دادن
follow-through U ادامه حرکت پس از ضربه
follow-throughs U ادامه حرکت پس از ضربه
track U ادامه گوی در مسیربولینگ
inability to box U ناتوان از ادامه دادن
dwell at U اتش را ادامه دادن
to press ahead with U با زور ادامه دادن
contd U مخفف ادامه یافته
tracks U ادامه گوی در مسیربولینگ
continuator U ادامه دهنده مستمر
transattack period U مدت ادامه تک اتمی
viability U امکان ادامه حیات
tracked U ادامه گوی در مسیربولینگ
live on U بزندگی ادامه دادن
bide U بکاری ادامه دادن
detainer U حکم ادامه توقیف
go head U ادامه بدهید بفرماید
keep the home fires burning <idiom> U اجازه ادامه دادن
continuation U عمل ادامه دادن
Keep moving! U ادامه بده [بدهید ] به راه!
viability U قدرت ادامه زندگی پس از تولد
topspin U ادامه حرکت چرخش توپ
discounting match U ادامه ندادن به مسابقه کشتی
resumes U چکیده کلام ادامه یافتن
run U دوام یافتن ادامه دادن
resuming U چکیده کلام ادامه یافتن
keep up with <idiom> U به شکل قبل ادامه دادن
runs U دوام یافتن ادامه دادن
resume U چکیده کلام ادامه یافتن
hang on U ادامه دادن دوام داشتن
stick it out <idiom> U طاقت آوردن ،ادامه دادن
maintained U ابقا کردن ادامه دادن
Gothic Survival U [ادامه عنصر سبک گوتیک]
border break U ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
maintain U ابقا کردن ادامه دادن
resumed U چکیده کلام ادامه یافتن
maintrain U ادامه دادن عقیده داشتن
give someone the green light <idiom> U اجازه ادامه به کار رادادن
maintains U ابقا کردن ادامه دادن
i took up where he left U از جایی که او ول کرد من ادامه دادم
extrapolation U ادامه روند تعمیم دهی
extrapolations U ادامه روند تعمیم دهی
go on U سخن خود را ادامه دهید
robust U که کار را پس از خطا ادامه میدهد
robustly U که کار را پس از خطا ادامه میدهد
touch in goal line U ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
pick up <idiom> U ادامه دادن ،دوباره شروع کردن
to keep the field U جنگ یاعملیات جنگی را ادامه دادن
There's more to come. <idiom> U باز هم هست. [هنوز ادامه داره]
resumptive U ادامه دهنده دوباره بدست اورنده
pull off U باوجود مشکلات بکارخود ادامه دادن
I can't go on any longer. U من دیگر نمی توانم ادامه بدهم.
to rumble on [British E] U ادامه دادن به شکایت پر سرو صدا
border break U ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشیه ان
continue port/starboard U چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
deed of covenant U قرارداد
defoult U قرارداد
deeds U قرارداد
deed U قرارداد
default U قرارداد
defaulted U قرارداد
defaulting U قرارداد
treaty U قرارداد
contract U قرارداد
treaties U قرارداد
protocols U قرارداد
defaults U قرارداد
protocol U قرارداد
contract U :قرارداد
convenant U قرارداد
acted U قرارداد
conventions U قرارداد
act U قرارداد
agreements U قرارداد
convention U قرارداد
mise U قرارداد
pact U قرارداد
agreement U قرارداد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com