English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
parthian glance U اخرین نگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
last in , first out U اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
Lilos U اخرین صادره از اخرین وارده
closing date U اخرین روز اخرین فرصت
Lilo U اخرین صادره از اخرین وارده
bell lap U زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
final bomb release line U اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
gloated U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek U باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloating U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me U بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
final protective line U خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
glanced U نگاه نگاه مختصر
glances U نگاه نگاه مختصر
glance U نگاه نگاه مختصر
finals U اخرین
final U اخرین
lastmentioned U اخرین
to the last U تا اخرین دم
bottommost U اخرین
last a U اخرین
match points U اخرین امتیاز
match point U اخرین امتیاز
upshot U اخرین شماره
nightcap U اخرین مسابقه
topnotch U اخرین نقطه
final price U اخرین قیمت
final coordination line U اخرین خط هماهنگیها
to the bitters end U تا اخرین دم یاحد
nightcaps U اخرین مسابقه
deadlines U اخرین مهلت
the very last drop U اخرین قطره
deadline U اخرین مهلت
inextremis U در اخرین مرحله
lasts U اخرین اخیر
lasted U اخرین اخیر
last U اخرین اخیر
the last two U اخرین دوتا
reserve price U اخرین بها
tag end U اخرین قسمت
set point U اخرین امتیاز
bitter end U اخرین پریشانی
pis aller U اخرین چاره
stoppress U اخرین خبر
current U فعلی اخرین اطلاعات
up to date U مطابق اخرین طرز
bell lap U اخرین دور مسابقه
deadlines U سررسید اخرین فرصت
ultimatum U اخرین پیشنهاد قطعی
deadline U سررسید اخرین فرصت
ultimata U اخرین پیشنهاد قطعی
Halloween U اخرین شب ماه اکتبر
pis aller U اخرین پناه چاره
surrebutter U اخرین پاسخ خواهان
set point U اخرین امتیاز بازی
last but not least U اخرین ولی نه کمترین
ultimatums U اخرین پیشنهاد قطعی
final protective fires U اخرین اتشهای حفافتی
currents U فعلی اخرین اطلاعات
up-to-date U مطابق اخرین طرز
up-to-date U حاوی اخرین اطلاعات
up to date U حاوی اخرین اطلاعات
no wind position U اخرین محل هواپیما
her last was a son U اخرین بچهای که زایید پسربود
omega U اخرین حرف الفبای یونانی
faena U اخرین ضرباتی که گاو را می کشد
closing prices U اخرین قیمت معامله شده
rear point U اخرین قسمت عقب دار
filo U اخرین صادره از اولین وارده
gun lap U شلیک اخرین دور مسابقه دو
hallow een U شب اولیاء :اخرین شب ماه اکتبر
isaid in my last U در اخرین نامه خود گفتم
lifo last in first out U اولین صادره از اخرین وارده
i am nat my last shifts U اخرین وسیله یا تدبیر من اینست
what is the latest U خبر تازه چه دارید اخرین خبرچیست
stretch runner U تلاش زیاد اسب در اخرین مرحله
match point U اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match points U اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
autumns U اخرین قسمت سومین دوره زندگی
home hole U اخرین بخش زمین یا یک دوربازی گلف
break ball U اخرین گوی مانده روی میزبیلیارد
autumn U اخرین قسمت سومین دوره زندگی
thule U اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
all the way U اخرین یورش برای لمس نقطه نهایی
last supper U اخرین شام حضرت عیسی باحواریون خود
z U بیست و ششمین و اخرین حرف الفبای انگلیسی
previous spot U نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
target approach point U اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
telophase U اخرین مرحله تقسیم غیر مستقیم سلولی
orphans U اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
orphaned U اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
orphan U اخرین خط یک پاراگراف که دربالای یک صفحه از متن تنهاقرار دارد
maximized U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
teliospore U جدارصخیم اخرین مرحله ایجاد قارچ موجد زنگ گیاهی
maximizes U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximised U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizing U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximises U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximising U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximize U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
fetch ahead U فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
resume U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumes U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resuming U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
sweeper U اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
sweepers U اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
dress rehearsal U اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
ctrl break U در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
dress rehearsals U اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
restatement of the law U مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
chalk U مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalks U مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalked U مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
chalking U مالیدن گچ بر سر چوب بیلیارد شرطبندی روی اسب در اخرین لحظات اسب موردتوجه عموم
currency U داشتن اخرین اطلاعات پول رایج پول نقد
currencies U داشتن اخرین اطلاعات پول رایج پول نقد
deceleration time U زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
parting injuncyions U دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
terminal port U بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
mask design U اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
gander U : نگاه
glimpses U نگاه کم
glimpsed U نگاه کم
glimpse U نگاه کم
observantion U نگاه
look here U نگاه کن
glimpsing U نگاه کم
ganders U : نگاه
i say U نگاه کن
regard U نگاه
leers U نگاه چپ
regarded U نگاه
regards U نگاه
leer U نگاه چپ
leer U نگاه کج
slants U نگاه کج
leered U نگاه کج
slanted U نگاه کج
view U نگاه
gloatingly U با نگاه
look U نگاه
looked U نگاه
leering U نگاه چپ
leering U نگاه کج
leered U نگاه چپ
slant U نگاه کج
by sight U از نگاه
looks U نگاه
leers U نگاه کج
leering U نگاه کج کردن
leering U نگاه دزدکی
an intent look U یک نگاه مشتاقانه
peeper U نگاه کننده
gape seed U نگاه خیره
leers U نگاه دزدکی
an upward glance U نگاه سربالا
an am or ous glance U یک نگاه عاشقانه
gazing U نگاه خیره
pryingly U با نگاه دقیق
glimpse U نگاه سریع
gazes U نگاه خیره
preservatize U نگاه داشتن
gazed U نگاه خیره
gaze U نگاه خیره
tenable U نگاه داشتنی
leers U نگاه کج کردن
at first sight U بیک نگاه
leered U نگاه کج کردن
gloatingly U با نگاه خیره
glimpses U نگاه انی
glimpses U نگاه سریع
glimpsing U نگاه انی
glimpsing U نگاه سریع
i say U نگاه کنید
keek U نگاه دزدانه
at a glance U بیک نگاه
glaringly U با نگاه خیره
retrospect U نگاه به گذشته
holder U نگاه دارنده
look down U با نگاه از رو بردن
glimpsed U نگاه سریع
glimpsed U نگاه انی
voyeur U نگاه کننده
gapeseed U نگاه خیره
leered U نگاه دزدکی
oeillade U نگاه عاشقانه
leer U نگاه کج کردن
leer U نگاه دزدکی
holders U نگاه دارنده
upholders U نگاه دارنده
upholder U نگاه دارنده
looker U نگاه کننده
kept U نگاه داشته
glimpse U نگاه انی
voyeurs U نگاه کننده
leontief table U نگاه کنید به :
to look on with U نگاه کردن
dirty look <idiom> U چپ چپ نگاه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com