English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
power of the keys U اختیارات کلیسای پاپ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
isocratic U دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
feria U کلیسای کاتولیک و کلیسای انگلیس روزهای عادی هفته
reunionism U دلبستگی به پیوند کلیسای کاتولیک با کلیسای انگلیس
lady-chapel U [کلیسای کوچک در کلیسای اصلی برای تکریم]
authorizations U اختیارات
delegation of authority U دادن اختیارات
limited power U اختیارات محدود
full powers U اختیارات تام
full power U اختیارات تام
in power U دارای اختیارات
devolution U تفویض اختیارات
To have full powers. U اختیارات کامل داشتن
deed of assignment U سند واگذاری اختیارات
ultra vires U تجاوز از حدود اختیارات
excathedra U طبق اختیارات محوله
mandatory powers U اختیارات دولت قیم
fully empovered U دارای اختیارات تام
ultra vires U بیش از حدود اختیارات قانونی
divest someone of his power U از کسی سلب اختیارات کردن
ultra vires U خارج از حدود اختیارات قانونی
straw boss U [سرپرست فاقد اختیارات کافی]
deprive someone of his power U از کسی سلب اختیارات کردن
To exceed ones authority. U ازحدود اختیارات خود فراتر رفتن
proconsul U افسر دارای بعضی اختیارات کنسولی
the bill defined his powers U حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
lagate a latere U نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
titular charge daffaires U کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
I have a free hand in this matter. U دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
isocracy U حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
cathedrals U کلیسای جامع
kirk U کلیسای اسکاتلند
popery U کلیسای کاتولیک رم
romanist U عضو کلیسای رم
greek church U کلیسای خاور
minster U کلیسای بزرگ
st peter's U کلیسای سن پیر
Coptic Church U کلیسای قبطی
chapel U کلیسای کوچک
cathedral U کلیسای جامع
the orthodox church U کلیسای ارتودوکس
the orthodox church U کلیسای خاور
cross-doomed U کلیسای گنبددار
greek church U کلیسای شرقی
chapels U کلیسای کوچک
Church of England U کلیسای انگلستان
cross-church U کلیسای صلیبی
exchange of full powers U رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
orthodoxly U بشیوه کلیسای خاور
C. of E U مخفف کلیسای انگلیس
Collegiate church U کلیسای وقف ایتام
established church U کلیسای قانونی و شرعی
Catholic U عضو کلیسای کاتولیک
episcopalianism U پیروی از کلیسای اسقفی
greed orthodox U کلیسای ارتدکس یونانی
greek catholic U عضو کلیسای شرقی
nonconformist U مخالف کلیسای رسمی
Catholics U عضو کلیسای کاتولیک
laura U صومعه کلیسای شرقی
episcopalians U پیرو کلیسای اسقفی
nonconformists U مخالف کلیسای رسمی
canon low U قانون کلیسای کاتولیک
episcopalian U پیرو کلیسای اسقفی
dominie U عنوان کشیشان کلیسای هلند
Cluny U [کلیسای کلونی به سبک رنسانس]
orthodox U مطابق عقاید کلیسای مسیح
Roman Catholic U وابسته به کلیسای کاتولیک روم
Roman Catholics U وابسته به کلیسای کاتولیک روم
archimandrite U رئیس دیر در کلیسای شرقی
anglicanism U اصول و انتقادات کلیسای انگلیس
Coptic Church U کلیسای بومی مصر و اتیوپی
parochial school U مدرسه وابسته به کلیسای بخش
nestorian U کلیسای نسطوری قدیم ایران
presbyterian U وابسته به کلیسای مشایخی پروتستان
episcopal U مربوط به کلیسای اسقفی درمسیحیت
gregorian U وابسته به کلیسای گریگوریان ارمنستان
lutheran U وابسته به مارتین لوتر کلیسای لوتران
abbey U کلیسا نام کلیسای وست مینستر
abbeys U کلیسا نام کلیسای وست مینستر
lateran U نام کلیسای جامع رم نامیده میشود
presbyterianism U پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
jacobite U عضو کلیسای قدم سوریه و عراق
lector U قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
departmentalism U اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
romanism U اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
gregorian chant U سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
mantelletta U شنل بلند تا سر زانو مخصوص کاردینال کلیسای کاتولیک
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. U کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
the r. U مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
biretta U یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
parish clerk U کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
nonagium U عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
provincialism U اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
cross-in-square U [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
episcopacy U مقام اسقفی پیروی از کلیسای اسقفی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com