English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
acopia U اختلال استنساخ شکل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
multiplication of copies U استنساخ
exemplification U استنساخ
transcriptions U استنساخ
transcription U استنساخ
transcriptions U رونویسی استنساخ
transcription U رونویسی استنساخ
derivation U استنساخ استخراج
copying U استنساخ کردن
derivations U استنساخ استخراج
copy U استنساخ کردن
copied U استنساخ کردن
copies U استنساخ کردن
memorials U نسخه استنساخ شده
memorial U نسخه استنساخ شده
transcribe U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
noises U اختلال
line hit U اختلال خط
impairment U اختلال
noise U اختلال
distribance U اختلال
derangement U اختلال
disorders U اختلال
disorder U اختلال
irregularity U اختلال
perturbation U اختلال
tribulations U اختلال
tribulation U اختلال
perturbations U اختلال
disturbances U اختلال
disturbance U اختلال
impariment U اختلال
neuremia U اختلال پی ها
line noise U اختلال
unsoundness of mind U اختلال مشاعیر
quantization noise U اختلال تدریج
perturbation theory U نظریه اختلال
conduct disorder U اختلال رفتاری
personality disturbance U اختلال شخصیت
interference U اختلال در سیگنال
convulsive disorder U اختلال تشنجی
radar trapping U اختلال رادار
clamper U برای قط ع اختلال
character disorder U اختلال منش
time jitter U اختلال زمانی
ageusia U اختلال چشایی
time flutter U اختلال زمانی
thought disorder U اختلال فکر
sexual disorder U اختلال جنسی
mental disorder U اختلال مشاعیر
background noise U اختلال پس زمینه
apselaphesia U اختلال بساوشی
dissociative disorder U اختلال گسستی
factitious disorder U اختلال ساختگی
neuremia U اختلال اعصاب
kettle of fish U اشفتگی اختلال
lalopathy U اختلال گویایی
psychiatric disorder U اختلال روانی
mental disturbance U اختلال روانی
mental disorder U اختلال روانی
mental defectives U اختلال حواس
mental abnormality U اختلال مشاعر
noise immunity U مصونیت از اختلال
emotional disturbance U اختلال هیجانی
cyclic disorder U اختلال دورهای
personality disorder U اختلال شخصیت
paramnesia U اختلال حافظه
organic disorder U اختلال عضوی
developmental disorder U اختلال رشدی
oppositional disorder U اختلال نافرمانی
dysbulia U اختلال اراده
dysmenorrhea U اختلال قاعدگی
dystonia U اختلال تونوس
emotional disorder U اختلال هیجانی
magnetic anomaly U اختلال مغناطیسی
dyspepsia U اختلال هضم
unbalance U اختلال مشاعر
unbalancing U اختلال مشاعر
perturbations U انحراف اختلال
neurosis U اختلال روانی
neurosis U اختلال اعصاب
neuroses U اختلال روانی
neuroses U اختلال اعصاب
perturbation U انحراف اختلال
unbalances U اختلال مشاعر
font id conflict U اختلال شناسایی فونت
eating disorder U اختلال خورد و خوراک
neurotic U دچار اختلال عصبی
dysmetria U اختلال حرکتی- تخمینی
dyscrasia U اختلال مزاجی یا دماغی
dysaesthesia U اختلال حواس جسمانی
formal thought disorder U اختلال صوری فکر
generalized anxiety disorder U اختلال اضطراب فراگیر
pipped U اختلال مزاج خال
schizoaffective disorder U اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
pips U اختلال مزاج خال
protanomaly U اختلال سرخ بینی
pipping U اختلال مزاج خال
shared paranoid disorder U اختلال پارانویایی مشترک
organic mental disorder U اختلال روانی عضوی
somatization disorder U اختلال جسمانی کردن
somatoform disorder U اختلال جسمانی شکل
pip U اختلال مزاج خال
schizophreniform disorder U اختلال اسکیزوفرنی شکل
disorderliness U اختلال بهم خوردگی
bipolar affective disorder U اختلال عاطفی دو قطبی
maimed U اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maim U اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims U اختلال یا از کارافتادگی عضوی
amimia U اختلال بیانگری چهره
acute brain disorder U اختلال مغزی حاد
content thought disorder U اختلال محتوایی فکر
maiming U اختلال یا از کارافتادگی عضوی
transmission U خطای ناشی از اختلال در خط
transmissions U خطای ناشی از اختلال در خط
deranyement U اختلال مرهم زنی
affective disorders اختلال های عاطفی
dyspeptic U دارای اختلال هاضمه
perturbation [terms] U آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
paresthesia U اختلال حس لمس بصورت خارش
post traumatic stress disorder U اختلال فشار روانی پس اسیبی
radar trapping U اختلال پیدا کردن رادار
dystonia U اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
unbalancing U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
background U اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalance U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
backgrounds U اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalances U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
babble U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
schizoid U مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
babbles U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
corruption U خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
quantize U اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
signaled U اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noises U اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signal U اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
induce U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
noise U اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
induced U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
signalled U اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
disaster dump U اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
noises U توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hit U دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
noise U توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hitting U دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits U دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
voltage U خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
bends U بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
parkinsonism U اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
voltages U خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
trapezoidal distortion U اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
electromagnetic U اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
surges U افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged U افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surge U افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
center of gravity limits U محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
noisy mode U رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
fluttering U کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
shell-shock U اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
fluttered U کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutter U کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters U کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
shell shock U اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
glitch U یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches U یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
NetShow U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
crash protected U دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
intermittent error U خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
degradation U کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
flicker U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour U که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com