Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
double click
U
احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clicked
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
click
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
drags
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
dragged
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
drag
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
pull down menu
U
فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
controlled stick steering
U
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
clicking
U
فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
controller
U
دستگاه فرمان
controllers
U
دستگاه فرمان
automatic controller
U
دستگاه فرمان
full magnetic controller
U
دستگاه فرمان تمام مغناطیسی
semimagnetic controller
U
دستگاه فرمان نیم مغناطیسی
governors
U
دستگاه فرمان خودکار گاورنور
governor
U
دستگاه فرمان خودکار گاورنور
single-breasted
U
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single breasted
U
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
air-conditioned
U
اتاقی که هوای آن توسط دستگاه conditioner Air خنک و خشک نگهداری میشود
centrifugal moisture equivalent
U
مقدار ابی که توسط دستگاه سانتریفوژ از یک نمونه خاک مرطوب گرفته میشود
fosdic
U
دستگاه ورودی که توسط اداره امار بکاربرده میشود تا اطلاعات پرسشنامههای اماری تکمیل شده را به درون کامپیوتربخواند
head switching
U
فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
kymogram
U
گراف ثبت شده توسط دستگاه ثبت تغییرات
citation
U
احضار احضار به بازپرسی
repeal
U
احضار کردن احضار
repeals
U
احضار کردن احضار
citations
U
احضار احضار به بازپرسی
source
U
مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
cyclotron
U
دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
ctrl break
U
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna carta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off
U
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
device media control language
U
نوعی زبان که توسط مدیرپایگاه داده استفاده میشودتا شرح فیزیمی پایگاه داده راروی یک دستگاه ذخیره دیسک ایجاد کند
free form
U
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
stand fast
U
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
electroencephalogram
U
منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
biquinary notation
U
دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
steering
U
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
forward march
U
فرمان قدم رو فرمان پیش
processor
U
وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable
U
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
digital read out
U
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
guide on me
U
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
air turbine starter
U
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
gas plasma display
U
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display
U
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
environment
U
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments
U
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menus
U
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menu
U
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
virtual
U
که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
close ranks
U
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
close interval
U
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
button hole
U
جا دکمه
buttons
U
دکمه
tubers
U
دکمه
stop knob
U
دکمه
botton
U
دکمه
tubercle
U
دکمه
button
U
دکمه
gemma
U
دکمه
reset button
U
دکمه
tuberculum
U
دکمه
knop
U
دکمه
tuber
U
دکمه
shooting adjustment keys
U
دکمه
knob
U
دکمه
buttoned
U
دکمه
buttoning
U
دکمه
knobs
U
دکمه
shutter release button
U
دکمه
bottle flower
U
گل دکمه
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
self propulsion
U
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
double breasted
U
کت چهار دکمه
buttonhook
U
دکمه انداز
buttonhole
U
سوراخ دکمه
Buttonhole
U
کتی که در دو طرف دکمه دارد
gemmule
U
دکمه گیاهک
unbuttoned
U
گشودن دکمه
cuff
U
دکمه سردست
unbutton
U
گشودن دکمه
cuffing
U
دکمه سردست
buttonhook
U
سگک دکمه
buttonhook
U
قلاب دکمه
unbuttoning
U
گشودن دکمه
flue stop
U
دکمه ارگ
unbuttons
U
گشودن دکمه
cuffed
U
دکمه سردست
push button
U
دکمه فشاری
cuffs
U
دکمه سردست
gemmiparous
U
دکمه اور
buttonholed
U
سوراخ دکمه
mouse button
U
دکمه ماوس
buttonholing
U
سوراخ دکمه
buttonholes
U
سوراخ دکمه
radio button
U
دکمه رادیو
sleeve link
U
دکمه زنجیری
knobbed
U
دکمه دار
alarm push
U
دکمه اژیر
snap fastener
U
دکمه فشاری
snap fastener
U
دکمه قابلمه
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
summons
U
احضار
summonsed
U
احضار
summonses
U
احضار
summonsing
U
احضار
convocations
U
احضار
convocation
U
احضار
calling
U
احضار
vocation
U
احضار
vocations
U
احضار
summoning
U
احضار
citations
U
احضار
citation
U
احضار
recalling
U
احضار
olivette
U
دکمه هسته خرمایی
fine adjustment knob
دکمه تنظیم دقیق
viewfinder adjustment keys
دکمه یابنده هدف
door stop
U
دکمه کله قندی
olivet
U
دکمه هسته خرمایی
push botton
U
دکمه زنگ اخبار
stud
U
دکمه سردست دسته
film advance mode
دکمه رد کردن فیلم
beater ejector
دکمه تعویض سر همزن
button
U
هرچیزی شبیه دکمه
condenser adjustment knob
دکمه تنظیم تراکم
buttoning
U
هرچیزی شبیه دکمه
buttoned
U
هرچیزی شبیه دکمه
canopy release knob
دکمه برقراری سایبان
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
bans
U
اگهی احضار
recalled
U
فراخوانی احضار
recalls
U
احضار کردن
recalls
U
فراخوانی احضار
countermanding
U
احضار کردن
drop annunciator
U
زنگ احضار
invoked
U
احضار کردن
evocable
U
قابل احضار
ban
U
اگهی احضار
recall
U
احضار کردن
invokes
U
احضار کردن
invoking
U
احضار کردن
call to quarters
U
شیپور احضار
recall
U
فراخوانی احضار
warning sign
U
علامت احضار
invocation
U
حکم احضار
invoke
U
احضار کردن
recalled
U
احضار کردن
invocations
U
حکم احضار
banning
U
اگهی احضار
vouch
U
احضار کردن
impeaches
U
احضار نمودن
summoned
U
احضار کردن
summoner
U
احضار کننده
process
U
احضار کردن
evoking
U
احضار کردن
evokes
U
احضار کردن
evoke
U
احضار کردن
impeachment
U
احضار بدادگاه
spiritism
U
احضار روح
summon
U
احضار فراخواستن
summon
U
احضار کردن
summoned
U
احضار فراخواستن
annunciator
U
زنگ احضار
ouija board
U
لوح احضار
phantasmagoria
U
احضار روح
countermands
U
احضار کردن
phantasmagorias
U
احضار روح
countermanded
U
احضار کردن
arraign
U
احضار نمودن
countermand
U
احضار کردن
impeaching
U
احضار نمودن
processes
U
احضار کردن
impeached
U
احضار نمودن
impeach
U
احضار نمودن
function invocation
U
احضار تابع
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
eye
U
دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing
U
دکمه یا گره سیب زمینی
seat back adjustment knob
دکمه تنظیم پشتی صندلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com