Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
it is beyond recall
U
احتمال لغوشدن ندارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
poisson distribution
U
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
He that blows in the dust fills his eyes.
<proverb>
U
کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless.
U
معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
he is second to none
U
دومی ندارد بالادست ندارد
liabilities
U
احتمال
probability
U
احتمال
eventuality
U
احتمال
eventualities
U
احتمال
presumption
U
احتمال
expectancy
U
احتمال
liability
U
احتمال
possibilities
U
احتمال
verisimilitude
U
احتمال
aptness
U
احتمال
presumptions
U
احتمال
likelihood
U
احتمال
contingencies
U
احتمال
suppositions
U
احتمال
supposition
U
احتمال
chancing
U
احتمال
chances
U
احتمال
chanced
U
احتمال
chance
U
احتمال
likelihoood
U
احتمال
possibility
U
احتمال
expectance
U
احتمال
contingency
U
احتمال
like lihood
U
احتمال
probability curve
U
منحنی احتمال
moral certainty
U
احتمال قوی
the probability is
U
احتمال میرود
risks
U
احتمال زیان
risking
U
احتمال زیان
risked
U
احتمال زیان
risk
U
احتمال زیان
mathematical probability
U
احتمال ریاضی
probability distribution
U
توزیع احتمال
probability factor
U
ضریب احتمال
probability function
U
تابع احتمال
kill probability
U
احتمال کشندگی
the probability is
U
احتمال دارد
probability analysis
U
احتمال کاوی
probabilism
U
احتمال گرایی
transition probability
U
احتمال انتقال
transition probability
U
احتمال جهش
unlikelihood
U
عدم احتمال
conditional probability
U
احتمال مشروط
compound probability
U
احتمال مرکب
presumedly
U
احتمال میرود
experimental probability
U
احتمال تجربی
experimental probability
U
احتمال ازمایشی
on the chance of
U
نظر به احتمال
presumption of fraud
U
احتمال تقلب
contingency
U
احتمال وقوع
There is a 50-50 chance.
U
احتمال 50-50است
contingencies
U
احتمال وقوع
statistical weight
U
احتمال ترمودینامیکی
probability of detection
U
احتمال اکتشاف
improbability
U
عدم احتمال
probability of ionization
U
احتمال یونش
odds
U
احتمال ووقوع
probability of kill
U
احتمال انهدام
stand a chance
<idiom>
U
احتمال داشتن
probability theory
U
نظریه احتمال
probability of collision
U
احتمال برخورد
inverisimilitude
U
عدم احتمال
probability of detection
U
احتمال کشف
probability ratio
U
بهر احتمال
risks
U
احتمال زیان یاخطر
risks
U
احتمال زیان و ضرر
in all like
U
احتمال کلی دارد
maximum probility detection
U
تعیین احتمال حداکثر
risking
U
احتمال زیان و ضرر
balances
U
احتمال رویداد خطا
worst-case
U
بدترین وضع یا احتمال
angular probability distribution
U
توزیع زاویهای احتمال
It is quite likely that ….
U
خیلی احتمال می رود که …
normal probability curve
U
منحنی بهنجار احتمال
likelihood
U
احتمال کلی دارد
probability of kill
U
احتمال از بین رفتن
look for
<idiom>
U
با احتمال فکر کردن
probability density
U
چگالی احتمال
[ریاضی]
probability density function
U
تابع چگالی احتمال
radial probability distribution
U
توزیع احتمال شعاعی
risked
U
احتمال زیان یاخطر
maximum liklihood method
U
روش حداکثر احتمال
in all probability
U
احتمال کلی میرود
kill probability
U
احتمال واردکردن تلفات
damage threat
U
احتمال تولید خسارت
risking
U
احتمال زیان یاخطر
risk
U
احتمال زیان و ضرر
balance
U
احتمال رویداد خطا
risk
U
احتمال زیان یاخطر
risked
U
احتمال زیان و ضرر
to be on the safe side
U
برای اینکه احتمال اشتباه
damage threat
U
منطقه احتمال تولید خسارت
He is bound to come.
U
احتمال زیادی دارد که بیاید
single shot hit probability
U
احتمال اصابت یک گلوله به هدف
odds-on
U
دارای احتمال بیش از 5 درصد
risking
U
احتمال خطر ریسک کردن
risks
U
احتمال خطر ریسک کردن
risked
U
احتمال خطر ریسک کردن
the odds are that he will doit
U
احتمال دارد که انکار را بکند
it is p that he did not go
U
احتمال داردنرفته باشد دورنیست که
risk
U
احتمال خطر ریسک کردن
it may be presumed that
U
احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
presumes
U
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presumed
U
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presume
U
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
In all probability. Very likely.
U
به احتمال خیلی قوی ( قریب به یقین )
central tendency
U
احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
long shot
U
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
shoo in
U
کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
i p that they are both gone
U
احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
The chances of a soloution are bleak.
U
احتمال وجود راه حلی بسیار ضعیف است
characteristic strength
U
مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
error handling
U
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
anti knock
U
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
long shot
U
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
it does not weigh with me
U
ندارد
flicker free
U
ی ندارد
there is no style about her
U
ندارد
there is no limit to it
U
حد ندارد
he is not of that stamp
U
را ندارد
cruelty
U
در CLعبارت است از سوء رفتار یکی از زوجین با دیگری به نحوی که احتمال منجر شدن ان به صدمات بدنی
he hasno notion of going
U
سر رفتن ندارد
he has nothing of his own
U
چیزی ندارد
he is out of huomor
U
دماغ ندارد
it is well enough
U
عیبی ندارد
there is no limit to it
U
اندازه ندارد
no object
U
اهمیت ندارد
no matter
U
اهمیت ندارد
dont mention it
U
اهمیت ندارد
it lacks soul
U
روح ندارد
his hat cover his fanily
U
هیچکس را ندارد
it does not matter
U
اهمیت ندارد
it is a soft snap
U
کاری ندارد
it is of no weight
U
قدرواهمیتی ندارد
he has an a. to grind
U
غرضی ندارد
he has no excuse what
U
عذری ندارد
he has no manners
U
اداب ندارد
he has no temperature to day
U
امروز تب ندارد
it is nothing new
U
تازگی ندارد
it is nothing out of the way
U
غرابتی ندارد
Nothing is quite impossible.
U
کارنشد ندارد
he has nostomach for the fight
U
سر دعوا ندارد
She has no axe to grind . She doesnt mean anything .
U
مقصودی ندارد
No problem at all. It is quite all right .
U
مانعی ندارد
It is o. k . ( all right ) . it doesent matter .
U
عیب ندارد
It is no trouble at all.
U
زحمتی ندارد
hadn't
U
ندارد نبایستی
Don’t mention it.
U
قابلی ندارد.
Death keeps no calendar.
<proverb>
U
مرگ تاریخ ندارد.
There is no market for it in Iran .
U
درایران مصرفی ندارد
his intentions are good
U
خیال بدی ندارد
it differs nothing from
U
هیچ فرقی با .....ندارد
infinite
U
حلقهای که خروج ندارد.
she cannot bear heat
U
طاقت گرما را ندارد
It doesnt look nice . It is useemly.
U
صورت خوشی ندارد
She never gets any gratitude .
U
دستش نمک ندارد
domain
U
برنامهای که حق کپی ندارد
Nothing is impossible .
U
کار نشد ندارد
domains
U
برنامهای که حق کپی ندارد
it takes two to tango
<idiom>
U
[یک دست صدا ندارد]
it is allup with him
U
دیگر امیدی ندارد
This does not apply to . . .
U
در رابطه با . . . کاربرد ندارد.
it matters little
U
چندان اهمیت ندارد
That's not so!
U
این حقیقت ندارد!
many hands make light work
<proverb>
U
یک دست صدا ندارد
that in nothing to me
U
برای من اهمیتی ندارد
it is of no moment
U
هیچ اهمیت ندارد
it is of no importance
U
هیچ اهمیت ندارد
it is of little worth
U
چندان ارزشی ندارد
it is not protected by sanctions
U
ضمانت اجرایی ندارد
irons in the fire
<idiom>
U
وقت سرخاراندن ندارد
it is indifferent to me
U
برای من چه اهمیتی ندارد
That is beside the point. It is irrelevant ( inconsequential , immaterial ) .
U
ربطی به موضوع ندارد
his hand lack one finger
U
دستش یک انگشت ندارد
he hasno notion of going
U
میل رفتن ندارد
there is no reason
U
هیچ دلیل ندارد
h does not w.much
U
چندان وزنی ندارد
he hasno notion of going
U
خیال رفتن ندارد
He cant stand the sight of us.
U
چشم ندارد ما را ببیند
and that is flat(final)!No arguments!
U
چون وچراهم ندارد !
That is quitw O. K. That is fine.
U
هیج اشکالی ندارد
Cheating( fraud) does not pay ( prosper).
U
تقلب عاقبت ندارد
crying is useless
U
گریه سودی ندارد
he is at a loose end
U
کار معینی ندارد
he is indisposed to go
U
میل برفتن ندارد
his hand want's two fingers
U
دستش دو انگشت ندارد
he means well
U
قصد بدی ندارد
he is short of hands
U
کارگر کافی ندارد
there is nothing for it but to
U
چارهای ندارد جز اینکه
there is no exception to that rule
U
ان قانون استثناء ندارد
de facto standard
U
سسهای اعتبار به آن ندارد
he is nothing to me
U
بتمن خویشی ندارد
There is nothing to be ashamed lf .
U
( اینکار ) خجالت ندارد
There is nothing to be afraid of in driving.
رانندگی که ترس ندارد.
water injection
U
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
There is nothing wrong with it.
U
این هیچ ایرادی ندارد.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com