English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
diamagnetic materials U اجسام دیامغناطیسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
diamagnetic U دیامغناطیسی
diamagnet U جسم دیامغناطیسی
geniculate bodies U اجسام زانویی
ferromagnetic substances U اجسام فرومغناطیسی
hard goods U اجسام سخت
golgy tendon organ U اجسام گلژی
magnetic materials U اجسام مغناطیسی
non magnetic materials U اجسام نامغناطیسی
paramagnetic U اجسام پارامغناطیسی
somatology U علم اجسام
corpora quadrigemina U اجسام چهار قلو
general properties of bodies U خواص عمومی اجسام
gyrostatics U مبحث چرخش اجسام
hard goods U اجسام پایدار ومقاوم
isomer U اجسام متشابه الترکیب
micromotion U حرکت اجسام خرد
solids press down U اجسام جامد سوی
statics U مبحث اجسام ایستا
salvaging U انبار اجسام قراضه
salvages U انبار اجسام قراضه
dynamics U مبحث حرکت اجسام
salvaged U انبار اجسام قراضه
static U وابسته به اجسام ساکن
salvage U انبار اجسام قراضه
separation of interfering substances U جدا کردن اجسام مزاحم
shiwari U شکستن اجسام سخت درکاراته
telekinesis U حرکت اجسام بوسیله ارواح
statics U ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
ballistics U علم حرکت اجسام پرتاب شونده
kinetic theory U فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
stereography U فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
physicochemical U وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
plastomer U اجسام چند وجهی سخت وجامد
dry measure U مقیاسات واوزان اجسام خشک وجامد
dioptrics U مبحث انکسار نور در اجسام شفاف
wham U صدای بهم خوردن اجسام جامد
deep draw U ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
blisters U برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blistered U برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
ideogram U تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
blister U برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
axiology U علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
cabinet prejection U نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
mechanics U علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
durometer U اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
catalyst U عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalysts U عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
buttock lines U نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
aerostatics U مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
goldstone U جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
adjustable split die وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
catapult U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
plastogene U اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
catapulting U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
cryogenics U سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
sail U سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailings U سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed U سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
ether U جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
kinematics U علم الحرکات علم اجسام متحرک
brinell hardness U سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
compound weave U بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
aerodynamics U مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com