English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lean on <idiom> U اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
You are free to accept or refuse it. U درقبول و رد آن مختارید
call-ups U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitions U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned U درخواست کردن درخواست وسایل
requisition U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning U درخواست کردن درخواست وسایل
requesting U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests U درخواست اماد کردن درخواست کردن
request U درخواست اماد کردن درخواست کردن
multipe expansion of credit U استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
solicited U درخواست کردن
supplicate U درخواست کردن
soliciting U درخواست کردن
solicits U درخواست کردن
speak for <idiom> U درخواست کردن
implore U درخواست کردن از
implored U درخواست کردن از
implores U درخواست کردن از
imploring U درخواست کردن از
plead with U درخواست کردن
entreat U درخواست کردن
entreated U درخواست کردن
entreating U درخواست کردن
entreats U درخواست کردن
to make an application [to apply] U درخواست کردن
solicit U درخواست کردن
prayed U درخواست کردن
demand U درخواست کردن
praying U درخواست کردن
demands U درخواست کردن
applying U درخواست کردن
demanded U درخواست کردن
apply U درخواست کردن
applies U درخواست کردن
pray U درخواست کردن
prays U درخواست کردن
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
plead U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
to ask too much U بیش از حد درخواست کردن
call for fire U درخواست اتش کردن
bones U خواستن درخواست کردن
to reject [refuse] an application U درخواست نامه ای را رد کردن
boned U خواستن درخواست کردن
to deny somebody a wish U درخواست کسی را رد کردن
solicited U درخواست یا تقاضا کردن از
bone U خواستن درخواست کردن
indent U سفارش درخواست کردن
requisitioning U درخواست رسمی کردن
boning U خواستن درخواست کردن
solicit U درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioned U درخواست رسمی کردن
soliciting U درخواست یا تقاضا کردن از
solicits U درخواست یا تقاضا کردن از
requisitions U درخواست رسمی کردن
requisition U درخواست رسمی کردن
indents U سفارش درخواست کردن
to a oneself for help U درخواست کمک کردن
indenting U سفارش درخواست کردن
to apply for leave U درخواست مرخصی کردن
to ask somebody for [about] something U از کسی چیزی درخواست کردن
mission call U درخواست پشتیبانی هوایی کردن
call for ..... under the credit U درخواست کردن ..... تحت اعتبار
to ask specifically about something U چیزی را به طور خاص درخواست کردن
applying U درخواست کردن شامل حال بودن
apply U درخواست کردن شامل حال بودن
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
applies U درخواست کردن شامل حال بودن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
begged U استدعا کردن درخواست کردن
begs U استدعا کردن درخواست کردن
requests U تقاضا کردن درخواست کردن
request U تقاضا کردن درخواست کردن
petition U دادخواهی کردن درخواست کردن
requested U تقاضا کردن درخواست کردن
beg U استدعا کردن درخواست کردن
cry off U تقاضا کردن درخواست کردن
petitions U دادخواهی کردن درخواست کردن
requesting U تقاضا کردن درخواست کردن
petitioned U دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioning U دادخواهی کردن درخواست کردن
apply U صدق کردن درخواست کردن
applying U صدق کردن درخواست کردن
applies U صدق کردن درخواست کردن
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
fire call U درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
fire message U پیام اتش درخواست اتش کردن
requisition U درخواست
request U درخواست
appeal U درخواست
application U درخواست
enquiry U درخواست
appeals U درخواست
d. of a request U در درخواست
requisitioned U درخواست
supplication U درخواست
claimed U درخواست
claims U درخواست
claiming U درخواست
requisitions U درخواست
requests U درخواست
applications U درخواست
requested U درخواست
requisitioning U درخواست
requesting U درخواست
suit U درخواست
demanded U درخواست
claim U درخواست
postulate U درخواست
demands U درخواست
suited U درخواست
suits U درخواست
demand U درخواست
tender U درخواست
tendered U درخواست
tenderest U درخواست
imploration U درخواست
indents U درخواست
indenting U درخواست
indent U درخواست
tendering U درخواست
postulated U درخواست
requistion for money U درخواست
appealed U درخواست
on request of which [at his request] U به درخواست او
solicitation U درخواست
postulates U درخواست
postulating U درخواست
demanded <adj.> <past-p.> U درخواست شده
applies U درخواست دادن
inquiry U اسستسفار درخواست
requesting U درخواست می کنم
applicant U درخواست دهنده
applicants U درخواست دهنده
applicants U درخواست کننده
inquiries U اسستسفار درخواست
claimed <adj.> <past-p.> U درخواست شده
demands U درخواست مطالبه
to g. any one's request U درخواست کسیراپذیرفتن
demanded U درخواست مطالبه
demand U درخواست مطالبه
asked <adj.> <past-p.> U درخواست شده
applicant U درخواست کننده
requisition number U شماره درخواست
round robin U درخواست کتبی
rrayer U درخواست التماس
writ of subpoena U برگ درخواست
at the request of U به خواهش [به درخواست]
fire message U درخواست اتش
excess demand U درخواست مازاد
document number U شماره درخواست
demandant U درخواست کننده
requisition line U خط درخواست اماد
request signal U علامت درخواست
asking and ordering U درخواست و سفارش
put in for something <idiom> U درخواست چیزی
materials requisition U درخواست مواد
on call U بنا به درخواست
pleader U درخواست دادن
demand code U رمز درخواست
declaration of intention U درخواست تابعیت
basic requisition number U درخواست ابتدایی
supervisor request U درخواست نافر
stock requisition U درخواست کالا
request U درخواست می کنم
requested U درخواست می کنم
purchase requisition U درخواست خرید
appeal for tenders U درخواست مزایده
application form U برگ درخواست
requests U درخواست می کنم
applicator U درخواست کننده
basic requisition number U درخواست اولیه
d. note U درخواست پرداخت
toa for a job or position U درخواست کارکردن
applying U درخواست دادن
call for fire U درخواست اتش
apply U درخواست دادن
proposal form U فرم درخواست بیمه
on call U اتشهای طبق درخواست
pleadable U قابل درخواست دادن
initial fire request U درخواست ابتدایی اتش
recind U لغو کامل درخواست
reclama U درخواست تجدید نظر
repleader U درخواست تجدیدنظر استیناف
request for price quotation U درخواست مظنه قیمت
on application U در زمان [حالت] درخواست
at call U به محض درخواست عندالمطالبه
on request U وقتی که درخواست بشود
by popular [demand] request U درخواست توده پسند
debt enforcement U درخواست طلب وصول
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com