Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
license
U
اجازه رفتن دادن
licensing
U
اجازه رفتن دادن
licence
U
اجازه رفتن دادن
licences
U
اجازه رفتن دادن
licenses
U
اجازه رفتن دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to beg leave
U
اجازه رفتن
let out
<idiom>
U
اجازه بیرون رفتن یا فرارکردن
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
degradation
U
اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
to allow
U
اجازه دادن
permit
U
اجازه دادن
suffered
U
اجازه دادن
permits
U
اجازه دادن
suffer
U
اجازه دادن
grants
U
اجازه دادن
granted
U
اجازه دادن
grant
U
اجازه دادن
suffers
U
اجازه دادن
have it
<idiom>
U
اجازه دادن
permitting
U
اجازه دادن
go through
<idiom>
U
اجازه دادن
to admit of
U
اجازه دادن
allowances
U
اجازه دادن
lets
U
اجازه دادن
allow
U
اجازه دادن
authorizes
U
اجازه دادن
authorize
U
اجازه دادن
grant
U
اجازه دادن
lincense or cence
U
اجازه دادن
authorising
U
اجازه دادن
letting
U
اجازه دادن
take in
<idiom>
U
اجازه دادن
authorises
U
اجازه دادن
allowance
U
اجازه دادن
authorizing
U
اجازه دادن
let
U
اجازه دادن
keep the ball rolling
<idiom>
U
اجازه فعالیت دادن
keep the home fires burning
<idiom>
U
اجازه ادامه دادن
allowing
U
اجازه دادن ستودن
authorisations
U
اختیاردادن اجازه دادن
authorization
U
اختیاردادن اجازه دادن
to permit oneself
U
بخود اجازه دادن
thole
U
گذاردن اجازه دادن
to let in
U
اجازه دخول دادن
allows
U
اجازه دادن ستودن
keep someone on
<idiom>
U
اجازه همکاری دادن
let someone through
U
اجازه ورود دادن
allow
U
اجازه دادن ستودن
entered
U
اجازه دخول دادن
enters
U
اجازه دخول دادن
give out
<idiom>
U
اجازه فرار دادن
let by
U
اجازه رد شدن دادن
let in
U
اجازه دخول دادن
enter
U
اجازه دخول دادن
to license a book
U
اجازه چاپ کتابی را دادن
lincense
U
اجازه یا پروانه یا امتیاز دادن به
give oneself up to
<idiom>
U
اجازه خوشی را به کسی دادن
to give a
U
اجازه حضوردادن گوش دادن
to permit somebody something
U
به کسی اجازه چیزی را دادن
take on
<idiom>
U
استخدام کردن،اجازه دادن
to license a play
U
اجازه نمایش داستانی را دادن
let out
U
اجازه بیرون امدن دادن
to empower somebody to participate
U
به کسی اجازه شرکت کردن دادن
to let out
U
اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
franked
U
اجازه عبور دادن مجانا فرستادن
frank
U
اجازه عبور دادن مجانا فرستادن
franker
U
اجازه عبور دادن مجانا فرستادن
frankest
U
اجازه عبور دادن مجانا فرستادن
to let it get to that point
U
اجازه دادن که به آنجا
[موقعیتی]
برسد
franking
U
اجازه عبور دادن مجانا فرستادن
give free rein to
<idiom>
U
اجازه حرکت یا انجام کاری را دادن
franks
U
اجازه عبور دادن مجانا فرستادن
authorizing
U
اجازه دادن برای انجام کاری
authorizes
U
اجازه دادن برای انجام کاری
authorize
U
اجازه دادن برای انجام کاری
authorising
U
اجازه دادن برای انجام کاری
authorises
U
اجازه دادن برای انجام کاری
authorize
U
اجازه دادن به کسی برای انجام کاری
authorizes
U
اجازه دادن به کسی برای انجام کاری
authorises
U
اجازه دادن به کسی برای انجام کاری
authorising
U
اجازه دادن به کسی برای انجام کاری
authorizing
U
اجازه دادن به کسی برای انجام کاری
graceful degradation
U
اجازه دادن به بخشهایی از سیستم برای کار کردن پس از خرابی یک بخش
palms
U
کش رفتن رشوه دادن
palm
U
کش رفتن رشوه دادن
to go off
U
بفروش رفتن نتیجه دادن
raced
U
مسابقه دادن بسرعت رفتن
race
U
مسابقه دادن بسرعت رفتن
lay
U
نشانه رفتن قرار دادن
lays
U
نشانه رفتن قرار دادن
races
U
مسابقه دادن بسرعت رفتن
flow diagram
U
صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
finder
U
واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
flowchart
U
صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
take gas
U
از دست دادن کنترل و به زیرموج رفتن
to make a move
U
پاشدن و رفتن مهره را تکان دادن
to show one out
U
راه بیرون رفتن را بکسی نشان دادن
show one out
U
راه بیرون رفتن را به کسی نشان دادن
to continue one's progress
U
پیشرفت خودرا ادامه دادن همواره جلو رفتن
lead the way
<idiom>
U
جلو رفتن ونشان دادن مسیر،راهنماییی کردن
conferencing
U
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
electronic cottage
U
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
flattest
U
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
flat
U
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
exquatur
U
اجازه اقدام دادن به کنسول منظور اجازهای است که به کنسول داده میشود تا به وفایف خود عمل کند
to jink
[colloquial]
[British English]
U
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
clearance
U
اجازه ترخیص اجازه نامه
emulation
U
رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
c
U
استفاده از سیستم کامپیوتری برای اجازه دادن به کاربران برای ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران
prior admission
U
اجازه پرواز قبلی هوایی اجازه عبور قبلی
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
hopping
U
پرواز دادن لنگان لنگان راه رفتن
hops
U
پرواز دادن لنگان لنگان راه رفتن
hopped
U
پرواز دادن لنگان لنگان راه رفتن
hop
U
پرواز دادن لنگان لنگان راه رفتن
you have no option but to go
U
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
lets
U
اجاره دادن اجاره رفتن
letting
U
اجاره دادن اجاره رفتن
let
U
اجاره دادن اجاره رفتن
mouch
U
راه رفتن دولادولاراه رفتن
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
trotting
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parade
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
licensing
U
اجازه
ratification
U
اجازه
okay
U
اجازه
permits
U
اجازه
authorisations
U
اجازه
by permission of
U
با اجازه
permitting
U
اجازه
ok
U
اجازه
license
U
اجازه
permit
U
اجازه
liberty
U
اجازه
liberties
U
اجازه
warrent
U
اجازه
leaving
U
اجازه
authorization
U
اجازه
licensure
U
اجازه
authority
U
اجازه
unauthorized
U
بی اجازه
licenses
U
اجازه
approval
U
اجازه
fiat
U
اجازه
fiats
U
اجازه
permission
U
اجازه
leave
U
اجازه
licences
U
اجازه
licence
U
اجازه
accessed
U
اجازه دخول
token
U
اجازه ورود
to ask permission
U
اجازه خواستن
accesses
U
اجازه دخول
inofficial
U
بدون اجازه
licensable
U
قابل اجازه
accessing
U
اجازه دخول
tokens
U
اجازه ورود
may i take it please
U
اجازه می فرمایید
released
U
اجازه صدور
release
U
اجازه صدور
billeted
U
اجازه نامه
billeting
U
اجازه نامه
by your leave
U
با اجازه شما
billets
U
اجازه نامه
audience
U
اجازه حضور
permissive
U
اجازه دهنده
approach clearance
U
اجازه تقرب
warranting
U
اجازه قانونی
if you please
U
با اجازه شما
warranties
U
تعهدنامه اجازه
billet
U
اجازه نامه
releases
U
اجازه صدور
access
U
اجازه دخول
warrant
U
اجازه قانونی
authority
U
توانایی اجازه
full power of attorney
U
اجازه نامه
authority
U
اجازه اعتبار
letter of attorney
U
اجازه نامه
warranty
U
تعهدنامه اجازه
acquisition authority
U
اجازه خرید
warrant of attorney
U
اجازه نامه
power of attorney
U
اجازه نامه
power of procuration
U
اجازه نامه
certificate of authority
U
اجازه نامه
imprimatur
U
اجازه چاپ
audiences
U
اجازه حضور
passports
U
اجازه مسافرت
passport
U
اجازه مسافرت
clearance
U
اجازه زدودگی
warrants
U
اجازه قانونی
warranted
U
اجازه قانونی
approach clearance
U
اجازه فرود
authorizations
U
اختیار اجازه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com