Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
subsittution effect
U
اثر جانشینی
substitution effect
U
اثر جانشینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
substitution
U
تعویض جانشینی
substitution
U
جانشینی
replacement
U
جانشینی
replacements
U
جانشینی
standard
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
alias
U
نام جانشینی که به فایل
aliases
U
نام جانشینی که به فایل
succession
U
ردیف جانشینی
succession
U
جانشینی
successions
U
ردیف جانشینی
successions
U
جانشینی
vicarious
U
جانشینی
blind score
U
امتیاز اضافی به تیمی که عضو ان غایب یا اخراج شده و جانشینی ندارد
complete substitution
U
جانشینی کالاها
displacement reaction
U
واکنش جانشینی
displacement titration
U
تیتر کردن جانشینی
elasticity of factor substitution
U
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
elasticity of substitution
U
کشش جانشینی
expromission
U
جانشینی بدهکار
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
import substitution policy
U
سیاست جانشینی واردات
locum tenecy
U
جانشینی
marginal rate of substitution
U
نرخ نهائی جانشینی
paradigmatic axis
U
محور جانشینی
partial substitution
U
جانشینی مصرف
partial substitution
U
جانشینی کامل برای دو کالا
phillips curve
U
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
potential substitution
U
جانشینی بالقوه
replacement capital
U
سرمایه جانشینی
replacement investment
U
سرمایه گذاری جانشینی
slutsky theorem
U
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
standby time
U
زمان جانشینی
subsitute
U
جانشینی کالاها
subrogation
U
جانشینی
substitute material
U
مواد جانشینی
substitutional solid solution
U
محلول جامد جانشینی
substitutionary
U
تعویض جانشینی
supersession
U
جانشینی لغو شدگی
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
trade off between inflation and
U
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
u
U
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
vicarious conditioning
U
شرطی شدن جانشینی
vicariousness
U
جانشینی
vicegerency
U
جانشینی
who claims the succession ?
U
چه کسی ادعای جانشینی
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com