English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ripple though effect U اثر بازدارنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
disincentive U بازدارنده
disincentives U بازدارنده
deterrent U منع کننده بازدارنده
deterrent U بازدارنده
deterrents U منع کننده بازدارنده
deterrents U بازدارنده
aircraft arresting U دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
clearing block U قطعه بازدارنده
containing action U عملیات احاطهای بازدارنده
dehortative U بازدارنده
dissuasive U بازدارنده
holding attack U تک بازدارنده
holding force U نیروی بازدارنده
impedient U بازدارنده
impedimental U بازدارنده
inhibitor U بازدارنده
intercepter U بازدارنده
mao U بازدارنده اکسیداز تک امین
monoamine oxidase inhibitor U بازدارنده اکسیداز تک امین
paratonic U از جنبش بازدارنده
peace keeping forces U نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
preventative actions U اعمال بازدارنده
radical inhitator U بازدارنده رادیکالی
retardant U بازدارنده
retarder U بازدارنده
secondary inhibitor U بازدارنده ثانوی
suppressive U بازدارنده
suppressor area U ناحیه بازدارنده
suppressor variable U متغیر بازدارنده
tacit collusion U حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com