Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scald
U
اثر اب جوش برروی پوست
scalded
U
اثر اب جوش برروی پوست
scalding
U
اثر اب جوش برروی پوست
scalds
U
اثر اب جوش برروی پوست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
endermic
U
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
U
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
on
U
برروی
dermatological
U
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
floating
U
متحرک برروی اب
dissimulate
U
برروی خودنیاوردن
dissimulates
U
برروی خودنیاوردن
dissimulating
U
برروی خودنیاوردن
dissimulated
U
برروی خودنیاوردن
mural
U
واقع برروی دیوار
murals
U
واقع برروی دیوار
she gave me a kiss
U
برروی من بوسه داد
axing
U
اسکی برروی موج
axed
U
اسکی برروی موج
axe
U
اسکی برروی موج
epigeal
U
روینده برروی زمین روخاکی
belly whopper
U
شیرجه شناگر برروی شکم
takeoff leg
U
پایی که فشار برروی ان است
edge set
U
فشار برروی لبههای اسکی
skins
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
plop
U
صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
plopped
U
صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
lighter aboard ship
حمل قایق وبار آن برروی کشتی
plopping
U
صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
plops
U
صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
contour strip cropping
U
کشت نواری برروی خطوط میزان
superimposition
U
قرار گیری برروی چیز دیگر
stay sail
U
بادبان نصب شده برروی دیرک
hauliers
U
حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
cabinet prejection
U
نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
haulier
U
حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
die
U
توپی که درحال افتادن برروی زمین است
heliogravure
U
گراورسازی بوسیله نور برروی صفحه حساس
flotsam
U
کالاهایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
flotsam and jetsam
U
کالایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
slough
U
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
sound frack
U
محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
lighter aboard ship
نحوه حمل سریع کالا که در آن دوبه و بار آن برروی کشتی قرار میگیرد
electromagnetic wave
U
موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
tegumnentum
U
پوست طبیعی پوست
peel
U
پوست انداختن پوست
peels
U
پوست انداختن پوست
yoke
U
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
real balance effect
U
اثر پیگو اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مخارج مصرفی
letterheads
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
deck cargo
U
بار روی عرشه کشتی بارگیری برروی عرشه
ptomaine
U
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
xanthochroid
U
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
reaganomics
U
اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
peel
پوست
integument
U
پوست
skinning
U
پوست
neurilemma or lema
U
پوست پی
skins
U
پوست
cortices
U
پوست
cortex
U
پوست
skinned
U
پوست
peltry
U
پوست
shale
U
پوست
goat
U
پوست بز
goats
U
پوست بز
parer
U
پوست کن
tegmen
U
پوست
crustal
U
پوست
cuticle
U
پوست
rinds
U
پوست
dermatalgia
U
پوست
rind
U
پوست
dermis
U
پوست
husks
U
پوست
hides
U
پوست
shell
U
پوست
peels
U
پوست
shells
U
پوست
skin
U
پوست
glume
U
پوست
shelling
U
پوست
flayer
U
پوست کن
peeling
U
پوست
hide
U
پوست
bark
U
پوست
barking
U
پوست
tunc
U
پوست
skinner
U
پوست کن
tegmentum
U
پوست
barked
U
پوست
goatskins
U
پوست بز
goatskin
U
پوست بز
encrustation
U
پوست
strippers
U
پوست کن
stripper
U
پوست کن
swanskin
U
پوست قو
scalp
U
پوست سر
hulls
U
پوست
barks
U
پوست
hull
U
پوست
encrustations
U
پوست
husk
U
پوست
skinless
U
بی پوست
calf skin
U
پوست گوساله
calfskin
U
پوست گوساله
cuticular
U
وابسته به پوست
cutis
U
پوست زیرین
peelers
U
پوست کننده
cuticular
U
پوست مانند
debark
U
پوست کندن از
parchmenty
U
پوست مانند
dermatozoa
U
انگلهای پوست
dermatosis
U
اماس پوست
dermatopathy
U
ناخوشی پوست
dermatology
U
پوست شناسی
dermoid
U
پوست مانند
dermatoid
U
پوست مانند
dermatography
U
شرح پوست
dermatographia
U
پوست نگاری
derm
U
زیر پوست
dermoid
U
شبیه پوست
sheep skin
U
پوست گوسفند
decorticate
U
پوست کندن از
broadtail
U
پوست بره
skins
U
پوست پوستی
chafe
U
پوست رفتگی
chafes
U
پوست رفتگی
beavers
U
پوست سگ ابی
chap
U
شکاف
[در پوست]
chafing
U
پوست رفتگی
chap
U
خشگی پوست
skin
U
پوست پوستی
onion skin
U
پوست پیاز
skinned
U
پوست پوستی
to strip something off
U
کندن
[پوست]
skinning
U
پوست پوستی
taxidermy
U
پوست ارایی
chap
U
ترک
[در پوست]
barky
U
پوست دار
corticate
U
پوست دار
corticated
U
پوست دار
bast
U
پوست درخت
blach hulled
U
سیاه پوست
picked
U
پوست کنده
aboveboard
U
پوست کنده
albinism
U
سفیدی پوست
alphosis
U
بیرنگی پوست
apple peel
U
پوست سیب
scarf skin
U
پوست برونی
hard shell
U
سخت پوست
malacodermous
U
نرم پوست
malicorium
U
پوست انار
melanic
U
سیاه پوست
melanotic
U
سیاه پوست
mesoderm
U
میان پوست
moleskin
U
پوست کورموش
molt
U
پوست اندازی
negress
U
زن سیاه پوست
skinner
U
پوست فروش
kipskin
U
دسته پوست
hardshell
U
سخت پوست
hulled
U
پوست کنده
husked
U
پوست کنده
hypodermis
U
پوست زیرین
slipe
U
پوست کندن از
in plain english
U
پوست کنده
skiver
U
پوست تراش
kid skin
U
پوست بزغاله
onionskin
U
پوست پیاز
oxhide
U
پوست گاو
pachydermatous
U
ستبر پوست
percutaneous
U
از راه پوست
periderm
U
پوست برونی
scalable
U
پوست کندنی
ross
U
پوست کندن
periderm
U
پوست اطراف
phyma
U
برامدگی پوست
pityriasis
U
شوره پوست
ross
U
پوست درخت
scscalable
U
پوست کندنی
shuck
U
پوست نخودوغیره
pachydermatous
U
پوست کلفت
pachydrmatous
U
پوست کلفت
papillose
U
مانندبرامدگی پوست
parachroma
U
بیرنگی پوست
skin effect
U
اثر پوست
parer
U
پوست تراش
peltmonger
U
پوست فروش
skin and bone
U
پوست واستخوان
rhytidome
U
پوست درخت
taxidermist
U
پوست ارا
dermoidal
U
شبیه پوست
dry bones
U
پوست واستخوان
ecdysis
U
پوست اندازی
ecdysis
U
پوست ریختن
ectorderm
U
برون پوست
Afrikaners
U
سفید پوست
Afrikaner
U
سفید پوست
Recent search history
Forum search
Search history is
off
.
Activate
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
✘
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
◀—
ش
س
ئ
ی
ب
ل
أ
آ
ا
ت
ن
م
ک
گ
[]
ظ
ط
ژ
ز
ر
ذ
د
پ
ؤ
و
ء
.
!
؟
()
نیم فاصله
Space
نیم فاصله
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com
Close
Previous
Next
Loading...