Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coriolis effect
U
اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emblements
U
منافع حاصله از زمین
profits a prendre
U
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
cheated
U
تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
cheats
U
تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
cheat
U
تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
rotation coefficients
U
ضرایب مربوط به چرخش زمین که روی گلوله اثر دارد
photoemission
U
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
waltz three
U
سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
apparent wander
U
انحراف سمت ژیروسکوپی انحراف سمت ژیروسکوپ دراثر چرخش زمین
advantages accruning from
U
مزایای حاصله
feed back
U
بکارگیری اطلاعات حاصله
assessments
U
تعیین نتایج حاصله
elbow grease
U
نیروی حاصله از کاردستی
ration strenght
U
انرژی حاصله از جیره
assessment
U
تعیین نتایج حاصله
single action
U
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
end product
U
قطعات حاصله دستگاه نهایی
bombing errors
U
اشتباهات حاصله از پرتاب بمب
fleshment
U
خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
gulp
U
صدای حاصله از عمل بلع
gulping
U
صدای حاصله از عمل بلع
gulps
U
صدای حاصله از عمل بلع
ergotism
U
مسمومیت حاصله از خوردن سگاله
emblements
U
منافع حاصله اززمین مزروعی
gas form natrural gas
U
بنزین حاصله از گاز طبیعی
gulped
U
صدای حاصله از عمل بلع
scumble
U
نرمی حاصله در اثر سایس یامالش
spirochetosis
U
ابتلا به بیماری حاصله از میکروب اسپیروکت
capitalized value
U
درامد حاصله از سرمایه گذاری در یک سال
click
U
صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
clicks
U
صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
flash burn
U
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
windchill
U
سرمای حاصله از وزش باد تبرید
flash burns
U
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
platinum black
U
گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح ان
thermojet
U
نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
working asset
U
سرمایه حاصله در اثر کار وفعالیت
solunar
U
حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
clicked
U
صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
yaws
U
بیماری مسری و عفونی حاصله در اثراسپیروکتی بنام
hypervitaminosis
U
ناراحتیهای حاصله در اثر ازدیاد ویتامین در بدن
stage fright
U
وحشت حاصله در اثر فهوردر صحنه نمایش
lesion
U
زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
lesions
U
زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
craters
U
دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
crater
U
دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
competitive price
U
قیمت حاصله ازرقابت خریداران وفروشندگان در بازار ازاداقتصادی
flash blindness
U
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
sepsis
U
مسمومیت عفونی حاصله در اثر جذب باکتریهاومواد فاسد بخون
jet propulsion
U
نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
phenology
U
مبحث رابطه بین اب وهواوتغییرات حاصله در پدیدههای زیست شناسی
plow back
U
عایدات حاصله از کسب وکاررا برای سرمایه گذاری مجددکنار گذاردن
apportionment
U
افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
solipsism
U
فرضیهای که معتقد است نفس انسان چیزی جز خودوتغییرات حاصله درنفس خودرا نمیشناسد
shell-shock
U
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell shock
U
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
exterior angle
U
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
electrotherapy
U
معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
cavitation
U
بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
bump
U
ضربت ضربت حاصله دراثر تکان سخت
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
whirled
U
چرخش
twirl
U
چرخش
whirling
U
چرخش
gyration
U
چرخش
volte-face
U
چرخش
whirl
U
چرخش
volte face
U
چرخش
twirled
U
چرخش
gyrations
U
چرخش
whirls
U
چرخش
head rolling
U
سر چرخش
turn
U
چرخش
twirls
U
چرخش
turns
U
چرخش
twirling
U
چرخش
wheeling
U
چرخش
swirl
U
چرخش
levorotation
U
چرخش به چپ
rotation
U
چرخش
revolution
U
چرخش
revolutions
U
چرخش
swirled
U
چرخش
wheel
U
چرخش
spin
U
چرخش
spins
U
چرخش
circulation
U
چرخش
circulations
U
چرخش
wheels
U
چرخش
whirlpool
U
چرخش اب
whirlpools
U
چرخش اب
trolls
U
چرخش
swirling
U
چرخش
swirls
U
چرخش
wrench
U
چرخش
rotational
U
چرخش
wrenched
U
چرخش
troll
U
چرخش
wrenches
U
چرخش
helicopter
U
چرخش در هوا
pivoting
U
قابل چرخش
helicopters
U
چرخش در هوا
gyoradius
U
شعاع چرخش
spins
U
چرخش توپ
radius of gyration
U
شعاع چرخش
spins
U
چرخش به سرعت
topspin
U
چرخش توپ
oblique rotation
U
چرخش مایل
sidespin
U
چرخش توپ
molecular rotation
U
چرخش مولکولی
sidespin
U
چرخش بیک سو
chased
U
پایه چرخش
chases
U
پایه چرخش
spin
U
چرخش توپ
spin
U
چرخش به سرعت
chase
U
پایه چرخش
stuffed
U
چرخش توپ
chasing
U
پایه چرخش
high spin
U
چرخش زیاد
orthogonal rotation
U
چرخش عمودی
revolution
U
چرخش دوران
specific rotation
U
چرخش ویژه
quartimax rotation
U
چرخش کوارتیماکس
wrests
U
چرخش پیچش
proper rotation
U
چرخش متعارف
wresting
U
چرخش پیچش
pivot point
U
مرکز چرخش
wrested
U
چرخش پیچش
pivot ship
U
ناو چرخش
kick turn
U
نیم چرخش
wrest
U
چرخش پیچش
tumble
U
چرخش اشفتگی
revolutions
U
چرخش دوران
radius of giration
U
شعاع چرخش
improper rotation
U
چرخش نامتعارف
turn-offs
U
محل چرخش
magnetic ritation
U
چرخش مغناطیسی
pick and roll
U
ایجاد سد و چرخش
turn-off
U
محل چرخش
optical rotation
U
چرخش نوری
tumbles
U
چرخش اشفتگی
turn off
U
محل چرخش
rotational speed
U
سرعت چرخش
rotational post
U
شغل در چرخش
rotatable
U
چرخش پذیر
sidespin
U
چرخش انحرافی
tumbled
U
چرخش اشفتگی
turnabout
U
چرخش به یک طرف
turnabouts
U
چرخش به یک طرف
rotation
U
مقدار چرخش یک شی
revolutions per minute
U
چرخش بر دقیقه
upward rotation
U
چرخش رو به بالا
upright spin
U
چرخش ایستاده
rotation
U
چرخش دوران
twisting
U
چرخش بدن
forward dive
U
شیرجه رو به اب با چرخش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com