Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
The bus stopped for fuel
[ to get gas]
.
U
اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gasoline
U
سوخت موتورهای بنزینی بنزین موتور بنزین
minute book
U
دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
May the wrath of God overtake you .
U
خدا کمرت بزند
Let him speak his pices. let him have his say. Let him state his case.
U
بگذار حرفش را بزند
the greenish hue of blue
U
حالتی از رنگ ابی که به سبزی بزند
fly in the ointment
<idiom>
U
یک چیز کوچک که شادی را بههم بزند
he has no enterprise
U
دل ندارد که به کارهای مهم دست بزند
without lifting a finger
U
بدون اینکه به چیزی دستی بزند
[اصطلاح روزمره]
give someone enough rope and they will hang themself
<idiom>
U
به کسی طناب بدی تا راحت خودش دار بزند
iron rations
U
جیره بسیارکم که سربازفقط هنگام ضرورت سخت میتواندبان دست بزند
snookered
U
وضع گوی که بازیگر نمیتواند مستقیما به گوی موردنظر ضربه بزند
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
Mamihlapinatapai
U
نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
article had two notes
U
داشت
conservation
U
داشت
talents
U
درون داشت
talent
U
درون داشت
apanage
U
اختصاص داشت
note book
U
دفتریاد داشت
he loved her dear
U
اوبسیاردوست داشت
expectantly
U
با چشم داشت
expectations
U
چشم داشت
expectation
U
چشم داشت
without letted
U
باز داشت
when will women have the vote?
U
خواهند داشت
dwelt
U
منزل داشت
durst
U
زهره داشت
factum
U
یاد داشت
talented
U
درون داشت
he adored that woman
U
ان زن رابسیاردوست می داشت
omnibus
U
اتوبوس
omnibuses
U
اتوبوس
a bus
U
اتوبوس
busing
U
اتوبوس
bussed
U
اتوبوس
busses
U
اتوبوس
bussing
U
اتوبوس
bus
U
اتوبوس
Bus line number 8.
U
اتوبوس خط ۸.
bused
U
اتوبوس
buses
U
اتوبوس
gasoline
U
بنزین
benzole
U
بنزین
benzine
U
بنزین
gasses
U
بنزین
gassed
U
بنزین
gases
U
بنزین
fuelled
U
بنزین
gas
U
بنزین
motor sprit
U
بنزین
fuelling
U
بنزین
fuels
U
بنزین
petrol
U
بنزین
fuel
U
بنزین
storm bird
U
بنزین
fueled
U
بنزین
gasolene
U
بنزین
He was looking for you.
U
داشت دنبالت می گشت
i will note it down
U
یاد داشت میکنم
ephebe
U
شهری که از 81 تا 02 سال داشت
it had a europeanlook
U
نمود اروپایی داشت
disposure
U
نمایش عرضه داشت
He looked well groomed . He had a tidy appearance .
U
سرووضع مرتبی داشت
outlook
U
منظره چشم داشت
he kept me waiting
U
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
block note paper
U
دسته کاغذیاد داشت
writing pad
U
دسته یاد داشت
he complained with reason
U
داشت که گله میکرد
to make a minute of
U
یاد داشت کردن
the dog wasled
U
سگ بند در گردن داشت
to take down
U
یاد داشت کردن
to set down
U
یاد داشت کردن
to minute down
U
یاد داشت کردن
to make a note of
U
یاد داشت کردن
prospectiveness
U
چشم داشت به اینده
annotator
U
یاد داشت کننده
marrige of convenience
U
پیوند با چشم داشت
to take notes of
U
یاد داشت برداشتن از
minibuses
U
اتوبوس کوچک
space time
U
اتوبوس فضایی
trolley bus
U
اتوبوس برقی
Airbuses
U
اتوبوس هوایی
Airbus
U
اتوبوس هوایی
trolley car
U
اتوبوس برقی
trolleybus
U
اتوبوس برقی
trolley buses
U
اتوبوس برقی
body
U
اطاق اتوبوس
to go by bus
U
با اتوبوس رفتن
bus stops
U
ایستگاه اتوبوس
bus stop
U
ایستگاه اتوبوس
to ride on the bus
U
با اتوبوس رفتن
I drove the bus.
U
من اتوبوس را راندم.
I went by bus.
U
من با اتوبوس رفتم.
bodies
U
اطاق اتوبوس
queued
U
صف اتوبوس و غیره
queues
U
صف اتوبوس و غیره
queueing
U
صف اتوبوس و غیره
bus driver
U
راننده اتوبوس
bus terminal
U
ایستگاه اتوبوس
bus bay
U
ایستگاه اتوبوس
queue
U
صف اتوبوس و غیره
carfare
U
کرایه اتوبوس
petrol can
U
باک بنزین
light gasolin
U
بنزین سبک
Premium gas
U
بنزین سوپر
gasolinic
U
وابسته به بنزین
phenyl
U
اصل بنزین
petrol pipe
U
لوله بنزین
petrol filter
U
صافی بنزین
petrol container
U
فرف بنزین
naphtha
U
بنزین سنگین
premium grade petrol
U
بنزین سوپر
petrol pump
U
تلمبه بنزین
gasoline barrel
U
بشکه بنزین
gasoline drum
U
بشکه بنزین
fuel pump
U
پمپ بنزین
gasoline can
U
قوطی بنزین
fuel filter
U
صافی بنزین
gas pump
U
پمپ بنزین
gassed
U
بنزین گازمعده
gases
U
بنزین گازمعده
gas injection
U
تزریق بنزین
gas injection
U
پاشش بنزین
gas inlet valve needle
U
ژیگلور بنزین
gas recovery
U
بازیابی بنزین
petrol pump
U
پمپ بنزین
gas storage
U
مخزن بنزین
petrol tank
U
مخزن بنزین
gas pump
U
تلمبه بنزین
gas tank
U
بخار بنزین
gas tank
U
پودر بنزین
gas level
U
سطح بنزین
filling station
U
پمپ بنزین
gasses
U
بنزین گازمعده
gas
U
بنزین گازمعده
aviation gasoline
U
بنزین هواپیما
avgas
U
بنزین هواپیما
gas stations
U
پمپ بنزین
high grade petrol
U
بنزین سوپر
gasoline consumption
U
مصرف بنزین
gasoline electric
U
بنزین الکتریکی
gas station
U
پمپ بنزین
filling stations
U
پمپ بنزین
gasoline dump
U
باک بنزین
it weighed kilogrammes
U
بود سه کیلوگرم وزن داشت
no song no supper
U
تانخوانی شام نخواهیم داشت
She was talking to (with ) a friend .
U
داشت با دوستش صحبت می کرد
durst
U
جرات داشت جسارت کرد
that point was of p interest
U
ان نکته جالبیست ویژهای داشت
he sold the good ones
U
هرچه خوب داشت فروخت
he was in purpose to do it
U
در نظر داشت که ان کار رابکند
he would be sure to like it
U
یقینا انرادوست خواهد داشت
prospect of success
U
چشم داشت یا امید کامیابی
The girl was penciling her eyebrows .
U
دخترک داشت ابروهایش را می کشید
He was running like a madman.
U
عین دیوانه ها داشت می دوید
fusilier
U
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
There will be a delay of 8 minutes.
8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ?
U
تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
fusileer
U
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
All his belongings were stolen .
U
هرچه داشت بردند (دزدیدند)
to stop the bus
U
جلوی اتوبوس را گرفتن
Where is the bus stop?
U
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
communication cord
U
کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
stationed
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
station
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
You can take the bus.
U
شا میتوانید با اتوبوس بروید.
stations
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
gasoline dump
U
مخزن موقتی بنزین
unleaded petrol
U
بنزین بدون سرب
pr etrol filling station
U
ایستگاه پمپ بنزین
gasoline brick
U
بنزین خوش سوز
gasoline brick
U
بنزین بااکتان بالا
petrol feed pump
U
پمپ تغذیه بنزین
petrol injection pump
U
پمپ تزریق بنزین
gasholder
U
محل نگهداری بنزین
gas air mixture
U
مخلوط بنزین و هوا
gasoline gels
U
بنزین تغلیظ شده
gas form natrural gas
U
بنزین از گاز طبیعی
storm bird
U
بنزین ریختن ماشین
gas synthesis
U
ترکیب مصنوعی بنزین
I've run out of petrol.
بنزین تمام کردم.
gas inlet valve needle
U
سوزن شیرورودی بنزین
petrol
U
بنزین گیری کردن
gasholders
U
محل نگهداری بنزین
on old woman past sixty
U
پیرزنی بیش از شصت سال داشت
marshalsea
U
دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
og
U
الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
count palatine
U
قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
notate
U
یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
pistole
U
سکه زرکه بیشتردراسپانی رواج داشت
to preach from notes
U
از روی یاد داشت وضع کردن
u.sings
[ and+]
U
با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
life is not worth an hour's p
U
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
quinquereme
U
یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
he made me wait
U
مرا منتظر یا معطل نگاه داشت
He tried to conceal the facts.
U
سعی داشت حقیقت را پنهان کند
He wanted to incite the people.
U
قصد داشت مردم راتحریک کند
His request was in the nature of a command.
U
خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
How far is the bus stop ?
U
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
double decker
U
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com