English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
joint, tongue and groove U اتصال کام و زبانه
tenon and mortise joint U اتصال کام و زبانه
tongue and groove joint U اتصال کام و زبانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
filler U گووه پرکننده برای اتصال کام و زبانه
fillers U گووه پرکننده برای اتصال کام و زبانه
calked joint U اتصال فاق و زبانه
rabbet U اتصال فاق و زبانه
rabbet [for window or door] U اتصال کام و زبانه لبه [ پنجره یا در]
Other Matches
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
leads U قطب اتصال سیم اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
prong U زبانه
monolingual U یک زبانه
door stop U زبانه در
jetty U زبانه
beads U زبانه
two tongued U زبانه
bead U زبانه
dog clutch U زبانه
bolder U زبانه
boldest U زبانه
tongues U زبانه
tenon U زبانه
bold U زبانه
prongs U زبانه
key زبانه
finger U زبانه
batten U زبانه
languet U زبانه
spit U زبانه
tang U زبانه
fingers U زبانه
spits U زبانه
jetties U زبانه
double-margin door U دو در با یک زبانه
bolts U زبانه
bolted U زبانه
bolting U زبانه
bolt U زبانه
battens U زبانه
reed of a pipe U زبانه نی
pentaglot U پنج زبانه
flares U زبانه کشیده
flare U زبانه کشیده
clapper U زبانه زنگ
clappers U زبانه زنگ
heptaglot U هفت زبانه
tangy U زبانه دار
groove and tongue U فاق و زبانه
tangiest U زبانه دار
tangier U زبانه دار
mortice U مادگی زبانه
mortise U مادگی زبانه
key bit U زبانه کلید
key bolt U زبانه کلید
slit and tongue U کام و زبانه
groove and tongue U کام و زبانه
solar prominences U زبانه خورشیدی
tragus U زبانه گوش
gland U زبانه زائده
mortise and tenon U کام و زبانه
key pattern U زبانه یونانی
cog U زبانه تیر
corner-bead U زبانه ی نبش
glands U زبانه زائده
two bolt lock U قفل دو زبانه
tongue and groove U زبانه و فاق
bolts U زبانه قفل
flame U زبانه اتش
tongue and groove U فاق و زبانه
bolted U زبانه قفل
bolt U زبانه قفل
bolting U زبانه قفل
lick U زبانه کشیدن
licked U زبانه کشیدن
licks U زبانه کشیدن
broach U زبانه مته
flames U زبانه اتش
straight halving U کام و زبانه کردن
two tongued U زبانه یامیله شاهین
joggled U فاق و زبانه ساختن
joggling U فاق و زبانه ساختن
mortice U کام جای زبانه
tenon U با زبانه جفت کردن
mortise U کام جای زبانه
he was inflamed with anger U اتش خشمش زبانه زد
joggle U فاق و زبانه ساختن
inflamable U زبانه کش اتش مزاج
tongues U زبانه فنری کوچک
joggles U فاق و زبانه ساختن
tenon U زبانه دار کردن
polyglot edition U ویرایش چند زبانه
tang U زبانه دار کردن
flames U شعله زدن زبانه کشیدن
low U مشتعل شدن زبانه کشیدن
flame U شعله زدن زبانه کشیدن
tenoner and gainer U دستگاه برش فاق و زبانه
languet U [تزئینات زبانه ای شکل] [معماری]
tongues U گفتن دارای زبانه کردن
flaps U برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
ligulate U زبانه دار دارای گلبرگهای تسمهای
flapped U برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flap U برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
flare U روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
spline U لبه کام وزبانه زبانه دار کردن
flares U روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
to torch something U چیزی را آتش زدن [سوزاندن] [زبانه کشیدن ]
trippet U زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
lewis U یکجور اسباب سنگ بلند کنی که زبانه دم فاختهای دارد
rabbet U جفت کردن نر ومادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال ان
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
calf's tongue U [برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
tusk tenon U زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
dovetails U کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing U کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetail U کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
lazy tongs U چنگ کهای زبانه دار یا قلاب دار که بزرگ وکوچک میشودوبرای اویختن لباس وغیره بکارمیرود
butt joint U اتصال لب به لب
nexus U اتصال
lead wire U خط اتصال
suspension U اتصال
law of continvity U اتصال
unions U اتصال
suspensions U اتصال
union U اتصال
bonding U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
abutment U اتصال
connector U اتصال
connectivity U اتصال
coitus U اتصال
connection line U خط اتصال
scarf U اتصال
scarfs U اتصال
bounding U اتصال
coupling U اتصال
connect node U کد اتصال
conjuncture U اتصال
concatenate U اتصال
juncture U اتصال
colligation U اتصال
clutch dog U فک اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
abjoint U بی اتصال
attaching U اتصال
attaches U اتصال
seam U خط اتصال
seams U خط اتصال
fusion U اتصال
conjunctions U اتصال
fusions U اتصال
fitting U اتصال
conjunction U اتصال
continuity U اتصال
network U اتصال
networks U اتصال
interconnetion U اتصال
interconnection U اتصال
inosculation U اتصال
binding U اتصال
bindings U اتصال
attach U اتصال
jump joint U اتصال لب به لب
wiring U اتصال
contacting U اتصال
connection U اتصال
contacts U اتصال
cutter link U اتصال
contact U اتصال
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
link U اتصال
symphysis U اتصال
contacted U اتصال
v joint U اتصال "وی "
junctions U اتصال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com