Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lap joint
U
اتصال نیم ونیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
Kids of varying heights and ages .
U
بچه های قد ونیم قد
sesquipedalian
U
دارای یک وتد ونیم
heroify
U
درگروه گردان ونیم خدایان دراوردن
minotaur
U
جانوری که نیمی از بدنش گاو ونیم دیگرش انسان بودن
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
scarf weld
U
جایی که دو میل اهن را نیم ونیم کرده باهم جوش داده باشند
scarf joint
U
جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
layers
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
U
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
connector
U
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacted
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
U
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
U
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
fee tail
U
تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
drawbar
U
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivels
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivel
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
RJ connector
U
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminal
U
محل اتصال پیچ اتصال
slip road
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals
U
محل اتصال پیچ اتصال
ramp
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
lead
U
قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection
U
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
tone and semitone
U
پرده ونیم پرده
T connector
U
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
griffin
U
شیر دال جانوری که نیم بدنش شیر ونیم بدنش دال بوده
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
hitched
U
اتصال
inosculation
U
اتصال
joint
U
اتصال
hitch
U
اتصال
interconnection
U
اتصال
lead wire
U
خط اتصال
law of continvity
U
اتصال
lap joint
U
اتصال لب به لب
incorporation
U
اتصال
contact
U
اتصال
suspensions
U
اتصال
contacting
U
اتصال
contacts
U
اتصال
interconnetion
U
اتصال
contacted
U
اتصال
hitches
U
اتصال
juncture
U
اتصال
binding
U
اتصال
bindings
U
اتصال
abjoint
U
بی اتصال
abutment
U
اتصال
butt joint
U
اتصال لب به لب
butt joint riveting
U
اتصال لب به لب
coitus
U
اتصال
conjunctions
U
اتصال
scarf
U
اتصال
continuity
U
اتصال
fitting
U
اتصال
suspension
U
اتصال
nexus
U
اتصال
coupling
U
اتصال
conjunction
U
اتصال
bounding
U
اتصال
scarfs
U
اتصال
jump joint
U
اتصال لب به لب
attaching
U
اتصال
attaches
U
اتصال
network
U
اتصال
fusions
U
اتصال
fusion
U
اتصال
seams
U
خط اتصال
seam
U
خط اتصال
bonding
U
اتصال
unions
U
اتصال
union
U
اتصال
networks
U
اتصال
connector
U
اتصال
attach
U
اتصال
clutch dog
U
فک اتصال
colligation
U
اتصال
concatenate
U
اتصال
conjuncture
U
اتصال
connect node
U
کد اتصال
connection line
U
خط اتصال
connectivity
U
اتصال
hitching
U
اتصال
symphysis
U
اتصال
single u butt weld
U
اتصال لب به لب "یو"
single u butt joint
U
اتصال لب به لب "یو"
cutter link
U
اتصال
junction
U
اتصال
tie down
U
اتصال
connexions
U
اتصال
tie line
U
خط اتصال
junctions
U
اتصال
wiring
U
اتصال
v joint
U
اتصال "وی "
connection
U
اتصال
link
U
اتصال
cascade connection
U
اتصال ابشاری
concatenated key
U
کلید اتصال
capacity ground
U
اتصال به فرفیت
to make contact
U
اتصال دادن
conference circuit
U
اتصال پیشنهادی
connecting branch
U
اتصال یا پیوستگی
to connect to frame
U
اتصال به بدنه
commissure
U
سطح اتصال
circuit diagram
U
شمای اتصال
tomming
U
اتصال ازبالا
to put through
U
اتصال دادن به
channel attached
U
اتصال کانالی
chain field
U
فیلد اتصال
tongue and groove joint
U
اتصال نر و ماده
cluster joint
U
اتصال خوشهای
collector contact
U
اتصال کلکتور
timber assembling
U
اتصال چوبی
commissure
U
محل اتصال
tie down
U
طناب اتصال
connect time
U
زمان اتصال
telephone area
U
ناحیه اتصال
connector symbol
U
علامت اتصال
connexion
U
ارتباط اتصال
contact pair
U
زوج اتصال
crosspoint
U
زوج اتصال
contact plug
U
فیش اتصال
contact series
U
اتصال سری
corner joint
U
اتصال فارسی
corner joint
U
اتصال گوشه
coupler link
U
لینک اتصال
coupler link
U
عضو اتصال
coupling capacitor
U
خازن اتصال
connector
U
اتصال دهنده
connector
U
وسیله اتصال
telephone connection
U
اتصال تلفنی
connected load
U
توان اتصال
coupling element
U
عنصر اتصال
connecting diagram
U
دیاگرام اتصال
connecting rod
U
میله اتصال
connection box
U
جعبه اتصال
connection cable
U
کابل اتصال
connection diagram
U
دیاگرام اتصال
three phase connection
U
اتصال سه فازه
connection terminal
U
پایانه اتصال
three phase bridge connection
U
اتصال پل سه فازه
thoroughfoot
U
اتصال چشمی
connectivity platform
U
برنامه اتصال
coupling coefficient
U
ضریب اتصال
cam control
U
بادامک اتصال
receptacle
U
سیم اتصال
synchronizes
U
با هم اتصال دادن
fitting
U
قطعه اتصال
physical connection
U
اتصال مادی
contact lever
U
اهرم اتصال
manifold
U
روپوش اتصال
discontinuities
U
عدم اتصال
discontinuity
U
عدم اتصال
zigzag connection
U
اتصال زیگزاگ
y winding
U
اتصال ستاره
connection to ventilator
U
اتصال به هواکش
synchronize
U
با هم اتصال دادن
receptacles
U
سیم اتصال
accolade
U
خط اتصال اکولاد
accolades
U
خط اتصال اکولاد
jack
U
انبر اتصال
jacks
U
انبر اتصال
floating
U
فاقدوسیله اتصال
durham
U
اتصال فاضلاب
synchronised
U
با هم اتصال دادن
synchronises
U
با هم اتصال دادن
synchronising
U
با هم اتصال دادن
conjunction
U
اتصال اقتران
conjunctions
U
اتصال اقتران
ball joint
U
توپی اتصال
becket
U
حلقه اتصال
binding post
U
پیچ اتصال
binding screw
U
پیچ اتصال
branch extension
U
اتصال شنت
brittannia joint
U
اتصال بریتانیایی
ward leonard control
U
اتصال لئونارد
v connection
U
اتصال مثلث
two way wiring
U
اتصال تبدیل
truss joist
U
تیر اتصال
tongue and groove joint
U
اتصال نر ولاس
by pass
U
اتصال کوتاه
balanced circuit
U
اتصال سیمتریک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com