English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
delta connection U اتصال مثلث
v connection U اتصال مثلث
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
delta voltage U ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
double delta connection U اتصال مثلث دوبل
impedance triangle U مثلث اتصال کوتاه
open delta connection U اتصال مثلث باز
Other Matches
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
triangle U مثلث
triangular U مثلث
triangles U مثلث
trigonous U مثلث
triangulum U مثلث
trianguli U مثلث
triangularization U مثلث بندی
triangular brass bead U مثلث برنج
triangle of forces U مثلث نیروها
leg of mutton U مثلث شکل
trigon U مثلث سه گوش
triangular U بشکل مثلث
spherical triangle U مثلث کروی
triangulum australe U مثلث جنوبی
spherical triagle U مثلث کروی
triangulation U مثلث بندی
area of a triangle U مساحت مثلث
impedance triangle U مثلث مقاومت ها
maxwell triangle U مثلث ماکسول
impedance triangle U مثلث ناگذرایی
three square U بشکل مثلث
wedge formation U ارایش مثلث
thin boards for inlaid work U لای مثلث
voltage triangle U مثلث ولتاژها
delta wing U بال مثلث
astronomical triangle U مثلث نجومی
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
aiming group U دستگاه مثلث گیری
staphyloma U تحدب مثلث قرنیه
aiming group U عوامل مثلث گیری
maxwell triangle U مثلث رنگ ماکسول
star delta switch U کلید ستاره مثلث
triangulation station U ایستگاه مثلث بندی
right angled triangle U مثلث قائم الزاویه
delta winding U سیم پیچ مثلث
delta connection U سیم پیچ مثلث
right triangle U مثلث راست گوشه
triangulation U مثلث بندی کردن
cross bracing U مهاربندی بشکل مثلث
v ring U مثلث شکاف درجه
trigonal pyramid U هرم مثلث القاعده
trigonal bipyramid U دو هرمی مثلث القاعده
trig point U نقاط مثلث بندی
trig point U ایستگاه مثلث بندی
color triangle U مثلث رنگ نما
triangulation web U شبکه مثلث بندی
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
leads U قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
hypotenuses U وتر مثلث قائم الزاویه
equiangular triangle U مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
equilateral triangle U مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
triangulation U مثلث روی شاه شطرنج
right triangle U مثلث راست گوشه [ریاضی]
triangle exercise U تمرین مثلث گیری درتیراندازی
trigonal bipyramidal molecule U مولکول دو هرمی مثلث القاعده
triangle exercise U کار با مثلث قلق گیری
leg U ساق مثلث قائم الزاویه
hypotenuse U وتر مثلث قائم الزاویه
inscribed circle [of a triangle] U دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
incircle U دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
right triangle مثلث قایم الزاویه [ریاضی]
legs U ساق مثلث قائم الزاویه
triangulation U روش مثلث بندی در نقشه برداری
triangulate U سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
hexagram U شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
wedge U اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedged U اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedging U اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
triangulation survey U نقشه برداری به روش مثلث بندی
wedges U اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
isosceles triangles U مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
three square U سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
isosceles triangle U مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
tessellate U کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
tirm oval U پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
concatenate U اتصال
joint U اتصال
colligation U اتصال
clutch dog U فک اتصال
hitching U اتصال
juncture U اتصال
conjuncture U اتصال
scarfs U اتصال
scarf U اتصال
connectivity U اتصال
coitus U اتصال
connector U اتصال
network U اتصال
networks U اتصال
interconnetion U اتصال
interconnection U اتصال
inosculation U اتصال
attaching U اتصال
attaches U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
fusions U اتصال
fusion U اتصال
connect node U کد اتصال
hitch U اتصال
hitched U اتصال
hitches U اتصال
union U اتصال
coupling U اتصال
unions U اتصال
connection line U خط اتصال
bonding U اتصال
lead wire U خط اتصال
seam U خط اتصال
seams U خط اتصال
law of continvity U اتصال
attach U اتصال
v joint U اتصال "وی "
abutment U اتصال
nexus U اتصال
connexions U اتصال
cutter link U اتصال
symphysis U اتصال
suspension U اتصال
conjunctions U اتصال
suspensions U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
wiring U اتصال
tie down U اتصال
tie line U خط اتصال
bindings U اتصال
binding U اتصال
link U اتصال
connection U اتصال
fitting U اتصال
conjunction U اتصال
continuity U اتصال
abjoint U بی اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
jump joint U اتصال لب به لب
junction U اتصال
bounding U اتصال
contacting U اتصال
contacts U اتصال
contacted U اتصال
incorporation U اتصال
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
contact U اتصال
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
junctions U اتصال
disconnection U قطع اتصال
coupling element U عنصر اتصال
dialysis U تفرق اتصال
delta connection U اتصال دلتا
ground connection U اتصال زمین
coupler link U لینک اتصال
conjunctions U اتصال اقتران
coupling magent U اهنربای اتصال
corner joint U اتصال فارسی
contact series U اتصال سری
coupler link U عضو اتصال
contact plug U فیش اتصال
cross linking U اتصال عرضی
conjunction U اتصال اقتران
manifold U روپوش اتصال
discontinuously U بدون اتصال
coupling valve U ارزش اتصال
corner joint U اتصال گوشه
data link U اتصال داده
coupling instability U نااستواری اتصال
coupling factor U ضریب اتصال
coupling coefficient U ضریب اتصال
dead earth U اتصال زمین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com