English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
connection to ventilator U اتصال به هواکش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
snorkel U دودکش عبور از اب لوله هواکش هواکش
snorkels U دودکش عبور از اب لوله هواکش هواکش
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
wind scoop U هواکش
blower U هواکش
cooling fan U هواکش
fan U هواکش
air poise U هواکش
venting U هواکش
vents U هواکش
aspirator U هواکش
femerell U هواکش
femerall U هواکش
vented U هواکش
louvered U هواکش
ventil U هواکش
vent hole U هواکش
air ejector U هواکش
air duct U هواکش
ventilator U هواکش
ventilators U هواکش ها
cowls U هواکش
cowl U هواکش
vent U هواکش
breather U هواکش
breathers U هواکش
fans U هواکش ها
ventilators U هواکش
ventilator U هواکش
cooling fans U هواکش ها
blowers U هواکش ها
air cleaner U هواکش
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
ducts U منفذ هواکش
ducts U دریچههای هواکش
air scoop U دریچه هواکش
ventilators U هواکش بادزن
ventilator U هواکش بادزن
engine breather U هواکش موتور
vent pipe U لوله هواکش
wind pipe U لوله هواکش
exhaust fan U هواکش کارگاه
underground duct of kiln U هواکش کوره
aspirator U بادبزن هواکش
airhole of a cellar U هواکش زیرزمین
air grate U پنجره هواکش
ventiduct U هواکش ناه کش مفرهوا
crankcase ventilator U هواکش کارتر اتومبیل
airport U دریچه هوا هواکش
airports U دریچه هوا هواکش
trunks U کانال هواکش ناو
fuel tank vent U هواکش تانک سوخت
trunk U کانال هواکش ناو
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
leads U قطب اتصال سیم اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
coupling U اتصال
attach U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
interconnection U اتصال
conjunction U اتصال
juncture U اتصال
attaching U اتصال
conjunctions U اتصال
attaches U اتصال
bounding U اتصال
coitus U اتصال
interconnetion U اتصال
contacting U اتصال
bindings U اتصال
scarfs U اتصال
contacts U اتصال
binding U اتصال
symphysis U اتصال
scarf U اتصال
tie down U اتصال
inosculation U اتصال
fusions U اتصال
networks U اتصال
network U اتصال
continuity U اتصال
fitting U اتصال
fusion U اتصال
bonding U اتصال
nexus U اتصال
seam U خط اتصال
seams U خط اتصال
suspension U اتصال
unions U اتصال
union U اتصال
hitching U اتصال
joint U اتصال
law of continvity U اتصال
lead wire U خط اتصال
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
hitch U اتصال
hitched U اتصال
hitches U اتصال
suspensions U اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
jump joint U اتصال لب به لب
connect node U کد اتصال
connector U اتصال
v joint U اتصال "وی "
conjuncture U اتصال
wiring U اتصال
junctions U اتصال
concatenate U اتصال
junction U اتصال
link U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
cutter link U اتصال
connection line U خط اتصال
connection U اتصال
connectivity U اتصال
connexions U اتصال
clutch dog U فک اتصال
tie line U خط اتصال
colligation U اتصال
contact U اتصال
incorporation U اتصال
abjoint U بی اتصال
abutment U اتصال
contacted U اتصال
commissure U محل اتصال
grid cap U اتصال شبکه
synchronising U با هم اتصال دادن
slings U تسمه اتصال
tap U اتصال وسط
grid clip U اتصال شبکه
grid terminal U اتصال شبکه
synchronize U با هم اتصال دادن
cam control U بادامک اتصال
tapped U اتصال وسط
floating U فاقدوسیله اتصال
tapping U اتصال وسط
synchronises U با هم اتصال دادن
synchronised U با هم اتصال دادن
fusible link U اتصال گداختنی
fusion cone U مخروطی اتصال
cascade connection U اتصال ابشاری
jack box U جعبه اتصال
capacity ground U اتصال به فرفیت
internal connection U اتصال داخلی
sling U تسمه اتصال
connect time U زمان اتصال
connected load U توان اتصال
flang joint U اتصال سرلوله
slinging U تسمه اتصال
fuse post U اتصال فیوز
discontinuously U بدون اتصال
concatenated key U کلید اتصال
collector contact U اتصال کلکتور
junction box U جعبه اتصال
circuit diagram U شمای اتصال
interconnected star U اتصال زیگزاگی
zig zag connection U اتصال زیگزاگی
coupling U جفت اتصال
interconnection U اتصال میانی
junction boxes U جعبه اتصال
cluster joint U اتصال خوشهای
copulas U وسیله اتصال
copula U وسیله اتصال
interconnection of diagram U نمودار اتصال
channel attached U اتصال کانالی
conference circuit U اتصال پیشنهادی
chain field U فیلد اتصال
ground conection U اتصال زمین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com