English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fire and maneuver U اتش و مانور
maneuver and fire U اتش و مانور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
feint U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feinted U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feinting U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
feints U نوعی درو در خرک مانور انفعالی
exercise U مانور نظامی
exercised U مانور نظامی
exercises U مانور نظامی
stack U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
shunting U مانور
wishbone U نوعی طرح مانور
wishbones U نوعی طرح مانور
maneuvred U مشق کردن مانور دادن
maneuvred U طرح کردن مانور
maneuvres U مشق کردن مانور دادن
maneuvres U طرح کردن مانور
maneuvring U مشق کردن مانور دادن
maneuvring U طرح کردن مانور
manoeuvre U مشق کردن مانور دادن
manoeuvre U طرح کردن مانور
manoeuvred U مشق کردن مانور دادن
manoeuvred U طرح کردن مانور
manoeuvres U مشق کردن مانور دادن
manoeuvres U طرح کردن مانور
manoeuvring U مشق کردن مانور دادن
manoeuvring U طرح کردن مانور
umpire U داور مانور
umpired U داور مانور
umpires U داور مانور
umpiring U داور مانور
submarine U مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarines U مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
sled U وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds U وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
drift U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifted U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifting U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
drifts U مانور اتومبیل در سر پیچ بالغزیدن به یک طرف
slingshot U مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshots U مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
progressive U مانور با گذاشتن پای ازاد جلوپای اسکیت
handle U مانور کردن
handles U مانور کردن
audible U تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
bounding overwatch U حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
bump and go U نوعی مانور دفاعی
bump and run U نوعی مانور دفاعی
clamp anf rake U مانور برای کنترل گوی درمواجه
classification yard U محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
combat exercise U مانور جنگی
controlled exercise U مانور کنترل شده
deropement U مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
ease of movement U مانور
ease of movement U سهولت حرکت راحتی مانور
exercise code word U رمز عملیات مانور
exercise commander U فرمانده مانور
exercise program U برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
exercise term U عنوان مانور
flying wedge U نوعی مانور تهاجمی قدیمی
free maneuver U مانور ازاد
garryowen U مانور مهاجمی بافرستادن توپ هوایی
gate operating deck U سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform U سکوی مانور دریچه ها
ground game U روش استفاده از مانور دویدن
island pullout U مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
joint exercise U مانور مشترک
maneuver U مانور
maneuver U حرکت جنگی مانور کردن
maneuverability U قابلیت مانور
maneuvering board U تابلوی نمایش مانور ناوها
maneuvering board U لوحه مانور
map maneuver U مانور روی نقشه
mass of maneuver U حجم مانور
naked reverse U حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
out maneuver U تفوق جستن در مانور
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
pilot rudder U تیغه سکان مانور ناو
plan of maneuver U طرح مانور
scheme of maneuver U طرح مانور
quartermaster's notebook U دفتر مانور ناو
sea room U شعاع مانور دریایی
ship handling U مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
ship handling U مانور با کشتی
tight t U طرح اصلی مانور تی
williamson turn U نوعی مانور دریایی
wingover U مانور بانیم چرخش یا نیم دایره
wishbone t U نوعی طرح مانور
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com