Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 258 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
water glass
U
اب شیشه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
negative
U
گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives
U
گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
rack
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
racked
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
racks
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
wracked
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
wracks
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
scanner
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
junk
U
اهن پاره خرده شیشه
windshield
U
شیشه جلو اتومبیل
windshield
U
شیشه جلو خودرو
windshield
U
شیشه جلوی اتومبیل
windshield
U
شیشه محافظ باد
windshields
U
شیشه جلو اتومبیل
windshields
U
شیشه جلو خودرو
windshields
U
شیشه جلوی اتومبیل
windshields
U
شیشه محافظ باد
boast
U
: خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
boasted
U
: خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
boasts
U
: خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود
Perspex
U
خانوادهای از پلاستیکها که بعنوان شیشه یا پلاستیکهای شفاف و نوگذران در هواپیماکاربرد فراوان دارد
French door
U
دری که تخته میانیش شیشه مستطیلی دارد
French doors
U
دری که تخته میانیش شیشه مستطیلی دارد
optical
U
شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
pane
U
قاب شیشه
pane
U
جام شیشه
pane
U
دارای جام شیشه کردن
pane
U
شیشه
panes
U
قاب شیشه
panes
U
جام شیشه
panes
U
دارای جام شیشه کردن
panes
U
شیشه
stained glass
U
شیشه کاری منقوش
stained glass
U
شیشه بندی منقوش
Pyrex
U
شیشه پیرکس
crate
U
صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند
crates
U
صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند
phial
U
شیشه یا بطری کوچک
phials
U
شیشه یا بطری کوچک
jar
U
شیشه دهن گشاد
jarred
U
شیشه دهن گشاد
jars
U
شیشه دهن گشاد
quarries
U
شیشه الماسی چهارگوش
quarry
U
شیشه الماسی چهارگوش
quarrying
U
شیشه الماسی چهارگوش
opal
U
عین الهر شیشه شیری رنگ
opals
U
عین الهر شیشه شیری رنگ
windscreen
U
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
windscreens
U
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
glass
U
شیشه
glass
U
ایینه شیشه دوربین
glass
U
شیشه ذره بین عدسی
glass
U
شیشه الات
glass
U
شیشه گرفتن
glaze
U
لعاب شیشه
glaze
U
شیشه انداختن
glazes
U
لعاب شیشه
glazes
U
شیشه انداختن
splinter
U
تراشه خرده شیشه
splintered
U
تراشه خرده شیشه
splintering
U
تراشه خرده شیشه
splinters
U
تراشه خرده شیشه
sash
U
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
sashes
U
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
brush
U
شیشه شور
brushes
U
شیشه شور
aquaria
U
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium
U
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums
U
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
plate
U
شیشه
plates
U
شیشه
fibreglass
U
شیشه لیفی
fibreglass
U
پشم شیشه
glassware
U
شیشه الات
glassware
U
فروف شیشه
optic
U
شیشه عینک
bottle
U
شیشه
bottles
U
شیشه
glasshouse
U
شیشه گرخانه
glasshouses
U
شیشه گرخانه
plate glass
U
شیشه لوحی
plate glass
U
شیشه سنگ شیشه تختهای
glazing
U
شیشه بری
glazing
U
شیشه کاری
glazing
U
شیشه بری جام اندازی
vitreous
U
زجاجی شبیه شیشه
glassy
U
شیشه مانند
pebble
U
شیشه عینک نوعی عقیق
pebbles
U
شیشه عینک نوعی عقیق
opaque
U
کدر شیشه یا رنگ مات
anti dazzle screen
U
شیشه نورگیر
anti dazzle screen
U
شیشه ضد نور
anti dazzle vizor
U
سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
bezel
U
حلقه لغزنده مخروطی شکل شیشه ساعت را در جای خودنگه میدارد
blow pipe
U
نتیجه ه شیشه گری
blowtube
U
نیچه شیشه گری
bottle brush
U
شیشه پاک کن
buret
U
لوله شیشه مدرج
buretto
U
لوله شیشه مدرج بورت
Other Matches
ink bottle
U
شیشه مرکب شیشه جوهر
glassman
U
تاجر شیشه شیشه ساز
flatbed
U
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
vitrify
U
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
glass wool
U
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
glassblower
U
شیشه گر
glazier
U
شیشه بر
glazier
U
شیشه گر
glass blower
U
شیشه گر
glass cutter
U
شیشه بر
frosted glass
U
شیشه کدر
lime glass
U
شیشه اهکی
foamglass
U
شیشه کفی
lead work
U
شیشه اندازی
foamglass
U
شیشه اسفنجی
lead glass
U
شیشه سربی
fiberglass
U
پشم شیشه
glaziery
U
شیشه بری
granulated glass
U
شیشه اج دار
hard glass
U
شیشه سخت
hyaline
U
شیشه مانند
frosted glass
U
شیشه مات
glass fibers
U
الیاف شیشه
glass frit
U
شیشه متخلخل
glass dust
U
خرده شیشه
glass ware
U
فروف شیشه
glass wool
U
پشم شیشه
glass cloth
U
شیشه پاک کن
glassmaker
U
شیشه ساز
glass blowing
U
شیشه گری
focusing screen
U
شیشه مات
glassman
U
شیشه فروشی
glasswool
U
پشم شیشه
glass rebate
U
دوراهه شیشه
glasswork
U
شیشه سازی
glassworker
U
شیشه ساز
mirror glass
U
شیشه اینه
muscovy glass
U
شیشه معدنی
watch glass
U
شیشه ساعت
vitriform
U
شیشه مانند
vitrification
U
تبدیل به شیشه
vitrification
U
شیشه سازی
vial
U
شیشه نمونه
tempered glass
U
شیشه ابداده
stock bottle
U
شیشه ذخیره
stined glass
U
شیشه رنگی
spun glass
U
شیشه ریسیده
soluble glass
U
شیشه مایع
water glass
U
شیشه محلول
water glass
U
شیشه مایع
case-bottle
U
شیشه چارپر
windowpane
U
شیشه پنجره
sodium silicate
U
شیشه مایع
sodium metasilicate
U
شیشه مایع
silicate of soda
U
شیشه مایع
safety glass
U
شیشه ایمنی
rough cast glass
U
شیشه خام
quartzite brick
U
سنگ شیشه
ornamental glass
U
شیشه تزئینی
opaque glass
U
شیشه کدر
opalline
U
شیشه مات
scent bottle
U
شیشه عطری
opaline
U
شیشه مات
obsidian
U
شیشه معدنی
obscured glass
U
شیشه مات
safety glass
U
شیشه بی خطراتومبیل
safety glass
U
شیشه نشکن
sight glass
U
شیشه مرئی
sheetglass
U
شیشه ورق
sheetglass
U
ورق شیشه
sheet glass
U
شیشه ورقی
sheet glass
U
شیشه جام
security glass
U
شیشه نشکن
security glass
U
شیشه ایمنی
sandiver
U
ریم شیشه
sandiver
U
خلط شیشه
safety glass
U
شیشه اطمینان
obscured glass
U
شیشه تار
crown glass
U
شیشه گردیاچرخی
liquid glass
U
شیشه مایع
colored glass
U
شیشه رنگی
watch glss
U
شیشه ساعت
cast glass
U
شیشه ریخته گی
case bottle
U
شیشه چارپهلو
cross level buble
U
شیشه حباب تراز
vitrifiable
U
قابل تبدیل به شیشه
negative photo plane
U
افق شیشه عکاسی
vitreous rock
U
سنگ شیشه نما
to f. glass
U
شیشه گری کردن
vial
U
شیشه کوچک دارو
stallboard riser
U
پاخور شیشه بند
nursing bottle
U
شیشه شیر بچه
rolled glass
U
شیشه نورد خورده
pyrophotograph
U
عکس روی شیشه
puttier
U
بتونه کار شیشه
obsidian
U
شیشه اتش فشانی
spun glass
U
شیشه تاب خورده
pontee
U
میله شیشه گری
pseudoscope
U
شیشه قلب نما
punty
U
میله شیشه گری
diamond cutting tool
U
الماس شیشه بری
glass membrance electrode
U
الکترود شیشه غشایی
glass kiln
U
کوره شیشه گری
glass cloth
U
کهنه شیشه پاک کن
fiberglass sheet
U
ورقه پشم شیشه
galssy
U
شیشه مانند زجاجی
flinders
U
خرده شیشه وامثال ان
fibreglass sheet
U
ورق شیشه لیفی
fibreglass sheet
U
ورق پشم شیشه
fiberglass
U
شیشه رشته مانند
glass cutter
U
الماس شیشه بری
glassphalt
U
اسفالت شیشه دار
glazing compound
U
بتونه شیشه بری
cast glass
U
شیشه جام ریختگی
wind screen
U
شیشه جلوی اتومبیل
image format
U
اندازه شیشه عکاسی
glazier's putty
U
بتونه شیشه بری
glassworks
U
کارخانه شیشه گری
balances sash
U
قاب شیشه خور پنجره
double-hung sashes
U
پنجره با دو قاب شیشه خور
spun glass
U
شیشه مذاب الیاف مانند
negative photo plane
U
سطح افق شیشه عکس
he is blowing glass
U
شیشه را با فوت درست کردن
mica
U
تلق نسوز شیشه معدنی
mica
U
سنگ طلق شیشه معدنی
crust of wine
U
جرم شراب در روی شیشه
cello phane
U
کاغذ شیشه نمای سلولزی
poster color
U
شیشه محتوی ابرنگ وخمیررنگ
crystal ball stopper
U
گلوله بلوری شیشه لیموناد
wire glass
U
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
fish globe
U
شیشه گردبرای نگاه داشتن ماهی
wired glass
U
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
crown glass
U
شیشه پنجره
[در قرن نوزدهم انگلیس]
frit
U
خمیر شیشه وچینی سازی گداختن
photogravure
U
گراور سازی از روی شیشه عکاسی
perlite
U
نوعی شیشه اتشفشانی سنگ مروارید
smalto
U
خرده شیشه رنگین روی اجرموزاییک
vitrescence
U
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
rolling mill
U
ماشین غلتک دار کارخانه شیشه جام
nurser
U
شیشه درجه دار برای شیردادن کودک
grisaille
U
نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
mousseline
U
نوعی چیت پشت نما شیشه خط دار
matrass
U
شیشه گردن دراز که درازمونهای شیمیایی بکارمیبرند
clinker
U
تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
manganic
U
دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
vitrescent
U
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
obsidian
U
مواد اتش فشانی سیاه ماننداست به شیشه بطری
manganesian
U
مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
ground glass
U
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
periscopic lens
U
شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
pitchstone
U
یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
putty powder
U
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
jeweller's putty
U
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
glasswork
U
شیشه الات بلور الات
electroluminescent
U
صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
granulated glass
U
شیشه دان دان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com