Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
galvanised
U
ابکاری فلزی کردن
galvanises
U
ابکاری فلزی کردن
galvanising
U
ابکاری فلزی کردن
galvanize
U
ابکاری فلزی کردن
galvanizes
U
ابکاری فلزی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
plate
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plates
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
Other Matches
plating
U
روکشی با سیم و زر و غیره ابکاری فلزی
bonderize
U
ابکاری کردن
cadminum plate
U
ابکاری کادمیومی کردن
electroplates
U
فلز اب داده ابکاری کردن
electroplated
U
فلز اب داده ابکاری کردن
electroplate
U
فلز اب داده ابکاری کردن
ball bearings
U
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
ball bearing
U
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
transitory shelter
U
پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
electroplating
U
ابکاری
plating
U
ابکاری
copper plate
U
ابکاری مس
plating dynamo
U
دینام ابکاری
electroplating
U
ابکاری الکتریکی
bathed
U
حمام ابکاری
nickel plating
U
ابکاری نیکل
bath
U
حمام ابکاری
electric steel
U
فولاد ابکاری
electro plating
U
ابکاری فلزات به کمک برق
birdcages
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
birdcage
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
metallizo
U
فلزی کردن
metals
U
فلزی کردن
metal
U
فلزی کردن
dimpling
U
پخدار کردن مخروطی ورقات نازک فلزی
chimney-crane
U
[میله فلزی برای آویزان کردن غذا]
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
flan
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
flans
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
sled
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
lock
U
محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
locks
U
محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lap
U
جفت کردن دوسطح فلزی بهم باسایش سنباده نرم
lapped
U
جفت کردن دوسطح فلزی بهم باسایش سنباده نرم
blowout disc
U
دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
snap swivel
U
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
lion heart
U
مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
traveler
U
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
angle drill
U
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
kopfring
U
حلقه فلزی است که به دماغه بمب برای کم کردن میزان نفوذ ان در اب یا خاک وصل میشود
cleco fastener
U
وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
c clamp
U
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
fusion welding
U
اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
rack
U
آویز فرش
[قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
bimetallic
U
دو فلزی
metallic
U
فلزی
cladding
U
اب فلزی
metal rule
U
خط کش فلزی
monometallism
U
یک فلزی
metalloid
U
فلزی
metal ware
آلات فلزی
lapping head
U
سمبه فلزی
galvanize
U
اب فلزی دادن
metal ware
ضرف فلزی
ladder scaffold
U
داربست فلزی
metal lath
U
شبکه فلزی
galvanised
U
اب فلزی دادن
galvanizes
U
اب فلزی دادن
metal spraying
تزریق فلزی
thimble eye
U
چشمی فلزی
metal industries
U
صنایع فلزی
metal ornament
پولک فلزی
metal lamp
U
لامپ فلزی
protective plating
U
حفاظ فلزی
carcase
U
اسکلت فلزی
clasp
U
گره فلزی
ribbon
U
نوار فلزی
metallic packing
U
لایی فلزی
aneroid
U
جوسنج فلزی
wire mesh
U
شبکه فلزی
metallic currency
U
پول فلزی
metallic conduction
U
رسانش فلزی
metallic filament
U
افروزه فلزی
metallic electrode
U
الکترود فلزی
cladding
U
روکش فلزی
clasped
U
گره فلزی
clasping
U
گره فلزی
clasps
U
گره فلزی
metallic paints
U
رنگهای فلزی
metallic bond
U
پیوند فلزی
all metal type tube
U
لامپ فلزی
metal type tube
U
لامپ فلزی
ribbons
U
نوار فلزی
metallic packing
U
پوشش فلزی
metal rod
میله فلزی
metal coat
U
روکش فلزی
metallic circuit
U
مدار فلزی
metallic luster
U
جلای فلزی
marlinspike
U
پاروی فلزی
try square
U
گونیای فلزی
aneroid barometer
U
جوسنج فلزی
metallic arc
U
قوس فلزی
sheet
U
ورق فلزی
titanium
U
عنصر فلزی
gratling
U
نرده فلزی
metal
جسم فلزی
cleat
U
تسمه فلزی
cabled
U
طناب فلزی
minted money
U
پول فلزی
scaffold
U
داربست فلزی
metals
U
جسم فلزی
buckle
U
تسمه فلزی
strategic concentration by rail
U
نشرمسکوکات فلزی
truss bridge
U
پل اسکلت فلزی
stave
U
نوار فلزی
lockers
U
کابینت فلزی
locker
U
کابینت فلزی
scaffolds
U
داربست فلزی
sheets
U
ورق فلزی
bimetallic wire
U
سیم دو فلزی
flitter
U
پولک فلزی
bimetalism
U
سیستم دو فلزی
shim
U
لایی فلزی
non metallic
U
غیر فلزی
sheet piling
U
سپر فلزی
hard ware
U
فروف فلزی
thimble
U
چشمی فلزی
strap
U
تسمه فلزی
cable
U
طناب فلزی
pannikin
U
فنجان فلزی
straps
U
تسمه فلزی
nonmetallic
U
غیر فلزی
buckles
U
تسمه فلزی
brummagem
U
مسکوک فلزی
elephant shelter
U
پناهگاه فلزی
galvanises
U
اب فلزی دادن
thimbles
U
چشمی فلزی
hollow ware
U
ادوات فلزی
buckled
U
تسمه فلزی
armature
U
میله فلزی
tip staff
U
عصای سر فلزی
metallic soap
U
صابون فلزی
galvanising
U
اب فلزی دادن
metal slitting saw
U
اره قدکن فلزی
perforated metal basket
U
سبد فلزی مشبک
plate
U
صفحه فلزی ورقه
oarlock
U
جایگاه فلزی پارو
metal stamping
قالب گیری فلزی
aglet
U
نوک فلزی بندکفش
thimble
U
لوله فلزی کوتاه
chock
U
چشمی فلزی روی پل
thimble
U
حلقه فلزی شیاردار
structure
U
ساختمان اسکلت فلزی
structuring
U
ساختمان اسکلت فلزی
thimbles
U
حلقه فلزی شیاردار
organometallic compound
U
ترکیب الی فلزی
dag
U
نوک فلزی بندکفش
metallography
U
مطالعه الیاژهای فلزی
plates
U
صفحه فلزی ورقه
tin hat
U
کلاه خود فلزی
metalic arch welding
U
جوش قوسی فلزی
structures
U
ساختمان اسکلت فلزی
metal sheathing
U
روکش کاری فلزی
spacer disk
U
استوانه توپر فلزی
bemetallic thermometer
U
گرماسنج زوج فلزی
hardwareman
U
فروشنده افزارواسباب فلزی
heavy plate
U
ورق فلزی سنگین
incandescent metallic oxid cathode
U
کاتد اکسید فلزی
building steel lathing
U
اسکلت فلزی ساختمان
symmetallism
U
سیستم دو فلزی مختلط
bushing
U
استر برنجی یا فلزی
electrical metallic tubing
U
لوله برقی فلزی
reverse side of metal work
U
پشت کار فلزی
intermetallic compounds
U
ترکیبات بین فلزی
invar struts
U
قطعات فلزی ضد انبساط
washer
U
انواع واشر فلزی
washers
U
انواع واشر فلزی
bimetallism
U
نظام پولی دو فلزی
strategic concentration by rail
U
سیستم پولی فلزی
bimetallic standard
U
پایه پولی دو فلزی
ferrule
U
بست فلزی زدن
templates
U
قالب چوبی یا فلزی
template
U
قالب چوبی یا فلزی
ferrules
U
بست فلزی زدن
Crittal windows
U
[پنجره لولادار فلزی]
cable
U
مفتول فلزی بافته
surface plate
U
تراز فلزی یا اهنی
cabled
U
مفتول فلزی بافته
accessory shoe
صفحه فلزی ضمائم
thimbles
U
لوله فلزی کوتاه
reinforced grillage
U
ارماتور مشبک فلزی
billy
U
نوعی کتری فلزی
billies
U
نوعی کتری فلزی
metal foil
ورق نازک فلزی
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
metal cone tube
U
لامپ مخروطی فلزی
metal cutting saw
اره فلزی
[ابزار]
tungsten
U
فلزی از جنس کروم
mesh reinforcement
U
ارماتور مشبک فلزی
wires
U
هادی فلزی نازک
metal sheathing
U
پوشش کاری فلزی
metal gauze
U
بافت توری فلزی
wire
U
هادی فلزی نازک
luggage net
U
باربند فلزی مشبک
metal planting
U
روکش کاری فلزی
platter
U
صفحه فلزی پهن سینی
gunter's chain
U
متر فلزی نقشه برداری
snatch block
U
قرقره فلزی چفت دار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com