English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
trimming tool U ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tool U دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
control equipment U ابزار وارسی ابزار پایش
jig U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
apophysis U زائده
run off U زائده
run-offs U زائده
anlage U زائده
process U زائده
run-off U زائده
processes U زائده
tab U زائده
tabs U زائده
excrescent U زائده
dowel U زائده
uncus U زائده
measurement of air pressure U زائده
retool U مجددا با ابزار تجهیز کردن
trimmings U قطع زائده ها
coronoid process U زائده منقاری
styloid process U زائده سهمی
trimming U قطع زائده ها
appendix U زائده کوچک
glands U زبانه زائده
gland U زبانه زائده
appendixes U زائده کوچک
ear U خوشه زائده
ears U خوشه زائده
uncinus U زائده قلابی
thistledwon U زائده پر مانند خار
mouthpart U زائده نزدیک دهان
sanse serif U حروف بدون زائده
mastoditis U اماس زائده پستانی
trimming cutter U قطع کننده زائده ها
odontoid U وابسته به زائده دندانی
lobulate U دارای زائده کوچک
winglet U زائده بال مانند
palpus U زائده بند بندی
cirrate U دارای زائده و ضمیمه
seasoning klin U کوره ویژه خشک کردن
consecrate U ویژه کردن تخصیص دادن
consecrates U ویژه کردن تخصیص دادن
consecrating U ویژه کردن تخصیص دادن
adnexa U قسمتهای متصل بهم زائده
metopon U قسمت جلوی زائده جلومغز
winging U بال مانند زائده حبابی
pterygoid process U زائده نازله استخوان شب پرهای
wing U بال مانند زائده حبابی
trimming blade U تیغه قطع کننده زائده ها
pterygoid process U زائده نازله عظم وتدی
transverse process U زائده جانبی ستون فقرات
appendectomy U برداشتن زائده اپاندیس یا اویزه
to tick U کار کردن به نحوه ویژه یا درست
straitjacket U ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
specializing U ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialising U ویژه کاری کردن متخصص شدن
straightjacket U ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
specializes U ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialize U ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialises U ویژه کاری کردن متخصص شدن
pentadactylate U دارای پنج زائده شبیه پنجه
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
taxidermist U ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
zootechnician U کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
papilla U زائده بافتی ریشه پرو موی سر و بدن و امثال ان
ligule U زائده کوچکی که بین برگ وغلاف قرار دارد
beading machine U ابزارمخصوص ساختن فلانژدستگاه ویژه گرد کردن لبه ورقها
paint U پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
paints U پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
defragmentation U ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
broaching U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
applied U هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
epididymis U زائده طویل و باریک عقب بیضه که شامل مجاری خروجی منی است
lobation U قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
winging U پره زائده پره دار
wing U پره زائده پره دار
folding rule U خط کش [ابزار]
instrumentation U ابزار
yard stick U خط کش [ابزار]
instrument U ابزار
folding ruler U خط کش [ابزار]
doodad U ابزار
doodads U ابزار
tools U ابزار
devices U ابزار
yardstick U خط کش [ابزار]
folding meter stick U خط کش [ابزار]
gadgets U ابزار
tool U ابزار
implemented U ابزار
gadget U ابزار
implementing U ابزار
hardware U ابزار
implement U ابزار
locking device U ابزار
carpenter's rule U خط کش [ابزار]
device U ابزار
double meter stick [American] U خط کش [ابزار]
implements U ابزار
tool U ابزار کار
bench U میز ابزار
vernier caliper U قطرسنج [ابزار]
calliper [British] U قطرسنج [ابزار]
brick workers tool U ابزار بنایی
groupware U ابزار گروهی
groupware U گروه ابزار
spatula [American] ] U کارتک [ابزار]
bird's-break U ابزار رخ منقاری
putty knife U کارتک [ابزار]
knurled tool U ابزار اج کاری
tax instrument U ابزار مالیاتی
vernier calliper [British] U قطرسنج [ابزار]
milling cutter U ابزار فرزکاری
tool sharpener U ابزار چاق کن
sliding caliper U قطرسنج [ابزار]
head U دهنه ابزار
centering tool U ابزار تمرکز
astragulus U ابزار فیتیله ای
astragal U ابزار فیتیله ای
hawksbeak U ابزار رخ منقاری
diamond-fret U ابزار لوزی
development tools U ابزار توسعه
bags U کیف ابزار
hardware U سخت ابزار
common round U ابزار فیتیله
control equipment U ابزار نظارت
bag U کیف ابزار
joiner's hardware U ابزار نجاری
precision tool U ابزار دقیق
bumping tool U ابزار خم کاری
turning tool U ابزار تراشکاری
hawksbill U ابزار رخ منقاری
spackle knife U کارتک [ابزار]
hand tool U ابزار دستی
cold heading tool U ابزار سردکار
angle-roll U ابزار گرد
helve U دسته ابزار
credit instrument U ابزار اعتباری
toolroom U اتاق ابزار
knurled tool U ابزار آج دار
steelwork U ابزار پولادین
toolhouse U انبار ابزار
toolbox U جعبه ابزار
cloning U ابزار همگن
boring machine U دریل [ابزار]
drills U دریل ها [ابزار]
electric drills U دریل ها [ابزار]
instrument panels U پهنهی ابزار
moulding plane U رنده ابزار
folding meter stick [American] U خط کش جیبی [ابزار]
skiving tool U ابزار تراش
folding metre stick [British] U خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule U خط کش جیبی [ابزار]
folding ruler U خط کش جیبی [ابزار]
drilling machines U دریل ها [ابزار]
folding yardstick [metric] U خط کش جیبی [ابزار]
boring machines U دریل ها [ابزار]
drilling machine U دریل [ابزار]
drill U دریل [ابزار]
electric drill U دریل [ابزار]
operandum U ابزار پاسخ
means of production U ابزار تولید
instrument panels U پیشخوان ابزار
generating tool U ابزار تولید
firmware U استوار- ابزار
moulding templet U ابزار کشویی
scraper [British U کارتک [ابزار]
small tool U ابزار کوچک
folding meter stick U خط کش تاشو [ابزار]
folding rule U خط کش تاشو [ابزار]
yardstick U خط کش تاشو [ابزار]
yard stick U خط کش تاشو [ابزار]
furniture U ابزار اهنی
milling tool U ابزار فرزکاری
lifting device U ابزار بالا بر
double meter stick [American] U خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule U خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick [American] U خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] U خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule U خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler U خط کش تاشو [ابزار]
floating tool U ابزار متحرک
flexible drive tool U ابزار گردان
folding yardstick [metric] U خط کش تاشو [ابزار]
metal cutting فلزبری [ابزار]
metal cutting tool U ماشین ابزار
fishing tackle U ابزار ماهیگیری
clone U ابزار همگن
tool holder U ابزار گیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com