English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sea bathing U ابتنی دریایی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to take a bath U ابتنی کردن
bath U ابتنی کردن حمام گرفتن
bathed U ابتنی کردن حمام گرفتن
bathe U ابتنی
bathes U ابتنی
cold bath U ابتنی با اب سرد
promiscuous bathing U ابتنی زن و مرد باهم
seabee U گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
midshipman U افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic U درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petty officer U معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
oceanography U تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officers U معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart U نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
kites U کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kite U کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
running lights U فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
chine U عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter U مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber U حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea mark U راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea power U قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner U ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marines U تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns U پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine U تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
tern U پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity U تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit U نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director U وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
pirated U دزدی دریایی کردن
pirates U دزدی دریایی کردن
pirate U دزدی دریایی کردن
pirating U دزدی دریایی کردن
light lists U کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas U مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
sailings U سفر دریایی رااغاز کردن
sail U سفر دریایی رااغاز کردن
sailed U سفر دریایی رااغاز کردن
knot U گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot U میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot U منگوله دار کردن گره دریایی
knots U منگوله دار کردن گره دریایی
marlinspike U چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
roved U اواره شدن راهزنی دریایی کردن
rove U اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roves U اواره شدن راهزنی دریایی کردن
porpoise U خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
porpoises U خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
maritime U ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
maritime aircraft U هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
naval aviation U قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore U سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel U اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator U برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps U نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore U فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
crash locator beacon U برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule U برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing U تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy route U مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
commandant of marine corps U فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
light ship U کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
sofar U سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster U خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters U خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
naval landing party U تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
spotting board U طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
saltiest U دریایی
marines U دریایی
shark U سگ دریایی
sharks U سگ دریایی
sea pier U سد دریایی
benthic U ته دریایی
dogfish U سگ دریایی
marine U دریایی
saltier U دریایی
salty U دریایی
sea U دریایی
nautical U دریایی
pelagian U دریایی
seas U دریایی
naval U دریایی
maritime U دریایی
thalassic U دریایی
thalaesic U دریایی
sea born U دریایی
naval forces U نیروهای دریایی
knot U میل دریایی
naval establishment U قسمت دریایی
naval base U پایگاه دریایی
water spot U گردباد دریایی
naval forces U نیروی دریایی
sea surveillance U مراقبت دریایی
sea stores U فروشگاه دریایی
naval establishment U تاسیسات دریایی
naval attache U وابسته دریایی
naval station U پایگاه دریایی
naval campaign U جنگ دریایی
naval campaign U نبرد دریایی
sea weed U علف دریایی
sea weed U جلبک دریایی
naval district U ناحیه دریایی
way bill U بارنامه دریایی
knots U گره دریایی
knots U میل دریایی
sub [Colloquial] U زیر دریایی
nautical almanac U زیج دریایی
asteroidea U ستارههای دریایی
sea marks U علامات دریایی
sea monster U هیولای دریایی
sea bass U گرگ دریایی
sea anemone U شقایق دریایی
nautical chart U نقشه دریایی
armadas U نیروی دریایی
armada U نیروی دریایی
pirating U راهزنی دریایی
sea locust U ملخ دریایی
sea cow U گاو دریایی
navy U ناوگان دریایی
usura maritima U رباخواری دریایی
sea mail U پست دریایی
erne U عقال دریایی
sea nymph U حوری دریایی
rear admiral U سرتیپ دریایی
otter U سمور دریایی
water nymph U حوری دریایی
sirens U اژیر دریایی
sea plane U هواپیمایی دریایی
sirens U حوری دریایی
sea rover U دزد دریایی
naval activity U یکان دریایی
siren U حوری دریایی
nautical twilight U شفق دریایی
otters U سمور دریایی
sea nymph U پری دریایی
piracy U دزدی دریایی
piracy U راهزنی دریایی
sea power U کشور دریایی
rear admirals U سرتیپ دریایی
nautical slide rule U خط کش محاسبه دریایی
nautical terms U اصطلاحات دریایی
water nymph U الهه دریایی
seebreeze U نسیم دریایی
oceanophyte U گیاه دریایی
mermaid U حوری دریایی
on shore winds U باد دریایی
osprey U عقاب دریایی
ossifrage U عقاب دریایی
oceanid U حوری دریایی
admiralty law U قوانین دریایی
notice to mariner U اگهی دریایی
porpoise U گراز دریایی
blockages U ممانعت دریایی
blockages U محاصره دریایی
porpoises U گراز دریایی
ocean current U جریان دریایی
ocean manifest U بارنامه دریایی
mermaids U حوری دریایی
actinia U کیسه تن دریایی
reef U تپه دریایی
reef U صخره دریایی
surveys U اب نگاری دریایی
siren U اژیر دریایی
starfish U ستاره دریایی
surveyed U اب نگاری دریایی
survey U اب نگاری دریایی
nautical miles U مایل دریایی
nautical miles U میل دریایی
nautical mile U مایل دریایی
nautical mile U میل دریایی
echinus U بلوط دریایی
pigboat U زیر دریایی
reefs U تپه دریایی
reefs U صخره دریایی
paravane U اژدرمخرب دریایی
pelagian U جانور دریایی
pelagic U دریایی دریانشین
acaleph U گزنه دریایی
marine U تفنگدار دریایی
echinus U خارپوست دریایی
pharos U فانوس دریایی
navy time U وقت دریایی
hurricane U طوفان دریایی
hurricanes U طوفان دریایی
jellyfish عروس دریایی
nix U حوری دریایی
seaman guard U گارد دریایی
eagle fisher U عقاب دریایی
seamount U کوه دریایی
algoid U مانندعلف دریایی
algerine U دزد دریایی
neptunian U ابی دریایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com