English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
consortia U ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
consortium U ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
consortiums U ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
e c e U کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
economic nationalism U ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
pious foundations U بنگاههای خیریه
business firms U بنگاههای انتقاعی
techincal and scientifici U بنگاههای علمی و فنی
industrializing U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialises U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialize U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialising U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrializes U بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] U حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic aggregates U مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic liberalism U مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic imperialism U جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition U شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
quarterly journal of economics U مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
business cycle U دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
partnership U مشارکت
partnerships U مشارکت
participation U مشارکت
communion U مشارکت
incorporation U مشارکت
venturing U مشارکت
ventured U مشارکت
venture U مشارکت
ventures U مشارکت
economic and social council U شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
common U مشارکت کردن
disaffiliation U عدم مشارکت
deed of partnership U قرارداد مشارکت
profit sharing U مشارکت در سود
anent U در مشارکت با مربوط به
profit-sharing U مشارکت در سود
commonest U مشارکت کردن
commoners U مشارکت کردن
parcenary U هم میراثی مشارکت
joins U مشارکت کردن
join U مشارکت کردن
joined U مشارکت کردن
participation rate U نرخ مشارکت
incorporative U الحاقی مشارکت
equity investment U مشارکت در سرمایه
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
throwin U مشارکت کردن افزودن بر
female participation rate U نرخ مشارکت زنان
participant observation U مشاهده توام با مشارکت
in cahoots with <idiom> U مشارکت مخفیانه با کسی
loading participation in profits U هزینههای مشارکت در سود
labor participation rate U نرخ مشارکت نیروی کار
participates U سهیم شدن در مشارکت کردن
participate U سهیم شدن در مشارکت کردن
participated U سهیم شدن در مشارکت کردن
kick in U مشارکت کردن در سهم دادن در
entent U ائتلاف
coalitions U ائتلاف
coalition U ائتلاف
pooled U ائتلاف
coalescence U ائتلاف
pool U ائتلاف
synoecy U ائتلاف
integration U ائتلاف
synoeky U ائتلاف
pools U ائتلاف
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
coalesced U ائتلاف کردن
coalescing U ائتلاف کردن
coalesce U ائتلاف کردن
coalesces U ائتلاف کردن
the triple entent U ائتلاف سه گانه
the little entente U ائتلاف کوچک
the little entente U ائتلاف صغیر
the little entent U ائتلاف کوچک
management group U ائتلاف تجاری
colligate U ائتلاف کردن
federalize U ائتلاف کردن
consortium U ائتلاف تجاری
consortiums U ائتلاف تجاری
consortia U ائتلاف تجاری
autarky U خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
trusts U اتحادیه شرکتها ائتلاف
balkan entent U ائتلاف ممالک بالکان
pool U ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
consortium U ائتلاف چند شرکت
consortiums U ائتلاف چند شرکت
the coalition parties U احزاب ائتلاف کننده
consortia U ائتلاف چند شرکت
management group U ائتلاف چند شرکت
trust U اتحادیه شرکتها ائتلاف
pooled U ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
trusted U اتحادیه شرکتها ائتلاف
pools U ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
Participation rates are low compared to international standards. U میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
market socialism U سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics U نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
integrator U ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام
fusion U ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
fusions U ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
popular front U ائتلاف احزاب دست چپی ومیانه رو
world federalism U طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول
consortiums U ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortia U ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium U ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
pooled U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
socio economic U اقتصادی
economies U اقتصادی
economical U اقتصادی
economic U اقتصادی
economy U اقتصادی
economic progress U ترقی اقتصادی
economic prosperity U رونق اقتصادی
economic modernization U نوسازی اقتصادی
economic prosprity U رونق اقتصادی
economic motivation U انگیزه اقتصادی
economic nationalism U ناسیونالیسم اقتصادی
economic motivation U مشوق اقتصادی
economic progress U پیشرفت اقتصادی
economic profit U سود اقتصادی
economic problems U مشکلات اقتصادی
economic plan U برنامه اقتصادی
economic policy U سیاست اقتصادی
economic potential U قدرت اقتصادی
economic paradoxes U تناقضات اقتصادی
economic organization U سازمان اقتصادی
economic potential U نیروی اقتصادی
economic power U قدرت اقتصادی
economic pressure U فشار اقتصادی
economic principles U اصول اقتصادی
economic problems U مسائل اقتصادی
economic model U الگوی اقتصادی
economic mobilization U بسیج اقتصادی
economic method U روش اقتصادی
economic index U شاخص اقتصادی
economic independence U استقلال اقتصادی
economic income U درامد اقتصادی
economic incentives U انگیزههای اقتصادی
economic history U تاریخ اقتصادی
economic good U کالای اقتصادی
economic goals U اهداف اقتصادی
economic geography U جغرافیای اقتصادی
economic friction U اصطکاک اقتصادی
economic friction U موانع اقتصادی
economic freedom U ازادی اقتصادی
economic growth U رشد اقتصادی
economic indicator U شاخص اقتصادی
economic indicator U علائم اقتصادی
economic maturity U کمال اقتصادی
economic maturity U بلوغ اقتصادی
economic man U انسان اقتصادی
economic life U عمر اقتصادی
economic law U قانون اقتصادی
economic justification U توجیه اقتصادی
economic interest U منافع اقتصادی
economic integration U همبستگی اقتصادی
economic integration U یکپارچگی اقتصادی
economic institutions U نهادهای اقتصادی
economic infrastructure U زیربنای اقتصادی
economic fluctuation U نوسان اقتصادی
economic recession U رکود اقتصادی
socioeconomic U اجتماعی- اقتصادی
shortcut U طریقه اقتصادی
schools of economics U مکتبهای اقتصادی
homo economicus U انسان اقتصادی
flucuations U نوسانات اقتصادی
economy factor U ضریب اقتصادی
economic welfare U رفاه اقتصادی
economic wealth U ثروت اقتصادی
economic waste U اتلاف اقتصادی
economic warfare U مبارزه اقتصادی
economic feasibility U توجیه اقتصادی
Economic enciclement ( blockade , embargo ) . U محاصره اقتصادی
economic refugee U پناهنده اقتصادی
economic warfare U جنگ اقتصادی
economic variable U متغیر اقتصادی
economic stability U ثبات اقتصادی
economic significance U اهمیت اقتصادی
economic self sufficiency U خودکفائی اقتصادی
economic sanctions U مجازاتهای اقتصادی
economic sanctions U تحریم اقتصادی
economic resources U منابع اقتصادی
economic rent U بهره اقتصادی
economic rent U اجاره اقتصادی
economic relations U روابط اقتصادی
economic rehabilitation U توانبخشی اقتصادی
economic reconstruction U تجدیدساخت اقتصادی
economic stabilization U تثبیت اقتصادی
economic statistics U امارهای اقتصادی
economic value U ارزش اقتصادی
economic unity U یکپارچگی اقتصادی
economic union U اتحادیه اقتصادی
economic trend U روند اقتصادی
economic thought U اندیشه اقتصادی
economic thought U تفکر اقتصادی
economic theory U نظریه اقتصادی
economic system U نظام اقتصادی
economic surplus U مازاد اقتصادی
economic structure U بنیان اقتصادی
economic structure U ساختار اقتصادی
economic reconstruction U نوسازی اقتصادی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com