English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to be in season [in heat] U آماده جفتگیری بودن [جانورشناسی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
colds U بدون آماده بودن
coldest U بدون آماده بودن
colder U بدون آماده بودن
cold U بدون آماده بودن
to stand ready for [+ noun] U آماده بودن برای
to stand ready to [+ verb] U آماده بودن برای
able آماده بودن آرایش دادن
to be about to do something <idiom> U آماده انجام کاری بودن [اصطلاح روزمره]
to be on the verge [brink] of doing something <idiom> U آماده انجام کاری بودن [اصطلاح روزمره]
to be on-call U در آماده باش برای ترک درخدمت بودن
configured in U وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
recombination U جفتگیری
mating U جفتگیری
adjustable coupling U جفتگیری متغیر
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
extends U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
at one's fingertips <idiom> U آماده
able آماده
get ready <idiom> U آماده شدن از
accommodate آماده کردن
here goes nothing <idiom> U آماده شروع
in arms <idiom> U آماده جنگیدن
up to <idiom> U آماده شیطنت
take up arms <idiom> U آماده جنگیدن
accessible آماده پذیرایی
set out <idiom> U آماده سفرشدن
give-and-take U آماده به توافق
up in arms <idiom> U آماده حمله
handshaking U آماده دریافت
make arrangements U آماده کردن
in the pipeline [Colloquial] U در آماده سازی
make preparations U آماده کردن
make provisions U آماده کردن
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . U مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate U سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
promise the moon <idiom> U آماده انجام کار
prone to do something آماده کردن برای
psyched up <idiom> U آماده انجام کار
go ahead <idiom> U آماده کار شدن
get set <idiom> U آماده شروع شدن
up for grabs <idiom> U آماده رقابت شدن
at someone's beck and call <idiom> U همیشه آماده پذیرایی
dinner etc. is served U غذا آماده است
fair game U طعمهی حاضر و آماده
red alert U حالت آماده باش
to prepare [for] U آماده شدن [به یا برای]
red alerts U حالت آماده باش
luncheon meat U گوشت پخته و آماده
in store <idiom> U آماده بوقوع پیوستن
preparation U آماده کردن چیزی
preparations U آماده کردن چیزی
contain U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to have short views U د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
contains U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
retaken U آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
forthcoming <adj.> U آماده به ارائه [نزدیک به تحقق]
retake U آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
prone to do something آماده برای کردن کاری
Since you are not ready ... U چونکه هنوز آماده نیستی...
As you are not ready ... U چونکه هنوز آماده نیستی...
to prepare something U چیزی را آماده کردن [آشپزی]
hit the books <idiom> U برای کلاس آماده شدن
retakes U آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
My room hasn't been prepared. اتاق من آماده نشده است.
cast the first stone <idiom> U همیشه آماده جنگیدن است
on call <idiom> U آماده برای ترک خدمت
retaking U آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
precompiled code U کد خروجی کامپایلر و آماده اجرا
to mind U مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
corresponds U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
corresponded U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
correspond U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
outnumber U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbered U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbering U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
up to it/the job <idiom> U مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
outnumbers U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
to be in one's right mind U دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
reworking U برای کاربرد مجدد آماده کردن
standbys U که در صورت خرابی آماده استفاده است
in the market for <idiom> U خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
to dress [food] U آماده کردن [پختن] [غذا یا دسرت]
standby U که در صورت خرابی آماده استفاده است
reworked U برای کاربرد مجدد آماده کردن
reworks U برای کاربرد مجدد آماده کردن
sixth forms U دورهی آماده سازی برای دانشگاه
address آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
design development U آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
to set about دست بکاری زدن آماده کاری
rework U برای کاربرد مجدد آماده کردن
finished U کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
sixth form U دورهی آماده سازی برای دانشگاه
look out U منتظر بودن گوش به زنگ بودن
validity of the credit U معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
reasonableness U موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
To be on top of ones job . U بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
fit U شایسته بودن برای مناسب بودن
fittest U شایسته بودن برای مناسب بودن
lurking U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to be hard put to it U درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
to be in a habit U دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
lurks U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
belong U مال کسی بودن وابسته بودن
to look out U اماده بودن گوش بزنگ بودن
lurk U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
belonged U مال کسی بودن وابسته بودن
lurked U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
belongs U مال کسی بودن وابسته بودن
fits U شایسته بودن برای مناسب بودن
on tap <adj.> U همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
pages U عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
To stand at attention(ease). U بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
interleaving U به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
on-call service U آماده برای ترک در خدمت [اصطلاح رسمی]
paged U عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
I am prepared for any eventuality. U برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
page U عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
to square up U خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
It's time to prepare the meal. U وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
To work on someone کسی را پختن [از نظر فکری وذهنی آماده کردن]
microprogram U مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
clears U سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
finished U متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
clearest U سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clearer U سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clear U سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
attended operation U فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
opens U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
action architecture U [معماری با طرح های دقیق و مختصر و استفاده از مواد آماده]
open U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
handshaking U سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
focused U پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
demands U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demanded U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demand U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
focussing U پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses U پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussed U پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
contentions U مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
contention U مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
focus U پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses U پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
device handler U نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
takedown U مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
printed U فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
print U فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
prints U فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
empty U رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptiest U رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empties U رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptier U رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptied U رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
streams U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streamed U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
beta version U گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
stream U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
medium U رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
preprocessor U نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
mediums U رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
device driver U نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
cts U CSR برای بیان اینکه یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
greasy wool U پشم چرب [پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
monitors U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
slouched U خمیده بودن اویخته بودن
slouch U خمیده بودن اویخته بودن
slouches U خمیده بودن اویخته بودن
to be due U مقرر بودن [موعد بودن]
abut U مماس بودن مجاور بودن
having U مالک بودن ناگزیر بودن
discord U ناجور بودن ناسازگار بودن
consists U شامل بودن عبارت بودن از
consisting U شامل بودن عبارت بودن از
consisted U شامل بودن عبارت بودن از
slouching U خمیده بودن اویخته بودن
consist U شامل بودن عبارت بودن از
moons U سرگردان بودن اواره بودن
moon U سرگردان بودن اواره بودن
governs U نافذ بودن نافر بودن بر
governed U نافذ بودن نافر بودن بر
govern U نافذ بودن نافر بودن بر
have U مالک بودن ناگزیر بودن
abuts U مماس بودن مجاور بودن
abutted U مماس بودن مجاور بودن
precede U جلوتر بودن از اسبق بودن بر
stravaig U سرگردان بودن بی هدف بودن
owes U مدیون بودن مرهون بودن
owed U مدیون بودن مرهون بودن
owe U مدیون بودن مرهون بودن
on guard U مراقب بودن نگهبان بودن
agrees U متفق بودن همرای بودن
ablest U لایق بودن مناسب بودن
depends U مربوط بودن منوط بودن
conditionality U شرطی بودن مشروط بودن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com