Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
To play ones last card
U
آخرین تیر ترکش رارها کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
high airburst
U
ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
explosions
U
ترکش منفجر کردن ترکیدن
explosion
U
ترکش منفجر کردن ترکیدن
low airburst
U
ترکش هوایی در ارتفاع کم ترکش در ارتفاع پایین
flash blindness
U
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
pops
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pop
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
burst
U
ترکش
blast
U
ترکش
splinter
U
ترکش
splinters
U
ترکش
splintered
U
ترکش
blasts
U
ترکش
splintering
U
ترکش
detonation
U
ترکش
quiver
U
ترکش
quivered
U
ترکش
splashing
U
ترکش
detonations
U
ترکش
splashes
U
ترکش
splash
U
ترکش
quivers
U
ترکش
quivering
U
ترکش
bursts
U
ترکش
burst range
U
مسافت ترکش
impact burst
U
ترکش ضربتی
burst center
U
مرکز ترکش
sonic boom
U
ترکش اوا
sonic booms
U
ترکش اوا
height of burst
U
ارتفاع ترکش
hight of burst
U
ارتفاع ترکش
burst range
U
برد ترکش
high burst
U
ترکش بالا
ricochet burst
U
ترکش کمانهای
blasting machine
U
دستگاه ترکش
burst wave
U
موج ترکش
graze burst
U
ترکش زمینی
impact action
U
عمل ترکش
surface burst
U
ترکش سطحی
types of burst
U
نوع ترکش
aerial burst
U
ترکش هوایی
air burst
U
ترکش هوایی
impact burst
U
ترکش سطحی
exoatmosphere
U
ترکش فوق جوی
air adjustment
U
تنظیم ترکش هوایی
exoatmosphere
U
ترکش اتمی بالای جو
center of burst
U
مرکز ترکش گلوله
craters
U
چاله ترکش گلوله ها
crater
U
چاله ترکش گلوله ها
splinterproof
U
سنگر ضد ترکش گلوله
airburst ranging
U
تنظیم ترکش هوایی
impact point
U
نقطه ترکش گلوله
graze burst
U
ترکش روی زمین
atomic air burst
U
ترکش هوایی اتمی
atomic underground burst
U
ترکش زیرزمینی اتمی
weapon debries
U
بقایای ترکش اتمی
impact
U
اثر ترکش انفجار
impacts
U
اثر ترکش انفجار
surface burst
U
ترکش روی سطح زمین
burst interval
U
فاصله ترکش گلوله ها در یک رگبار
doubtful
U
ترکش مشکوک مورد تردید
center of impact
U
مرکز ترکش گلوله مرکزاصابت
graze sensitive
U
ماسوره مخصوص ترکش کمانهای
desired ground zone
U
نقطه ترکش اتمی مطلوب
impact action
U
عمل انفجار نیروی ترکش
impact pressure
U
نیروی اصابت فشار ترکش
flash burn
U
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
kopfring
U
حلقه مخصوص ترکش سطحی بمب
base surge
U
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
hard base
U
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard missile base
U
سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
flash burns
U
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
at the eleventh hour
U
در آخرین لحظات
last-ditch
U
آخرین فرصت
trendiest
U
مطابق آخرین مد
trendier
U
مطابق آخرین مد
swan song
<idiom>
U
آخرین سیما
trendy
U
مطابق آخرین مد
troop safety
U
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
billionth
U
آخرین عدد یک میلیارد
last-ditch
U
وابسته به آخرین تلاش
billionths
U
آخرین عدد یک میلیارد
The last school day.
U
آخرین روز مدرسه
variations
U
اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
variation
U
اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
son file
U
آخرین گونه کاری یک فایل
prints
U
آخرین صفحه چاپ شده
ends
U
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
printouts
U
آخرین صفحه چاپ شده
end
U
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
ended
U
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
end
U
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
She was dressed in the latest fashion .
U
آخرین مد لبا ؟ پوشیده بود
last straw
<idiom>
U
[آخرین مشکل از یک سری مشکلات]
for the first
[last]
time
U
برای اولین
[آخرین]
بار
print
U
آخرین صفحه چاپ شده
aft flap
آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
ended
U
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
printout
U
آخرین صفحه چاپ شده
ends
U
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
printed
U
آخرین صفحه چاپ شده
What is the latest news?
U
آخرین خبرها ( اخبار ) چیست ؟
splash scale
U
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
last but not least
<idiom>
U
آخرین موقعیت وپر اهمیت ترین
dates
U
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
date
U
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
This is the latest mens fashion.
U
این آخرین مد لباس مردانه است
queues
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
This is my last chance .
U
این برایم آخرین فرصت است
to go down to the wire
<idiom>
U
تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
queueing
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
to give somebody an ultimatum
U
به کسی آخرین پیشنهاد را دادن
[در معامله ای]
to go down to the wire
<idiom>
U
تا آخرین لحظه با تهیج نا معلوم ماندن
He emptied the glass to the last drop .
U
لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
to give somebody an ultimatum
U
به کسی آخرین مدت را دادن
[برای اجرای قراردادی]
Last stop. All out.
U
آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن.
[حمل و نقل]
Doom
U
[نمایش تصویری از آخرین قضاوت عیسی مسیح در کلیسا]
When is the last train to Oxford?
U
چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
identity
U
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند
trailer
U
آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
lifo
U
سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را اول می خواند
trailers
U
آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
identities
U
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند
ring
U
لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
last in first out
U
نوعی سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را در اول می خواند
condition
U
ثباتی که حاوی وضعیت CPU پس از اجرای آخرین دستور است
readme file
U
فایلی که حاوی آخرین اطلاعات درباره یک برنامه کاربردی باشد
ended
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
end
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ends
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
end
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
ends
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
cancels
U
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
ended
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
cancel
U
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancelling
U
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
Excepting
[With the exception of]
two students, no one could answer the last question correctly.
U
به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
push up stack
U
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
terminator
U
ثباتی که در آخرین وسیله SCSI قرار می گیرد در یک زنجیره و باعث ایجاد جریان اکتریکی میشود
triple point
U
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
sensing
U
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
muzzle burst
U
ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
vertical
U
سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
marching display
U
وسیله نمایش که حاوی بافر نمایش آخرین حروف وارد شده است
circular
U
چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد
cyclic
U
چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت به محل اولین بیت منتقل میشود
circulars
U
چرخش بیتها در کلمه که آخرین بیت در محل اولین بیت قرار می گیرد
components
U
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component
U
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
shifted
U
چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shift
U
چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shifts
U
چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
attributes
U
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
attribute
U
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
attributing
U
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
archive
U
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
pressure front
U
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
LRU
U
الگوریتمی که صفحه حافظه که آخرین بار پیش از همه دستیابی شده است را پیدا میکند و پاک میکند تا فضای برای صفحات دیگر باز کند
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
stacked
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
end
U
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ended
U
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ends
U
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
circular
U
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars
U
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
mining effect
U
اثر مینی شکل ترکش مینی شکل
circular
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
EDO memory
U
فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com