Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
arc elasticity of demand
U
= Eنسبت فوق نسبت مقدار تقاضابه قیمت کالاست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
paasche price index
U
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
advalorem
U
به نسبت قیمت
price ratio
U
نسبت قیمت
mark up price inflation
U
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
proportionality
U
نسبت بین دو کالا از نظر حجم و مقدار
demonetization
U
تنزل ارزش پول نسبت به قیمت قانونی خود
quantity theory of money
U
نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
parameter
U
نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
definitions
U
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
decibel
U
واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibels
U
واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
parameters
U
نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
definition
U
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
mechanical percentage
U
حاصلضرب مقدار درصدهندسی در نسبت حد ارتجاعی فولاد به مقاومت محاسباتی بتن
employment gap
U
مقدار کمبوداشتغال در حالت تعادل تولیدملی نسبت به اشتغال درفرفیت واقعی تولید
cartels
U
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
cartel
U
توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
cross elasticity of demand
U
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
equation of exchange
U
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
defining
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
currency depreciation race
U
تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
kinked demand curve
U
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
U
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
knot ratio
U
نسبت تعداد گره
[این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
slutsky theorem
U
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
demand elasticity
U
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
current standard cost
U
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
U
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
leverage
U
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
ohm's law
U
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
lift fan
U
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
unbundled software
U
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
sets
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer
U
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
liftjet
U
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
table
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
underprice
U
قیمت پایین تراز قیمت بازار
prorata
U
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
attributable
U
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
value added
U
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
U
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
U
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
last price
U
اخرین قیمت حداقل قیمت
shadow price
U
شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price
U
قیمت عادی قیمت معمولی
nationallism
U
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
quantum valebat
U
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
spiral of wages and prices
U
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
dosage
U
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
U
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
U
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
marginal cost pricing
U
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
U
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
pigou effect
U
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
checksum
U
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total
U
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
quotations
U
قیمت
quotation
U
قیمت
PR
U
قیمت
price line
U
خط قیمت
price
U
قیمت
valueless
U
بی قیمت
cost
U
قیمت
At the price of. At the cost of .
U
به قیمت
price limit
U
حد قیمت
set (one) back
<idiom>
U
قیمت
wage price guideline
U
قیمت
bourse
U
قیمت
wage price spiral
U
قیمت
prices
U
قیمت
valuing
U
قیمت
cif
U
قیمت
equivalents
U
هم قیمت
equivalent
U
هم قیمت
all in price
U
قیمت کل
worth
U
قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif&
U
قیمت
treasure
U
ذی قیمت
above rubies
U
بی قیمت
nominal
U
کم قیمت
high priced
U
پر قیمت
value
U
قیمت
priceless
U
بی قیمت
invalued
U
بی قیمت
values
U
قیمت
t ratio
U
نسبت تی
in relation to
U
نسبت به
respects
U
نسبت
in respect of
U
نسبت به
quotients
U
نسبت
kinship
U
نسبت
in the ratio of
U
به نسبت
rapport
U
نسبت
towards
U
نسبت به
quotient
U
نسبت
in regard to
U
نسبت به
respect
U
نسبت
uncross
U
نسبت
as compared to
U
نسبت به
apropos of
U
نسبت به
the rat of to
U
نسبت دو به سه
in connexion with
U
نسبت به
with respect to
U
نسبت به
than
U
نسبت به
relational
U
نسبت
in proprotion to
U
نسبت به
in regard of
U
نسبت به
in respect of
U
به نسبت
proportional
U
به نسبت
rate
U
نسبت
rates
U
نسبت
relation
U
نسبت
proportion
U
نسبت
proportions
U
نسبت
format
U
نسبت
cognation
U
نسبت
formats
U
نسبت
bearing
U
نسبت
ratio
U
نسبت
to
U
تا نسبت به
In the ration lf one to ten .
U
به نسبت یک به ده
ratios
U
نسبت
In what proportion ?
U
به چه نسبت ؟
list price
U
قیمت فاکتور
regular price
U
قیمت عادی
appreciations
U
ترقی قیمت
mark down
U
تنزل قیمت
absolute price
U
قیمت مطلق
market price
U
قیمت بازار
selling price
U
قیمت فروش
mark up
U
افزایش قیمت
mark down
U
کاهش قیمت
reasonable price
U
قیمت معقول
reasonable price
U
قیمت عادله
appreciation
U
ترقی قیمت
offering price
U
قیمت پیشنهادی
low price
U
قیمت کمتر
parity price
U
قیمت لایتغیر
quote
U
قیمت دادن
parity price
U
قیمت مشابه
just price
U
قیمت منصفانه
price floor
U
حداقل قیمت
shadow price
U
قیمت سایهای
least price
U
حداقل قیمت
sale price
U
قیمت فروش
deflation
U
تنزل قیمت
ruling price
U
قیمت روز
worthless
U
ناچیز و بی قیمت
quoted
U
قیمت دادن
quotes
U
قیمت دادن
low price
U
قیمت پائین
sale price
U
قیمت حراج
oil price
U
قیمت نفت
lump sum
U
قیمت مقطوع
lump sums
U
قیمت مقطوع
just price
U
قیمت عادلانه
consideration
U
جایزه قیمت
repurchase price
U
قیمت بازخرید
considerations
U
جایزه قیمت
last price
U
قیمت اخر
market value
U
قیمت بازار
price stabilization
U
تثبیت قیمت
slashes
U
قیمت را شکستن
slashes
U
قیمت راشکستن
slashed
U
قیمت را شکستن
slashed
U
قیمت راشکستن
slash
U
قیمت را شکستن
slash
U
قیمت راشکستن
apprising
U
قیمت کردن
apprises
U
قیمت کردن
apprise
U
قیمت کردن
price list
U
فهرست قیمت
prizer
U
قیمت گذار
nominal value
U
قیمت اسمی
monopoly price
U
قیمت انحصاری
price level
U
سطح قیمت
price differential
U
تفاوت قیمت
minimum price
U
حداقل قیمت
appraisal
U
تعیین قیمت
pricer
U
قیمت گذار
price list
U
لیست قیمت
price stability
U
ثبات قیمت
nominal price
U
قیمت اسمی
price stability
U
تثبیت قیمت
nominal price
U
قیمت عادی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com