English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
adventures U : درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
adventure درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
Other Matches
to expose to sale U درمعرض فروش گذاشتن
exposes U درمعرض گذاشتن نمایش دادن
exposing U درمعرض گذاشتن نمایش دادن
expose U درمعرض گذاشتن نمایش دادن
aventurous U مخاطره طلب مخاطره امیز
prey U دستخوش ساختن طعمه کردن
to seek adventures U مخاطره جویی کردن
the course of events U جریان حوادث
sequence of events U رشته حوادث
meteorgraph U حوادث جوی
natural disaster U حوادث طبیعی بد
accident insurance U بیمه حوادث
goings on U اتفاقات حوادث
accident prevention U پیشگیری از حوادث
march of events U جریان یا سیر حوادث
all risk insurance U بیمه تمام حوادث
meteoric phenomena U رویداها یا حوادث جوی
eventfully U با داشتن حوادث و اتفاقات
current of everts U روش یا جریان حوادث
incidence rate U میزان حوادث و تصادفات
undergoes U دستخوش
undergoing U دستخوش
undergo U دستخوش
undergone U دستخوش
prey U دستخوش
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents). U اوضاع آبستن حوادث است
act of God U قوه جابره حوادث غیرمترقبه
acts of God U قوه جابره حوادث غیرمترقبه
accident ambulance U اتومبیل اضطراری برای حوادث
dopester U پیش بینی حوادث سیاسی
natural phenomena U حوادث طبیعی تجلیات طبیعت
adrift دستخوش طوفان
golden handshakes U دستخوش بازنشستگی
tosser U دستخوش امواج
golden handshake U دستخوش بازنشستگی
at the mercy of U در اختیار دستخوش
peccable U دستخوش خطا
subject to the flood U دستخوش سیل
victim U دستخوش شکار
victims U دستخوش شکار
windblown U دستخوش باد
fatidic U وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
forecast U پیش بینی وضع هوا یا حوادث
forecasted U پیش بینی وضع هوا یا حوادث
forecasts U پیش بینی وضع هوا یا حوادث
sentient U حساس دستخوش احساسات
passives U دستخوش عامل خارجی
passive U دستخوش عامل خارجی
drift U دستخوش پیشامد بودن
drifted U دستخوش پیشامد بودن
drifting U دستخوش پیشامد بودن
drifts U دستخوش پیشامد بودن
underplot U یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
obsessively U دستخوش یک فکر یامیل قوی
obsessive U دستخوش یک فکر یامیل قوی
tideland U زمین ساحلی دستخوش جزرومد
acts of God U حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
scripts U ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
act of God U حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
subjects U درمعرض
opened U درمعرض
subjected U درمعرض
disposable U درمعرض
subjecting U درمعرض
open U درمعرض
opens U درمعرض
prone U درمعرض
subject U درمعرض
victimising U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimised U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizing U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizes U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimized U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
planker U گیاهان و جانورانی که دستخوش جنبش اب دریاهستند
victimises U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimize U دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
lay off <idiom> U به حال خود گذاشتن ،تنها گذاشتن
disposure U درمعرض گذاری
exposure U درمعرض گذاری
visually U درمعرض دید
visual U درمعرض دید
to hang by the eyelids U درمعرض خطربودن
wind U درمعرض بادگذاردن
winds U درمعرض بادگذاردن
visuals U درمعرض دید
exposures U درمعرض گذاری
susceptibility U درمعرض بودن
breathy U درمعرض نسیم
exposure to cold U درمعرض سرما بودن
draughth U درمعرض جریان هوا
confiscatable U درمعرض ضبط وتوقیف
bleaker U درمعرض بادسرد متروک
vulnerable U درمعرض اسیب در معرض
bleakest U درمعرض بادسرد متروک
solarize U درمعرض افتاب قراردادن
bleakly U درمعرض بادسرد متروک
confiscable U درمعرض ضبط وتوقیف
exhibit U درمعرض نمایش قراردادن
exhibited U درمعرض نمایش قراردادن
bleak U درمعرض بادسرد متروک
exhibiting U درمعرض نمایش قراردادن
exhibits U درمعرض نمایش قراردادن
disposal U مصرف درمعرض گذاری
susceptibility U درمعرض اسیب بودن
markets U درمعرض فروش قرار دادن
market U درمعرض فروش قرار دادن
sunning U درمعرض افتاب قرار دادن
expose U درمعرض اشعه قرار دادن
sun U درمعرض افتاب قرار دادن
sunned U درمعرض افتاب قرار دادن
suns U درمعرض افتاب قرار دادن
exposing U درمعرض اشعه قرار دادن
exposes U درمعرض اشعه قرار دادن
to place on the market U درمعرض فروش قرار دادن
to put on the market U درمعرض فروش قرار دادن
marketed U درمعرض فروش قرار دادن
fix U کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
fixes U کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
hazarded U مخاطره
jeopardy U مخاطره
risky U پر مخاطره
riskiest U پر مخاطره
hazard U مخاطره
riskier U پر مخاطره
adventure U مخاطره
death trap U پر مخاطره
perils U مخاطره
adventures U مخاطره
hazarding U مخاطره
death traps U پر مخاطره
hazards U مخاطره
menaced U مخاطره
menace U مخاطره
risked U مخاطره
menaces U مخاطره
risking U مخاطره
peril U مخاطره
risk U مخاطره
risks U مخاطره
venturous U پر مخاطره
gadarene U در مخاطره
catastrophism U اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
lids U کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
lid U کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
run into <idiom> U اثر گذاشتن ،تاثیر گذاشتن بر
floating fender U زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
adventures U ماجرا مخاطره
precarious <adj.> U مخاطره آمیز
riskiness U مخاطره امیزی
at all hazard U با هر گونه مخاطره
imperilling U در مخاطره انداختن
imperilled U در مخاطره انداختن
adventuress U زن مخاطره طلب
adventurous مخاطره طلب
imperiling U در مخاطره انداختن
endangers U به مخاطره انداختن
perilous U مخاطره امیز
imperiled U در مخاطره انداختن
safety hazard U مخاطره ایمنی
imperil U در مخاطره انداختن
imperils U در مخاطره انداختن
riskful U مخاطره امیز
endanger U به مخاطره انداختن
endangered U به مخاطره انداختن
endangering U به مخاطره انداختن
risking U به مخاطره انداختن
risks U به مخاطره انداختن
risk U به مخاطره انداختن
risked U به مخاطره انداختن
venturesome U مخاطره امیز
disposure U درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
lodged U گذاشتن تسلیم کردن
stead U گذاشتن حمایت کردن
cuts U عبور کردن گذاشتن
cut U عبور کردن گذاشتن
deposits U : ته نشین کردن گذاشتن
inserts U گذاشتن جاسازی کردن
have U صرف کردن گذاشتن
inserting U گذاشتن جاسازی کردن
lodge U گذاشتن تسلیم کردن
lay down U فدا کردن گذاشتن
insert U گذاشتن جاسازی کردن
deposit U : ته نشین کردن گذاشتن
having U صرف کردن گذاشتن
lodges U گذاشتن تسلیم کردن
perdu U ماموریت مخاطره امیز
adventurously U باجرات مخاطره طلبی
brinkmanship U سیاست قبول مخاطره
venture capital U سرمایه مخاطره امیز
perdue U ماموریت مخاطره امیز
to take U مخاطره معامله قماری
risked U مخاطره ریسک خطر
ventured U مخاطره معامله قماری
venturing U مخاطره معامله قماری
risking U مخاطره ریسک خطر
riskily U بطور مخاطره امیز
venture U مخاطره معامله قماری
hazardously U بطور مخاطره امیز
risks U مخاطره ریسک خطر
adventure تجارت مخاطره آمیز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com