English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
three state logic U : بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vertically U از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
high impedance U امپدانس بالا
aloft U سطوح بالا در بالای
overarm U بالا اوردن بازو تا بالای شانه
press U بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
presses U بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
footnote U یادداشتی در پایین صفحه مربوط به متن بالای آن که معمولا یک عدد مرجع است
footnotes U یادداشتی در پایین صفحه مربوط به متن بالای آن که معمولا یک عدد مرجع است
push down list U لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد
up and down U بالا و پایین
bottom up U از پایین به بالا
top down U از بالا به پایین
top-down U از بالا به پایین
yo-yo U بالا و پایین رونده
top down development U توسعه از بالا به پایین
yo-yos U بالا و پایین رونده
bump U بالا و پایین رفتن
see-saws U بالا و پایین روی
fluctuating U حرکت به بالا و پایین
dandle U بالا و پایین انداختن
fluctuate U حرکت به بالا و پایین
see-sawing U بالا و پایین روی
fluctuated U حرکت به بالا و پایین
see-saw U بالا و پایین روی
see-sawed U بالا و پایین روی
fluctuation U حرکت به بالا و پایین
fluctuates U حرکت به بالا و پایین
dead center position U نقطه مرگ بالا یا پایین
top down programming U برنامه سازی از بالا به پایین
heaving U بالا و پایین رفتن ناو
swaying U بالا و پایین رفتن ناو
bottom up technique U روش اجرا از پایین به بالا
jigging U بالا و پایین بردن طعمه در اب
jounce U بشدت بالا و پایین پریدن
uppercut U ضربه کوتاه قوسی از پایین به بالا
uppercuts U ضربه کوتاه قوسی از پایین به بالا
drafted U چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
draft U چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
high/low/close/open graph U نمودار بالا / پایین / بسته /باز
drafts U چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
count down U از بالا به پایین شمردن شمارش معکوس
hair stroke U خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
tamp U بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
halliard U طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
elevation U تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevations U تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
jungle gym U چهارچوبی که اطفال روی ان تاب خورده و بالا و پایین میروند
status U خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
scroll U متن نمایش داده شده که در هر لحظه یک خط بالا یا پایین صفحه می رود
scrolls U متن نمایش داده شده که در هر لحظه یک خط بالا یا پایین صفحه می رود
horizontal U دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
scroll U برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
hunting U حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
scrolls U برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
highlight bar U میلهای که کاربر بالا و پایین میکند تا لیستی از موضوعات مورد انتخاب را ببینید
laser U چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
lasers U چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
vertical diagraph U شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
jitter U خطایی که در آن حرکت سرعت بالا پایین نشانگر روی صفحه وجدو دارد و در یک ارسال فیش
band project filter U فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
roll scroll U متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود
plotters U چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotter U چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
bottom up method U ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
bottom up programming U ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
scrolls U حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scroll U حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
feints U حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting U حرکت از میله بالا به میله پایین
feint U حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted U حرکت از میله بالا به میله پایین
overhead clearance U حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
hierarchy U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
square wave U باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
migration U انتقال داده بین وسیله با تقدم بالا یا line-on با تقدم پایین یا line-off
arrow keys U مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
overhead cover U پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pop U برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops U برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped U برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
crest clearing U محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
orphaned U خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan U خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans U خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
impedance bridge U پل امپدانس
line impedance U امپدانس خط
impedance U امپدانس
impedance protection U حفافت امپدانس
impedance of grid U امپدانس شبکه
impedance ratio U نسبت امپدانس
impedance relay U رله ی امپدانس
impedance transformation U تبدیل امپدانس
coupling impedance U امپدانس تزویج
internal impedance U امپدانس داخلی
input impedance U امپدانس ورودی
impedance transformer U مبدل امپدانس
impedance converter U مبدل امپدانس
impedance corrector U مصصح امپدانس
impedance coupling U پیوست امپدانس
impedance characteristic U مشخصات امپدانس
impedance function U تابع امپدانس
output impedance U امپدانس خروجی
impedance balancing U تعادل امپدانس
generator impedance U امپدانس ژنراتور
zener impedance U امپدانس زنر
impedance irregularity U غیریکنواختی امپدانس
impedance matrix U ماتریس امپدانس
image impedance U امپدانس تصویر
impedance meter U امپدانس متر
impedance balancing U تقارن امپدانس
downhaul U پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depress U پایین دادن لوله پایین اوردن
depresses U پایین دادن لوله پایین اوردن
impedance transforming filter U صافی تبدیل امپدانس
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
impedance comparator U تطبیق دهنده امپدانس
low impedance input U ورودی اولیه با امپدانس کم
high input impedance circuit U مدار با امپدانس ورودی زیاد
impedance measuring set U دستگاه اندازه گیری امپدانس
impedance unbalance finder U دستگاه یابنده امپدانس نامتعادل
impedance U مقاومت جریان متناوب امپدانس
impedance meter U دستگاه اندازه گیری امپدانس
negative true logic U سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
impedance unbalance measuring set U دستگاه اندازه گیری امپدانس نامتعادل
down U سوی پایین بطرف پایین
transom U پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
spinwriter U چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
impedance U مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
choke impedance U امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat U سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion U حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
atop of U در بالای
upped U بالای
outreach U بالای سر
above U بالای
overhead U بالای سر
over- U بالای سر
oer U بالای
upping U بالای
overhead U در بالای سر
into the bargain U بالای ان
over U بالای
over U بالای سر
at the top of U در بالای
up U بالای
above U بالای سر
over- U بالای
atop of U بالای
oer U بالای سر روی سر
crown U بالای هرچیزی
uptown U بالای شهر
run over <idiom> U حرکت از بالای
crow's nest U بالای بلندی
in U بالای روی
in- U بالای روی
knap U بالای تپه
upstream U بالای رودخانه
over the horizon U از بالای افق
above the earth U بالای زمین
over the horizon U بالای افق
up the street U بالای خیابان
on U بالای در باره
fanlights U پنجره بالای در
fan light U پنجره بالای در
fanlight U پنجره بالای در
plunging fire U اتش بالای سر
ridge tree U کش بالای شیروانی
mantel board U در بالای بخاری
overhead stroke U ضربه از بالای سر
pressure above the atmosphere U فشار بالای جو
overhead backhand U بک هند از بالای سر
aloft U در بالای زمین
overhead cover U حفاظ بالای سر
mean high water U اب بالای میانگین
overhead forehand U فورهند از بالای سر
crowns U بالای هرچیزی
roof tree U کش بالای شیروانی
rooftop U بالای بام
ridge pole U کش بالای شیروانی
ridge piece U کش بالای شیروانی
rooftops U بالای بام
It passed over my head. U از بالای سرم رد شد
refereeing U داور بالای والیبال
headlines U در بالای صفحه ریسمان
refereed U داور بالای والیبال
referees U داور بالای والیبال
superlunary U واقع بر بالای ماه
head water U بالای رودخانه بالارود
aboveground U در بالای سطح زمین
spike over the block U ابشار از بالای دفاع
flews U قسمت اویخته لب بالای سگ
the sky is above us آسمان بالای سر ماست
high rate of interest U نرخ بالای بهره
tree house U خانه بالای درخت
exoatmosphere U ترکش اتمی بالای جو
referee U داور بالای والیبال
rain water head U طشتک بالای ناودان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com