Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
index
U
:دارای فهرست کردن
indexed
U
:دارای فهرست کردن
indexes
U
:دارای فهرست کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
list
U
فهرست کردن
cataloged
U
فهرست کردن
cataloging
U
فهرست کردن
catalogs
U
فهرست کردن
catalogue
U
فهرست کردن
catalogued
U
فهرست کردن
catalogues
U
فهرست کردن
cataloguing
U
فهرست کردن
tabulate
U
فهرست کردن
tabulated
U
فهرست کردن
tabulates
U
فهرست کردن
catalog
U
فهرست کردن
Other Matches
basic
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
vehicle summary
U
فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklists
U
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklist
U
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting
U
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted
U
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordance
U
فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordances
U
فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
rota
U
صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rotas
U
صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
active list
U
فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
waiting list
U
فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
part list
U
فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
picking list
U
فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
waiting lists
U
فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
glossary
U
فهرست معانی فهرست لغات
glossaries
U
فهرست معانی فهرست لغات
indexes
U
فهرست فهرست اعلام
index
U
فهرست فهرست اعلام
indexed
U
فهرست فهرست اعلام
personate
U
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbing
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbed
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporate
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize
U
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporating
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
edge
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
U
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifying
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflame
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishing
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishes
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifies
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze
U
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
innervate
U
دارای پی کردن
whipstitch
U
دارای مرز کردن
varnishing
U
دارای فاهرخوب کردن
varnishes
U
دارای فاهرخوب کردن
varnished
U
دارای فاهرخوب کردن
zigzagging
U
دارای پیچ و خم کردن
tinkles
U
دارای طنین کردن
zigzags
U
دارای پیچ و خم کردن
populate
U
دارای جمعیت کردن
populates
U
دارای جمعیت کردن
populating
U
دارای جمعیت کردن
nitrogenize
U
دارای نیتروژن کردن
rampart
U
دارای استحکامات کردن
personalize
U
دارای شخصیت کردن
embrasure
U
دارای منفذ کردن
tooth
U
دارای دندان کردن
embrasures
U
دارای منفذ کردن
vitaminize
U
دارای ویتامین کردن
tinkling
U
دارای طنین کردن
zigzagged
U
دارای پیچ و خم کردن
potentialize
U
دارای استعداد کردن
personifying
U
دارای شخصیت کردن
personifies
U
دارای شخصیت کردن
personified
U
دارای شخصیت کردن
castellate
U
دارای استحکامات کردن
varnish
U
دارای فاهرخوب کردن
vallum
U
دارای استحکامات کردن
tinkled
U
دارای طنین کردن
tinkle
U
دارای طنین کردن
gift
U
دارای استعداد کردن
gifts
U
دارای استعداد کردن
personify
U
دارای شخصیت کردن
fluoridate
U
دارای فلورید کردن
transistorize
U
دارای ترانسیتور کردن
crenellate
U
دارای کنگره کردن
zigzag
U
دارای پیچ و خم کردن
hydrogenate
U
دارای هیدروژن کردن
systemize
U
دارای همست کردن
bodies
U
دارای جسم کردن
insoul
U
دارای روح کردن
hydroxylate
U
دارای هیدروکسیل کردن
substantivize
U
دارای ماهیت کردن
crenelate
U
دارای کنگره کردن
freckle
U
خال دارای کک مک کردن
nationalizing
U
دارای ملیت کردن
nationalizes
U
دارای ملیت کردن
nationalize
U
دارای ملیت کردن
nationalising
U
دارای ملیت کردن
nationalises
U
دارای ملیت کردن
nationalised
U
دارای ملیت کردن
body
U
دارای جسم کردن
ensoul
U
دارای روح کردن
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
criss-crossed
U
دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck
U
دارای لکه مگس کردن
wigs
U
دارای گیس مصنوعی کردن
ravine
U
دارای دره تنگ کردن
wig
U
دارای گیس مصنوعی کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
ravines
U
دارای دره تنگ کردن
criss-crossing
U
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross
U
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crosses
U
دارای نقش چلیپایی کردن
panes
U
دارای جام شیشه کردن
bedevilled
U
دارای روح شیطانی کردن
to p a thing for a person
U
کسی را دارای چیزی کردن
reengine
U
دارای موتور تازه کردن
granulate
U
دارای ذرات ریز کردن
rehabilitating
U
دارای امتیازات اولیه کردن
prongs
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
tat
U
دارای حاشیه توری کردن
prong
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevil
U
دارای روح شیطانی کردن
bedevilling
U
دارای روح شیطانی کردن
pane
U
دارای جام شیشه کردن
rehabilitates
U
دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated
U
دارای امتیازات اولیه کردن
tongues
U
گفتن دارای زبانه کردن
fulcrum
U
دارای نقطه اتکاء کردن
sanitate
U
دارای لوازم بهداشتی کردن
to p a thing person with athing
U
کسی را دارای چیزی کردن
bedevils
U
دارای روح شیطانی کردن
rehabilitate
U
دارای امتیازات اولیه کردن
methodize
U
دارای روش یاقاعدهای کردن
shoes
U
دارای کفش کردن نعل زدن به
woofs
U
پارچه کتانی دارای پود کردن
woof
U
پارچه کتانی دارای پود کردن
mastermind
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoe
U
دارای کفش کردن نعل زدن به
masterminds
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoeing
U
دارای کفش کردن نعل زدن به
substantialize
U
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
masterminding
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
motivate
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
bells
U
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
retrench
U
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
motivates
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
bell
U
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivating
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
russify
U
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
systematize
U
دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize
U
دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
tabling
U
فهرست
cataloged
U
فهرست
catalog
U
فهرست
tables
U
فهرست
slipped
U
فهرست
slip
U
فهرست
indexes
U
فهرست
slips
U
فهرست
cataloging
U
فهرست
concordances
U
فهرست
concordance
U
فهرست
catalogue
U
فهرست
catalogued
U
فهرست
catalogues
U
فهرست
catalogs
U
فهرست
directory
U
فهرست
file
U
فهرست
rosters
U
فهرست
roster
U
فهرست
rolls
U
فهرست
kalendar
U
فهرست
repertory
U
فهرست
cataloguing
U
فهرست
list
U
فهرست
roll
U
فهرست
filed
U
فهرست
inventory
U
فهرست
phraseology
U
فهرست
checklist
U
فهرست
rolled
U
فهرست
b.d catalogue
U
فهرست بی . دی
directories
U
فهرست
indexed
U
فهرست
index
U
فهرست
indexless
U
بی فهرست
tabled
U
فهرست
table
U
فهرست
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com