English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rugby point U 3 امتیاز برای رد کردن توپ از فراز دروازبا پا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
rugby point U امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
handicap U امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps U امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
steals U از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steal U از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
ascendant U فراز جو فراز گرای
One point for you. U یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
magic number U امتیاز لازم برای قهرمانی
try for point U تلاش برای کسب امتیاز
boundaries U 6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
match points U اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
handing U تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
match point U اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
boundary U 6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
hand U تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
free handicap U مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
carrying U گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries U گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carried U گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
rugby point U 3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
carry U گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
drop goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
block U یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
shut out <idiom> U مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
par U حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف
blocks U یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked U یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
winter book U تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
nursed U حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurse U حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses U حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
best ball U بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
goal light U چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
paced U شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace U شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
setup U توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
paces U شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
overtime U وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
lawn bowling point U یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
To gain an advantage. U کسب امتیاز کردن
handicaps U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
upgrading U فراز
ascendency U فراز
highs U فراز
high water U فراز اب
upgrades U فراز
highest U فراز
high U فراز
ascent U فراز
ascents U فراز
upgraded U فراز
acclivity U فراز
headwater U فراز اب
upgrade U فراز
ascendancy U فراز
accolades U فراز
accolade U فراز
loft U فراز
lofts U فراز
modulusp U فراز خط
modulus U قدرمطلق فراز خط
hypsometer U فراز سنج
elevation U زاویه فراز
hanging valley U فراز دره
arrogantly U گردن فراز
elevations U زاویه فراز
high-pitched U میان فراز
up and down U فراز ونشیب
arrogant U گردن فراز
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
phrased U فراز عبارت سازی
phrases U فراز عبارت سازی
vicissitude U فراز ونشیب زندگی
phrase U فراز عبارت سازی
altitudes U فراز منتها درجه
altitude U فراز منتها درجه
hectors U ادم گردن فراز خودنما
hectoring U ادم گردن فراز خودنما
hectored U ادم گردن فراز خودنما
drop a goal U ضربه زدن بر فراز دروازه
hector U ادم گردن فراز خودنما
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat U برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register U 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
ascendible U تفوق پذیر فراز پذیر
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
ascendable U تفوق پذیر فراز پذیر
concession U امتیاز
exclusiveness U امتیاز
royalty U حق امتیاز
concessions U امتیاز
francs U امتیاز
game bird U یک امتیاز
pre eminence U امتیاز
charters U امتیاز
prerogative U امتیاز
prerogatives U امتیاز
pas U امتیاز
royalties U حق امتیاز
chartered U امتیاز
charter U امتیاز
privilege U امتیاز
prominency U امتیاز
lease U امتیاز
priviege U امتیاز
prominence U امتیاز
runs U یک امتیاز
run U یک امتیاز
leases U امتیاز
credits U امتیاز
act of grace U امتیاز
franchise U امتیاز
franc U امتیاز
ads U امتیاز
ad U امتیاز
point U امتیاز
scoreless U بی امتیاز
advantage U امتیاز
pre-eminence U امتیاز
scoreline U خط امتیاز
scorelines U خط امتیاز
chartering U امتیاز
scores U امتیاز
scored U امتیاز
credit U امتیاز
crediting U امتیاز
distinction U امتیاز
rectum U امتیاز
distinctions U امتیاز
credited U امتیاز
plus U امتیاز
score U امتیاز
upper hand U امتیاز
licences U امتیاز
rectums U امتیاز
licence U امتیاز
licenses U امتیاز
franchises U امتیاز
concessionary agreement U امتیاز نامه
patenting U امتیاز نامه
set point U اخرین امتیاز
worst U امتیاز اوردن
patents U امتیاز نامه
concession deed U امتیاز نامه
concessioner U صاحب امتیاز
concessionaire U صاحب امتیاز
concessionary U صاحب امتیاز
scoreless U بدون امتیاز
game point U امتیاز پایانی
grantee U صاحب امتیاز
patented U امتیاز نامه
win on points U پیروزی با امتیاز
decisions U برنده با امتیاز
headstart U امتیاز در شروع
decision U برنده با امتیاز
chalk up U کسب امتیاز
worst- U امتیاز اوردن
field privilege U امتیاز فیلد
score sheet U برگ امتیاز
match point U اخرین امتیاز
convert U امتیاز گرفتن
perfect score U امتیاز کامل
awarding of points U امتیاز دادن
loss on points U باخت با امتیاز
differentia U وجه امتیاز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com