English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coordinate U همرتبه کردن مختصات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
centroid U در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
relative U دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
restitution U تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
euqal U همرتبه
compeer U همرتبه
coordinative U همرتبه کننده
equals U همرتبه شبیه
equaled U همرتبه شبیه
equalling U همرتبه شبیه
equal U همرتبه شبیه
equalled U همرتبه شبیه
equaling U همرتبه شبیه
polar plot U روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
true origin U نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
abscise U جدا کردن طول روی محور مختصات
plotting scale U خط کش مختصات
coordinate U مختصات
grid coordinates U مختصات
coordinates U مختصات
data U مختصات
cartesian coordinates U محور مختصات
transformation of coordinates U تبدیل مختصات
rectangular coordinate U مختصات متعامد
spherical coordinates U مختصات کروی
target grid U مختصات هدف
reaction coordinates U مختصات واکنش
cartesian chart U مختصات کارتزین
equatorial coordinates U مختصات استوایی
lagrangian coordinates U مختصات لاگرانژی
polar coordinates U مختصات قطبی
geographic coordinates U مختصات جغرافیایی
eulerian coordinates U مختصات اولری
spherical coordinates U مختصات سماوی
cartesian coordinates U مختصات دکارتی
the peculiarities of mammals U مختصات پستاندارها
cordinate axis U محورهای مختصات
polar coordinate U مختصات قطبی
plain coordinates U مختصات مسطحه
grid coordinates U مختصات شبکه
easting U مختصات طولی
cross reference U سیستم مختصات
plain coordinates U مختصات افقی
cross-references U سیستم مختصات
coordinates U مختصات نقشهای
coordinate axises U محورهای مختصات
cross-reference U سیستم مختصات
northing U مختصات عرضی
canonical coordinates U مختصات بندادی
coordinates U دستگاه مختصات
coordinate scale U گونیای مختصات
axis U محورهای مختصات
geomagnetic coordinates U مختصات ژئومگنتیکی
input coordinate U مختصات اولیه
jacobian coordinates U مختصات ژاکوبی
axis of coordinates U محورهای مختصات
image coordinates U مختصات تصویر
grid chart U شبکه مختصات
coordinate code U رمزمربوط به مختصات نقشهای
coordinate code U رمز مختصات نقاط
coordinate system U دستگاه مختصات [ریاضی]
inertial coordinate system U سیستم مختصات ماندی
preferred system of coordinates U دستگاه مختصات مرجع
curvilinear coordinates U مختصات خمیده خط [ریاضی]
momentum coordinates U مختصات اندازه حرکت
military grid U شبکه مختصات نظامی
polar coordinates U دستگاه مختصات قطبی
Y coordinate U مختصات بردار عمودی
horizon system of coordinates U دستگاه مختصات افقی
spherical coordinates U مختصات کروی [ریاضی]
polar coordinates U مختصات قطبی [ریاضی]
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
cylindrical coordinate U مختصات استوانه ای [ریاضی]
spherical coordinates U دستگاه مختصات کروی
cartesian coordinate system U سیستم مختصات کارتزین
polar diagram U نمودار با مختصات قطبی
generalized coordinates U مختصات تعمیم یافته
X coordinate U مختصات بردار افقی
polar chart U نمودار با مختصات قطبی
coordinate system of axis U سیستم محورهای مختصات
georef grid U مختصات جغرافیایی جهانی
y axis U محور عرضی مختصات
ablique coordinates U دستگاه مختصات قائم
Cartesian coordinate system U دستگاه مختصات دکارتی [ریاضی]
celestial equator system of coordinates U دستگاه مختصات استوای سماوی
spherical coordinate system U دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
known datum point U نقطهای با مختصات وگرای معلوم
cylindrical coordinate system U دستگاه مختصات استوانه ای [ریاضی]
axis U برای مختصات افقی در گراف
x axis U محور افقی مختصات یا محورطولها
cartesian coordinates U سیستم مختصات سه بعدی فضایی
axis U برای مختصات عمودی در گراف
rectangular coordinates U دستگاه مختصات راست گوشه
polar coordinate system U دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
plot U بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
universal transverse mercator U سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
spherical coordinate system [with constant radius] U دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
y axis U محور عمودی روی یک صفحه مختصات
plots U بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plotted U بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
grids U مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grid U مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
plotters U اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
plotter U اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
z axis U محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
window U تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
roamer U کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
axis U 1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
coriolis acceleration U شتاب یک ذره که دریک دستگاه مختصات شتابدار درحرکت است
unit cell U کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
jan grid U سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
vertex U نقط های در فضا که با مختصات سه بعدی xوyوz مشخص میشود
X Y U مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
X Y U وسیله رسم خط روی کاغذ بین مختصات داده شده
plotters U اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
plotter U وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotters U وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotter U اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
origin U محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
origins U محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
geometry processing U فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
absolute address U وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
mouse U برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouses U برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
pucks U یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
puck U یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
datum point U نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
true convergence U سیستم کنترل جغرافیایی یاسیستم مختصات جغرافیایی تقارب حقیقی نصف النهارات
plotters U رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotter U رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
mouse U esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
mouses U esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
assumed grid U شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
polyconic grid U سیستم شبکه بندی مخروطی سیستم مختصات مخروطی
universal grid U مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
geographic reference U سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
datum U سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
trig list U لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
false origin U مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
sterilised U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com