Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
dry ginger
U
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
highball
U
یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
auto rich
U
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
horned scully
U
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
QBE
U
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
admix
U
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
universal
U
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
igniter
U
ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
accelerating pump
U
پمپ کوچکی که به منظورتامین فوری مخلوط غلیظ سوخت و هوا در کابراتورتعبیه میشود
fiber
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
auto lean
U
مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
best power mixture
U
نسبت متناسب مخلوط سوخت و هوا برای حصول حداکثرقدرت
counter revolution
U
عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
self-
U
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
write
U
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes
U
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
kopfring
U
حلقه فلزی است که به دماغه بمب برای کم کردن میزان نفوذ ان در اب یا خاک وصل میشود
walkthrough
U
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
clock
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clocks
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
nitro
U
مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
quail
U
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails
U
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
warehousing system
U
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
epergne
U
زیورشاخه دارکه دروسط میزغذاخوری میگذارند
offensive weapon
U
در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
asynchronous computer
U
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
amalgam
U
الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
amalgams
U
الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
graphics
U
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
hard-up
U
جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
fritters
U
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
hard up
U
جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
parang
U
یکجور کارد غلاف دارکه malay ها بکار می برند
pay d.
U
خاک زرداریاسیم دارکه شستن ان صرف داشته باشد
fritter
U
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
TCP/IP
U
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
card
U
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
cards
U
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
clavichord
U
یکجورسازسیمی وجا انگشتی دارکه پیشروپیانوی کنونی بوده است
drives
U
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drive
U
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
Viewdata
U
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
bituminous paint
U
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
whiskies
U
ویسکی
whisky
U
ویسکی
snakebite
U
ویسکی
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
backbone
U
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones
U
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
whiskies
U
مثل ویسکی
whiskies
U
ویسکی خوردن
bourbon
U
ویسکی بوربن
red eye
U
ویسکی ارزان
scotch
U
ویسکی اسکاتلندی
poteen
U
ویسکی قاچاق
bourbons
U
ویسکی بوربن
scotching
U
ویسکی اسکاتلندی
scotched
U
ویسکی اسکاتلندی
whisky
U
ویسکی خوردن
scotches
U
ویسکی اسکاتلندی
whisky
U
مثل ویسکی
The whisky burned in my throat .
U
ویسکی گلویم راسوزاند
pot still
U
دستگاه تقطیر ویسکی
pot(heen
U
ویسکی قاچاقی ایرلندی
puddles
U
مخلوط کردن
admix
U
مخلوط کردن
blends
U
مخلوط کردن
puddle
U
مخلوط کردن
commix
U
مخلوط کردن
blend
U
مخلوط کردن
mingle
U
مخلوط کردن
interlard
U
مخلوط کردن
melt
U
مخلوط کردن
mell
U
مخلوط کردن
meddle
U
مخلوط کردن
intermingles
U
با هم مخلوط کردن
intermingle
U
با هم مخلوط کردن
melts
U
مخلوط کردن
mingling
U
مخلوط کردن
mingles
U
مخلوط کردن
mingled
U
مخلوط کردن
hash
U
مخلوط کردن
intermeddle
U
مخلوط کردن
intermingled
U
با هم مخلوط کردن
mixing
U
مخلوط کردن
meddled
U
مخلوط کردن
syncrasy
U
مخلوط کردن
meddles
U
مخلوط کردن
confect
U
مخلوط کردن
intermingling
U
با هم مخلوط کردن
cutty sark
U
نام تجاری نوعی ویسکی
shuffle
U
بهم مخلوط کردن
shuffled
U
بهم مخلوط کردن
burdens
U
مخلوط کردن بار
commingle
U
بهم مخلوط کردن
shuffles
U
بهم مخلوط کردن
shuffling
U
بهم مخلوط کردن
burden
U
مخلوط کردن بار
souse
U
با ترشی مخلوط کردن
mixes
U
امیختن مخلوط کردن
tempers
U
مخلوط کردن مزاج
temper
U
مخلوط کردن مزاج
intermix
U
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
mix
U
مخلوط کردن ترکیب
mix
U
امیختن مخلوط کردن
etherize
U
بااتر مخلوط کردن
agitation
U
مخلوط کردن اشفتگی
ethylate
U
بااتیل مخلوط کردن
tempered
U
مخلوط کردن مزاج
mixes
U
مخلوط کردن ترکیب
brandy
U
با کنیاک مخلوط کردن
cross loading
U
مخلوط کردن بارها
turn the mortar
U
مخلوط کردن ملات
brandies
U
با کنیاک مخلوط کردن
whiskey sour
U
کوکتیل مرکب از ویسکی و شکرو اب لیمو
mountain dew
U
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
structures
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structuring
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
blenders
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blender
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
immingle
U
بهم امیختن مخلوط کردن
admix
U
مخلوط شدن امیزش کردن
roil
U
مخلوط کردن سرگردان شدن
stud
U
حیوانی که برای اصلاح نژادنگهداری میشود
cash crop
U
محصولی که برای فروش فرآوری میشود
irish coffee
U
قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
gradate
U
درجه بندی کردن مخلوط کردن
sugar
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
platinize
U
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
truck mixing
U
مخلوط کردن بتن روی کامیون
sugars
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
truces
U
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
this work is palling on me
U
اینکاردارد برای من خسته کننده یابیمزه میشود
truce
U
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
annunciator
U
ی که برای جلب توجه دیده یا شنیده میشود
probationer
U
زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
probationers
U
زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
premix
U
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
blundering
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunders
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundered
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunder
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
mac
U
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
macs
U
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
corsages
U
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
bulk head
U
دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود
wharfage
U
وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی
corsage
U
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
debutant
U
دختری که برای اولین مرتبه در جامعه وارد میشود
promotion money
U
دستمزدی که به موسسین شرکت برای خدماتشان پرداخت میشود
scratch file
U
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
yard man
U
کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
metacompilation
U
کامپایل که برای تولید کامپایلر دیگر انجام میشود
golden handshake
U
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshakes
U
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
toll traverse
U
وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
top
U
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
contact party
U
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
prompted
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
seek
U
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
prompts
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
built up frog
U
قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود
seeking
U
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
prompt
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
wine palm
U
هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
redundant
U
قطعه اضافی که برای کاری در صورت خطا استفاده میشود
verification fire
U
تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود
dumb well
U
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
pontage
U
مالیات یا عوارضی که برای مرمت و نگهداری پلها وصول میشود
burse
U
بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود
appearance money
U
پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
seeks
U
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
blend
U
مخلوط کردن رقیق کردن
ming
U
ذکر کردن مخلوط کردن
blends
U
مخلوط کردن رقیق کردن
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
debutant
U
نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
core binder
U
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
Good grief!
<idiom>
U
این کلمه برای نشان دادن تعجب (چه خوب چه بد)استفاده میشود
assessed value
U
ارزشی که به منظور خاص برای یکی از اقلام دارایی معین میشود
sequential access
U
صف بلاکهای منتظر برای پردازش , که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی میشود
sub woofer
U
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
slow pill
U
ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
toner
U
محفظه پلاستیکی برای تونر پودری که در چاپگر لیزری استفاده میشود
takedown
U
مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
break up value
U
قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
retrorocket
U
راکتی که برای مخالفت باحرکت رسانگر بطرف جلوروی ان نصب میشود
payola
U
وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
input/output
U
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
end
U
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
qsam
U
صف بلاکهای منتظر برای پردازش که با استفاده روش دستیابی تربیتی بازیابی میشود
access panel
U
پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
ended
U
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
masters
U
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com