Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
unveil
U
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
U
نمودار کردن پرده برداری
unveiling
U
نمودار کردن پرده برداری
unveils
U
نمودار کردن پرده برداری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vector diagram
U
نمودار برداری
arrow diagram
U
نمودار برداری
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
block diagram
U
نمودار بلوکی نمودار کلی
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
membranaceous
U
دارای غشاء پرده پرده غشایی
hectograph
U
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
to make a
U
نمودار کردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
foreshorten
U
کوتاه نمودار کردن
foreshortened
U
کوتاه نمودار کردن
foreshortens
U
کوتاه نمودار کردن
stripping
U
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
visualize
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualising
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualised
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualizing
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualises
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
to meet the eye
U
چشم نظر را جلب کردن نمودار بودن
visualizes
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualized
U
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
To pay money. To make a payment.
U
بی پرده صحبت کردن
to blanch over
U
پرده پوشی کردن
to speak candidly
<idiom>
U
بی پرده صحبت کردن
to screen
[from]
U
[با پرده]
محافظت کردن
[از]
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
utilize
U
بهره برداری کردن
exploiting
U
بهره برداری کردن از
tap
U
بهره برداری کردن از
utilises
U
بهره برداری کردن
utilised
U
بهره برداری کردن
exploits
U
بهره برداری کردن از
tapping
U
بهره برداری کردن از
tapped
U
بهره برداری کردن از
utilising
U
بهره برداری کردن
defrauds
U
کلاه برداری کردن
safing
U
چاشنی برداری کردن
mapping
U
نقشه برداری کردن
sampled
U
نمونه برداری کردن
exploit
U
بهره برداری کردن از
defraud
U
کلاه برداری کردن
sample
U
نمونه برداری کردن
defrauding
U
کلاه برداری کردن
utilizes
U
بهره برداری کردن
utilizing
U
بهره برداری کردن
defrauded
U
کلاه برداری کردن
photo imagery
U
عکس برداری کردن از زمین
sampling
U
نمونه برداری مزه کردن
operate
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
U
عمل کردن بهره برداری کردن
To take an invevtory.
U
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
tone and semitone
U
پرده ونیم پرده
tapestry
U
[قالیچه های پرده ای پودنما جهت آویزان کردن در سر درب ها]
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
drapery rug
U
قالیچه های پرده ای
[جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
tringle
U
چوب پرده میل پرده چوب دیرک
beach diagram
U
طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
bessel method
U
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
redundancies
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
U
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
plot
U
نمودار
diagrams
U
نمودار
graph
U
نمودار
graphs
U
نمودار
charts
U
نمودار
diagram
U
نمودار
nomogram
U
نمودار
plots
U
نمودار
abac
U
نمودار
alignment chart
U
نمودار
x y graph
U
نمودار x-y
charted
U
نمودار
chart
U
نمودار
h r diagram
U
نمودار اچ . ار
network
U
نمودار
indicator
U
نمودار
plotted
U
نمودار
charting
U
نمودار
conspectus
U
نمودار
venn diagram
U
نمودار ون
networks
U
نمودار
graphics
U
فن استعمال نمودار
creep curve
U
نمودار خزش
current graph
U
نمودار فعلی
cumulative record
U
نمودار تراکمی
IHS
U
نمودار مسیح
tree diagram
U
نمودار درخت
field form
U
نمودار میدان
transition diagram
U
نمودار گذارها
graphic
U
نمودار مقیاس
equilibrtum diagram
U
نمودار تعادل
interconnection of diagram
U
نمودار اتصال
expectancy chart
U
نمودار انتظار
flow sheet
U
نمودار جریان
flow diagram
U
نمودار گردشی
flow diagram
U
نمودار جریان
histogram
U
نمودار ستونی
free body diagram
U
نمودار ایستایی
frequency diagram
U
نمودار بسامد
frequency graph
U
نمودار بسامد
gantt chart
U
نمودار گانت
elementary diagram
U
نمودار ابتدایی
electrical schematic
U
نمودار الکتریکی
Venn's diagram
U
نمودار ون
[ریاضی]
Venn diagram
نمودار ون
[ریاضی]
logic diagram
U
نمودار منطقی
logarithmic graph
U
نمودار لگاریتمی
schemata
U
خلاصه نمودار
load diagram
U
نمودار بار
schema
U
خلاصه نمودار
line graph
U
نمودار خطی
line chart
U
نمودار خطی
detail diagram
U
نمودار جزئیات
diagrammatically
U
استفاده از نمودار
dual y axis graph
U
نمودار با دو محور y
grid chart
U
نمودار شبکهای
phase diagram
U
نمودار فاز
organization scheme
U
نمودار سازمانی
block diagram
U
نمودار کلی
block diagram
U
نمودار بلوکی
organization chart
U
نمودار سازمانی
block diagram
U
نمودار کندهای
area chart
U
نمودار مساحت
slope
U
شیب نمودار
nomograph
U
نمودار محاسباتی
nomogram
U
نمودار محاسباتی
system chart
U
نمودار سیستم
network chart
U
نمودار شبکه
state diagram
U
نمودار حالات
diagrammatic
U
به شکل نمودار
pictograph
U
نمودار تصویری
stress curve
U
نمودار تنش
pie chart
U
نمودار کلوچهای
pie graph
U
نمودار مدور
pie graph
U
نمودار گرد
column graph
U
نمودار ستونی
correlation diagram
U
نمودار همبستگی
circle graph
U
نمودار دایرهای
potential diagram
U
نمودار پتانسیل
structure chart
U
نمودار ساختار
profile chart
U
نمودار نیمرخ
psychograph
U
نمودار روانی
activity chart
U
نمودار فعالیت
x y chart
U
نمودار مختصاتی
bar diagram
U
نمودار میلهای
scattergram
U
نمودار پراکندگی
slopes
U
شیب نمودار
scatterplot
U
نمودار پراکندگی
barchart
U
نمودار میلهای
sloped
U
شیب نمودار
area graph
U
نمودار ناحیهای
schematic diagram
U
نمودار اجمالی
bar chart
U
نمودار میلهای
bar graph
U
نمودار میلهای
scatter program
U
نمودار پراکنده
scatter diagram
U
نمودار پراکندگی
set up digram
U
نمودار برپایی
picture graph
U
نمودار تصویری
rieke diagram
U
نمودار ریکه
classification chart
U
نمودار طبقه بندی
polygon
U
نمودار چند ضلعی
selectivity diagram
U
نمودار گزینش پذیری
iron carbon diagram
U
نمودار اهن- کربن
classification chart
U
نمودار دسته بندی
elevation indicator
U
صفحه نمودار درجه
polar chart
U
نمودار با مختصات قطبی
energy level diagram
U
نمودار انرژی- تراز
beach diagram
U
طرح نمودار اسکله
grading curve
U
نمودار دانه بندی
diagram
U
دیاگرام نمودار تصویر
polygons
U
نمودار چند ضلعی
functional diagram
U
نمودار وفیفه مندی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com