English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
contralateral neglect U نادیده انگاری دگرسو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contralateral U دگرسو
imaginary U انگاری
minimization U کم انگاری
presupposition U پیش انگاری
insouciance U سهل انگاری
anthropomorphism U انسان انگاری
nonchalance U سهل انگاری
presuppositions U پیش انگاری
imaginary U جزء انگاری
negligence U سهل انگاری
nihilism U نیست انگاری
imaginary root U ریشه ی انگاری
imaginary axis U محور انگاری
cryptomnesia U نو انگاری خاطره
laches U سهل انگاری
imaginary part U جزء انگاری
indifference U لاقیدی سهل انگاری
enelicomorphism U بزرگسال انگاری کودک
reification U شیئی انگاری مفهومها
zoomorphism U حیوان ریخت انگاری
sour grapes mechanism U مکانیسم ناچیز انگاری
necromimesis U خود مرده انگاری
theomania U خود خدا انگاری
neghgent U غفلت کار سها انگاری
to greenwash U نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
talk someone's ear off <idiom> U آنقدر حرف میزند که انگاری سرگنجشک خورده [اصطلاح روزمره]
unseen U نادیده
unobserved U نادیده
disregarding U نادیده گرفتن
overslaugh U نادیده گذشتن
scotomization U نادیده گیری
the invisible U خدای نادیده
to skips over U نادیده گذستن از
pass off U نادیده گرفتن
to slip off or away U نادیده رفتن
dissembling U نادیده گرفتن
ignores U نادیده پنداشتن
ignored U نادیده پنداشتن
ignore U نادیده پنداشتن
disregards U نادیده گرفتن
disregarded U نادیده گرفتن
disregard U نادیده گرفتن
ignoring U نادیده پنداشتن
dissembles U نادیده گرفتن
dissembled U نادیده گرفتن
dissemble U نادیده گرفتن
towink at U نادیده پنداشتن
The culpable action may be done wilfully or by negligence. U عمل قابل مجازات ممکن است آگاهانه یا با سهل انگاری انجام شود.
to let something slip U چیزی را نادیده گرفتن
to turn a blind eye to something U چیزی را نادیده گرفتن
to pass over U نادیده رد شدن ازپهلو
To turn a blind eye to something. To overlook something. U چیزی را نادیده گرفتن
unheeded U بیاهمیت نادیده بیتفاوت
His sculptures blend into nature as if they belonged there. U مجسمه های او به طبیعت طوری آمیخته میشوند انگاری که آنها به آنجا تعلق دارند.
maskable U آنچه نادیده گرفتنی است
ignore U نادیده پنداشتن چشم پوشیدن
ignored U نادیده پنداشتن چشم پوشیدن
ignores U نادیده پنداشتن چشم پوشیدن
To overlook. To turn a blind eye. U چشم پوشیدن (نادیده گرفتن )
ignoring U نادیده پنداشتن چشم پوشیدن
blinks U نادیده گرفته نگاه مختصر
overleap U جستن از روی نادیده گذشتن از
blink U نادیده گرفته نگاه مختصر
blinked U نادیده گرفته نگاه مختصر
skipped U نادیده گرفتن دستوری در بین دستورات
skip U نادیده گرفتن دستوری در بین دستورات
skips U نادیده گرفتن دستوری در بین دستورات
pass by U از پهلوی چیزی رد شدن نادیده انگاشتن
slurring U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slur U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurred U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurs U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
bucket U فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
disables U دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
buckets U فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
disable U دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
disabling U دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
noises U توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise U توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
skips U حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skip U حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skipped U حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
rem U عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
ring shift U جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
remark U عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarked U عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarking U عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks U عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
ended U حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
end U حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ends U حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
interrupt U خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupting U خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupts U خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
shift U جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts U جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted U جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
Recent search history Forum search
There is no search result on forum.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com