English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to jump-start an engine U موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
booster cable [jumper cable] U کابل باتری به باتری [اتومبیل رانی ]
battery charging cable U کابل باتری پر کن
NiCad U نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start someone's car U کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
NiMH U نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
to charge the battery U باتری را بار کردن
overfilling of battery U سرشار کردن باتری
discharge U خالی کردن باتری
storage cell U باتری
battery copper U مس باتری
chargers U باتری پر کن
battery charging rectifier U باتری پر کن
battery charger U باتری پر کن
c battey U باتری سی
heater battery U باتری ا
h.b. battery U باتری ا
filament battery U باتری ا
charger U باتری پر کن
b battery U باتری ب
h.t. battery U باتری ب
batteries U باتری
battery U باتری
battery water U اب باتری
powers U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
cell cover U درپوش باتری
battery cell U پیل باتری
battery case U جعبه باتری
battery carbon U زغال باتری
battery capacity U فرفیت باتری
battery box U جعبه باتری
battery ammeter U امپرسنج باتری
battery plate U صفحه باتری
nickel iron battery U باتری ادیسن
standby battery U باتری اضطراری
battery liquid U الکترولیت باتری
battery mounting U پایه باتری
battery oven U کوره باتری
secondary cell U پیل باتری
alkaline battery U باتری قلیایی
battery paint U رنگ باتری
battery voltage U ولتاژ باتری
secondary battery U باتری بارشدنی
secondary battery U پیل باتری
battery acid U اسید باتری
ignition battery U باتری استارت
battery charging plug U دو شاخه باتری پر کن
floating battery U باتری ذخیره
grid of a battery U شبکه باتری
air cell a battery U باتری رادیو
gravity battery U باتری وزنی
polarization U پلاریزاسیون باتری
gelatine battery U باتری ژلاتینی
gelatine battery U باتری خشک
burning rack U قاب باتری
rechargeable battery U باتری بارشدنی
plante cell U باتری پلانته
b. eliminator U جانشین باتری ب
battery vise U گیره باتری
battery turntable U میز باتری
battery polarization U قطبش باتری
automobile battery U باتری اتومبیل
battery receiver U رادیو باتری
battery terminal U قطب باتری
pillar post of battery U ستون باتری
acummulator battery U باتری بارشدنی
battery solution U محلول باتری
edison U باتری ادیسن
isolator for battery plate U لایی باتری
storage battery U باتری بارشدنی
storage cell U پیل باتری
battery syringe U سرنگ باتری
battery filler U سرنگ باتری
solution of battery U الکترولیت باتری
battery electrolyte U الکترولیت باتری
battery electrode U الکترود باتری
discharger for battery U باتری خالی کن
storage battery U باتری انبارهای
lighting battery U باتری روشنایی
hold down for batteryseparator U میانگیردار باتری
battery isolator U لایی باتری
battery insulator U عایق باتری
voltaic battery U باتری ولتایی
battery jar U فرف باتری
dry storage battery U باتری ژلاتینی
battery insulator U میانگیر باتری
stand by battery U باتری یدکی
starting battery U باتری استارت
battery hold down U میانگیردار باتری
battery discharger U باتری خالی کن
battery current U برق باتری
battery liquid U مایع باتری
batterty cover U سرپوش باتری
battery charging rheostat U رئوستای باتری پر کن
impurities in battery U ناخالصیهای باتری
battery cradle U کلاف باتری
sediments U درد باتری
sediment U درد باتری
dry battery U باتری خشک
battery carrier U شاسی باتری
battery still U دیگ تقطیر باتری
plunge battery U باتری با الکترد شناور
group of battery plates U دسته صفحات باتری
separator U میان گیر باتری
battery connector U رابط پیل باتری
porosity of battery plate U تخلخل صفحه باتری
twenty four hour charge rate U امپر مجاز باتری
hardened battery plate U صفحه باتری سخت
reversed battery plate U صفحه باتری معکوس
backs U که یک باتری پشتیبان دارد
shedding of battery plate U ریزش صفحه باتری
back U که یک باتری پشتیبان دارد
ampere hour efficiency of storage batter U بازده باتری انبارهای
closed circuit battery U باتری با مدار بسته
battery hydrometer U چگالی سنج باتری
local action U تخلیه موضعی باتری
battery resistance U مقدار مقاومت باتری
battery steamer U کوره باتری بخاری
area of battery plate U سطح صفحه باتری
plate puller U انبر صفحه باتری
plate press U پرس صفحه باتری
pasted plate U صفحه باتری خمیری
faure plate U صفحه باتری خمیری
lead acid battery U باتری سرب- اسید
batteries U که یک باتری پشتیبان دارد
carbon battery plate U صفحه باتری کربنی
universal receiver U رادیو برق و باتری
thin plate battery U باتری صفحه نازک
idle voltage of battery U ولتاژ هرز باتری
cementation U سیمانی شدن باتری
cell tester U ولت سنج باتری
nickel iron battery U باتری نیکل-اهن
train lighting battery U باتری روشنایی ترن
battery U که یک باتری پشتیبان دارد
battery jar spacer U لایی فرف باتری
cutout relay U رله باتری پرکن
overdischarge of battery U تخلیه فرساینده باتری
cell connector U رابط پیل باتری
plante battery plate U صفحه باتری پلانته
heater battery U باتری گرم کننده
dry storage battery U باتری انبارهای خشک
low tension battery U باتری فشار ضعیف رادیو
The battery is dead. باتری خالی شده است.
cranking capacity of battery U فرفیت راه اندازی باتری
replenished U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishing U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
forming of battery plates U اماده سازی صفحات باتری
The battery is dead. باتری تمام شده است.
replenish U شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
glass separator U میان گیر شیشهای باتری
power pack U باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
total discharge U تخلیه الکتریکی عمیق [در باتری]
The battery is discharged (emptied). U باتری خالی شده است.
accumulator U باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
The engine runs by a battery. U این موتور با باتری کار می کند.
cathodes U ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
cathode U ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
batteries U استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
battery U استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
dry cell battery U باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
luggable U کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
invisible U مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
The capacity of a battery is typically expressed in milliamp-hours. U ظرفیت باتری به طور معمول در میلی آمپر در ساعت بیان می شود.
suspends U دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspend U دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspending U دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
retrain U ایجاد مجدد اتصال با کیفیت باتری وقتی که کیفیت خط خیلی بد باشد
charges U ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charge U ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
meter power supply U امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
refreshed U قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh U قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refreshes U قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
self- U قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
illumination by diffusion U روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
illuminating U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminate U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminates U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
daylit U روز روشن روشن کردن
daylight U روز روشن روشن کردن
drop cable U بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
times U آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
duct U لولهای که حاوی کابل هایی است که اطراف یک گروه کابل یک پوشش محافظ قرار دارد
time U آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
timed U آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
motorization U موتوری کردن
motorize U موتوری کردن
TDR U آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن
automotive U وسیله موتوری موتوری
explains U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explaining U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explained U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explain U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
ethernet U شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com