English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tie U متصل کردن مهار کردن مهار
ties U متصل کردن مهار کردن مهار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clamping U مهار کردن
clamps U مهار کردن
clamp U مهار کردن
clamped U مهار کردن
chuck U مهار کردن
chucking U مهار کردن
chucked U مهار کردن
chucks U مهار کردن
restrains U نگهداشتن مهار کردن
restraining U نگهداشتن مهار کردن
restrain U نگهداشتن مهار کردن
chucking automatic U مهار کردن خودکار
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
bolster plate U صفحه برای مهار کردن
triple team U سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
bindings U مهار کردن بار در روی پالت
binding U مهار کردن بار در روی پالت
stanchion U مهار یامحدودکردن تیر دار کردن
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
strings attached <idiom> U تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
control U کنترل کردن مهار کردن
controlling U کنترل کردن مهار کردن
controls U کنترل کردن مهار کردن
anchor block U بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
guy U مهار
halter U مهار
halters U مهار
controls U مهار
anchors U مهار
belaying pin U مهار
chainage U مهار
anchoring U مهار
anchor U مهار
bearing rein U مهار
unbridle U بی مهار
bond U مهار
restraints U مهار
restraint U مهار
anchorage U مهار
anchorages U مهار
frenum U مهار
make fast U مهار
spanned U مهار
spanning U مهار
spans U مهار
chucking U مهار
guide rope U مهار
braced U مهار
brace U مهار
span U مهار
guys U مهار
control U مهار
controlling U مهار
mooring ring U حلقه مهار
restrained U مهار شده
gripping jaw U فک مهار کننده
stayband U حلقه مهار
tawie U سست مهار
guy wire U سیم مهار
wiring harness U مهار سیم
bollards U میله مهار
bollard U میله مهار
holdfast U مهار گیر
electrical shant U مهار برقی
tie rod U میل مهار
mooring buoy U بویه مهار
mooring rope U طناب مهار
mooring swivel U مدور مهار
drogue U مهار چتری
mooring pendant U سیم مهار
stayed U تکیه مهار
stay U تکیه مهار
cross brace U مهار عرضی
martingale U مهار جلو
knee brace U مهار زانوئی
foot trap U مهار توپ با کف پا
mooring line U سیم مهار
daedman U مهار وزنی
span wire U سیم مهار
bollard U تیر مهار
bridle U مهار ناو
tractable U سست مهار
topping lift U مهار بالایی
knee-brace U مهار زانویی
bridled U زنجیر مهار
anchor rod U میل مهار
anchor pole U دیرک مهار
controlled U مهار شده
uncontrolled U مهار نشده
bridle U زنجیر مهار
bridled U مهار ناو
bridles U مهار ناو
angle-tie U مهار قطری
prony brake U مهار پرونی
angle-tie U مهار گوشه
ball control U مهار توپ
sag rod U مهار عرضی
sagrod U مهار عرضی
bridling U زنجیر مهار
bridling U مهار ناو
bridles U زنجیر مهار
raker U تیر مهار
arresting sheave U پل مهار هواپیما
clamping fixture U گیره مهار کننده
moorage U محل مهار کشتی
escalating U از مهار خارج شدن
escalates U از مهار خارج شدن
barricade U مهار هواپیما سد جاده
escalated U از مهار خارج شدن
escalate U از مهار خارج شدن
forward bow spring U طناب مهار کشتی
aircraft arresting U دستگاه مهار هواپیما
barricading U مهار هواپیما سد جاده
barricades U مهار هواپیما سد جاده
leg trap U مهار توپ با ساق پا
clamp U مهار گیره عقربک
anchored filament U افروزه مهار شده
mooring swivel U خودگر مهار مین
tie down U مهار هواپیما یا کشتی
clamps U مهار گیره عقربک
clamping sleeve U مفصل مهار کننده
aircraft arrestment U عملیات مهار هواپیما
buoy pendant U زنجیر مهار بویه
aircraft arresting hook U قلاب مهار هواپیما
restraining forces U نیروهای مهار کننده
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
clamping U مهار گیره عقربک
mooring line U طناب مهار مین
clamped U مهار گیره عقربک
barricaded U مهار هواپیما سد جاده
dragging-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
dragon-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
arresting system payout U بازده سیستم مهار هواپیما
clamping jaw U فکهای مهار کننده گیره
equitation U هنر سواری و مهار اسب
arresting sheave U ریل و سرسره مهار هواپیما
afterbow U طناب مهار سینه ناو
arresting net stanchion U قلاب تور مهار هواپیما
headfast U طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
shifted U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
hook cable U کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
shifts U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
blocking and chocking U مهار بار روی وسیله ترابری
uncleat U بازکردن طناب مهار قایق ازساحل
shift U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
arresting system purchase element U وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
forestay U مهار بین پیش دگل وعرشه کشتی
smothers U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothering U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
chock U قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
lie U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lies U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
fender U بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
safety valve U پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
cargo tie down point U محل مهار بار روی وسیله محل بستن محمولات
tie down U وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
loop sling U مهار حلقوی بار بند حلقوی
attaches U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attach U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
joined U متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins U متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
join U متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
connects U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
sling U بند مهار بند قلاب
slinging U بند مهار بند قلاب
slings U بند مهار بند قلاب
compacted U فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts U فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting U فشرده کردن بهم متصل کردن
compact U فشرده کردن بهم متصل کردن
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
joggle U متصل کردن
joggled U متصل کردن
joggles U متصل کردن
pan U متصل کردن
pan- U متصل کردن
joggling U متصل کردن
pans U متصل کردن
link U متصل کردن
tie down U متصل کردن
join U متصل کردن
applies U متصل کردن
apply U متصل کردن
applying U متصل کردن
adjoins U متصل کردن
adjoined U متصل کردن
joins U متصل کردن
connects U متصل کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com