English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
kill spring U فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unweight U کاستن فشار اسکی
drafting U راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
webbing U نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
pull the pace U جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
knee drop U فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
suck wheels U رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
wheel sucker U دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
buckles U زانو شدن خمیدگی زانو
buckled U زانو شدن خمیدگی زانو
buckle U زانو شدن خمیدگی زانو
ease turn U سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
diversionary landing U فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
plunging fire U تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
genuflects U زانو خم کردن
genuflecting U زانو خم کردن
to bend the knee U خم کردن زانو
genuflected U زانو خم کردن
genuflection U خم کردن زانو
genuflect U زانو خم کردن
genuflexion U خم کردن زانو
shortens U مختصر کردن کاستن
declined U تنزل کردن کاستن
declines U تنزل کردن کاستن
shorten U مختصر کردن کاستن
shortened U مختصر کردن کاستن
decline U تنزل کردن کاستن
declining U تنزل کردن کاستن
rises U بلندشدن
rise U بلندشدن
get up U بلندشدن
upheave U بلندشدن
defuse U خنثی کردن از وخامت کاستن
defused U خنثی کردن از وخامت کاستن
defusing U خنثی کردن از وخامت کاستن
defuses U خنثی کردن از وخامت کاستن
to shoot up U قدکشیدن بلندشدن
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
alpha herculis U الفا- زانو زده الفا- بر زانو نشسته
oversleeps U دیر از خواب بلندشدن
overslept U دیر از خواب بلندشدن
oversleep U دیر از خواب بلندشدن
oversleeping U دیر از خواب بلندشدن
goose step U رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
bingo U علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
shave down U کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
rocket U راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing U راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed U راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rockets U راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
control surface U کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
decelerating U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerate U از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
hug the rail U غلطیدن یا بلندشدن گوی کنارلبه خارجی میز بیلیارد درنتیجه پیچش گوی
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
force U قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forcing U قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forces U قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
spews U با فشار خارج کردن
spew U با فشار خارج کردن
spewed U با فشار خارج کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure . U اعمال فشار کردن
spewing U با فشار خارج کردن
elbows U زانو
pipe bend or knee U زانو
gooseneck U زانو
goose neck U زانو
knee high U تا زانو
marrow bones U زانو
hiza U زانو
mooreup U زانو
knapper U زانو
kneeler U زانو زن
elbow U زانو
knees U زانو
marrow bone U زانو
knee deep U زانو رس
elbowed U زانو
knee-deep U زانو رس
knee U زانو
geniculation U زانو
trap U زانو
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lightens U کاستن
decrease U کاستن
abates U کاستن
pared U کاستن
lowers U کاستن از
pares U کاستن
pare U کاستن
reduce U کاستن
detract U کاستن
lessens U کاستن
pull down U کاستن
lowering U کاستن از
disquantity U کاستن
lowered U کاستن از
lower U کاستن از
subtracts U کاستن
subtracting U کاستن
draw off U کاستن
subtract U کاستن
reduces U کاستن
lessen U کاستن
lessened U کاستن
lessening U کاستن
detracting U کاستن
detracted U کاستن
detracts U کاستن
to tone down U کاستن
reducing U کاستن
rebates U کاستن
extenuatextent U کاستن
discount U کاستن
discounted U کاستن
discounting U کاستن
abated U کاستن
abate U کاستن
to fine down U کاستن
discounts U کاستن
lightening U کاستن
rebate U کاستن
to cut down U کاستن از
lightened U کاستن
subtracted U کاستن
decreased U کاستن
decreases U کاستن
abating U کاستن
subrtraction U کاستن
lighten U کاستن
take a strain U وارد کردن فشار به طناب
diffusion U کم کردن از قدرت تخلیه فشار
kneecap U کاسه زانو
kneecaps U کاسه زانو
knee joint U مفصل زانو
tendinitis U ورم زانو
knee U زانو دارکردن
cross legged U چهار زانو
tendimitis U ورم زانو
hock U ختمی پس زانو
popliteal tendon U پی زیر زانو
popliteal artery U شریان پس زانو
kneel U زانو زدن
knee cap U گنده زانو
popliteus U ماهیچه پس زانو
weak kneed U سست زانو
weak-kneed U سست زانو
knee cap U کاسه زانو
knees U زانو دارکردن
knee hole U جای زانو
knee joint U زانو زانویی
knee piece U زانو بند
hercules U زانو زده
down on your knees U زانو بزنید
kneepan U کاسه زانو
herculis U زانو زده
patellae U کاسه زانو
patella U کاسه زانو
kneeled U زانو زدن
kneeling position U وضعیت به زانو
marrow bone U قاب زانو
scutum U کاسه زانو
kneels U زانو زدن
marrow bones U قاب زانو
kneehole U جای زانو
overknee U از زانو گذرنده
the water was overknee U اب از زانو میگذشت
knee-high U بلند تا سر زانو
knee pan U کاسه زانو
patellae U کشکک زانو
patella U کشکک زانو
decompress U ازفشارهوا کاستن
cheapened U ازقیمت کاستن
softens U خوابانیدن کاستن
softened U خوابانیدن کاستن
soften U خوابانیدن کاستن
cheapens U ازقیمت کاستن
to currail expensee U از هزینه کاستن
cheapen U ازقیمت کاستن
decrement U کاستن پلهای
disvalue U ازارزش کاستن
diminishable U قابل کاستن
cheapening U ازقیمت کاستن
abirritate U ازحساسیت کاستن
ingrate U تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
hydromatic U کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
patellate U مانند کاسه زانو
avalement U حالت فنری زانو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com