English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to prostrate a city U شهری را با خاک یکسان کردن
to raze a city to the ground U شهری را با خاک یکسان کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
autosync U خصوصیت یک مودم برای ارسال سیگنال دادههای یکسان به کامپیوتری که فقط سیگنالهای غیر یکسان را منتقل میکند
flat rate U نرخ یکسان تعرفه یکسان
urbanising U شهری کردن
citify U شهری کردن
urbanize U شهری کردن
urbanises U شهری کردن
urbanizing U شهری کردن
urbanizes U شهری کردن
urbanised U شهری کردن
urbanized U شهری کردن
To lay siege to a city . U شهری را محاصره کردن
assimilate U یکسان کردن
assimilated U یکسان کردن
assimilates U یکسان کردن
assimilating U یکسان کردن
assimilatc U یکسان کردن
constant angle arch dam U بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
to make even with the ground U با خاک یکسان کردن
equate U یکسان فرض کردن
rase U باخاک یکسان کردن
equates U یکسان فرض کردن
equated U یکسان فرض کردن
to lump them all together <idiom> U با همه یکسان رفتار کردن
coragne line U خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
To treat them all alike. (indiscriminately). U همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
asynchronous U ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
baud rate U وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
baud U وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
clock U مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clocks U مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
urban bundle U بقچه شهری [این روش گرچه قدیمی است ولی هنوز هم به عنوان معیاری جهت وزن کردن کلاف های پشم بکار می رود.]
municipal U شهری
urban <adj.> <noun> شهری
civil U شهری
towny U شهری
townspeople U شهری
twonsman U شهری
citizen U شهری
citizens U شهری
civic U شهری
city slicker U شهری
burgess U شهری
townee U شهری
townswoman U زن شهری
oppidan U شهری
town house U خانه شهری
urban rug U قالی شهری
urban population U جمعیت شهری
urban renewal U احیای شهری
locals U مکانی شهری
urban renewal U توسعه شهری
urban servitudes U خدمات شهری
local U مکانی شهری
urbanization U شهری سازی
town meeting U انجمن شهری
townsfolk U مردم شهری
streetcars U تراموای شهری
streetcar U تراموای شهری
interurban U داخل شهری
extra-mural U فرا شهری
people U تن [جمعیت شهری]
metropolitan U مادر شهری
tramcar U واگن شهری
town houses U خانه شهری
phiadelphian U شهری ازامریکا
placing U میدان شهری
places U میدان شهری
suburban U برون شهری
civil U خدمات شهری
place U میدان شهری
ley den U نام شهری در هلند
ephebe U شهری که از 81 تا 02 سال داشت
urbanism U اعتیاد بزندگی شهری
intercity train U قطار بین شهری
trolleybus U واگن برقی شهری
trolley car U واگن برقی شهری
civil defense U پدافند ازمناطق شهری
drop letter U نامه پست شهری
urbanity U اعتیاد بزندگی شهری
to patrol a town U شهری را گشت زدن
townswoman U دختر شهری فاحشه
sienna U نام شهری در ایتالیا
street car U راه اهن شهری
identic U یکسان
equal U یکسان
equaled U یکسان
equaling U یکسان
equalled U یکسان
equalling U یکسان
invariant U یکسان
akin U یکسان
of kin U یکسان
similar U یکسان
equals U یکسان
same U یکسان
similiar U یکسان
identical U یکسان
uniform U یکسان
uniforms U یکسان
cultures U عوارض شهری مناطق شهرنشین
culturing U عوارض شهری مناطق شهرنشین
culture U عوارض شهری مناطق شهرنشین
liverpudlian U اهل لیورپول شهری ازانگلیس
town meeting U انجمن بلدی شورای شهری
mushroom city U شهری که زود ترقی میکند
intercity train U قطار بین شهری با توقف
exurb U ناحیه یا منطقهء خارج شهری
toll call U مخابره تلفنی خارج شهری
inverness U اینورس نام شهری دراسکاتلند
urban U مربوط به شهر مراکز شهری
Coventry U نام شهری است درانگلستان
A series of city improvement works. U یکرشته کارهای عمرانی شهری
post town U شهری که پستخانه مستقل دارد
toll calls U مخابره تلفنی خارج شهری
uniform movement U جنبش یکسان
solid U یکسان فضائی
identically U بطور یکسان
standards U یکسان معیار
equably U بطور یکسان
standard U یکسان معیار
uniformly U بطور یکسان
alike U شبیه یکسان
spreading U پخش یکسان
uniforms U یک شکل یکسان
uniform U یک شکل یکسان
solids U یکسان فضائی
Urban tissue sites U سایت های بافت فرسوده شهری
county borouh U شهری که بیش از 00005تن نفوس دارد
urbiculture U مسائل ومشکلات زندگی شهری وشهرها
streetwise U ماهر در برخورد با مشکلات و خشونتهای شهری
laodicean U شهری از فروغیه که دردیانت وسیاست ومانندانهافائزاست
The city was razed to the ground. U شهر با خاک یکسان شد
equal appearing intervals U فاصلههای یکسان نما
isoelectronic U دارای الکترونهای یکسان
coconsciousness U ادراک چیزهای یکسان
nuclear parity U قدرت اتمی یکسان
to kiss the dust U باخاک یکسان شدن
equally appearing difference U تفاوتهای یکسان نما
balanced design U طرح با تراز یکسان
it ius all one to me U برای من یکسان است
without distinction U بدون فرق یکسان
coconscious U ادراک چیزهای یکسان
corporate town U شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد
dry town U شهری که فروش نوشابه دران ممنوع است
derby U نام شهری در انگلیس مسابقه اسب دوانی
derbies U نام شهری در انگلیس مسابقه اسب دوانی
wilton U نام شهری در جنوب " ویلت شایر" انگلستان
irregular polygon U شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
method of equal appearing intervals U روش فاصلههای یکسان نما
balance U برای همه خطاها یکسان است
plug U امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plugging U امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
balances U برای همه خطاها یکسان است
plugs U امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
shannon U انتخابی بین دو واقعه بااحتمال یکسان
It is exact to hair. U مو نمی زند ( کاملا"یکسان است )
an e. battle U جنگی که برای دو طرف یکسان است
domestic intercity freight traffic U حمل نقل بار بین شهری بوسیله راه آهن
frequencies U فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
equisignal zone U منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
external U ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
externals U ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
Hamming code U تعداد ارقامی که در دو کلمه با طول یکسان متفاوتند
logical U تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
frequency U فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
municipium U شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
peering U هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peered U هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peer U هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
differential laser gyro U دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
isocracy U حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
democratic network U شبکه همان که همه ایستگاهای آن حق تقدم یکسان دارند
duplication check U بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
isodynamic line U خطی در روی نقشه که بوسیله ان جاهایی که زورمغناطیسی درانها یکسان است
homograph U کلمهای که املای ان باکلمه دیگر یکسان ولی معنی ان مختلف باشد
homonym U کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
identity U دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identities U دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
isoclinal line U خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
universal time U زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
bogota U نام شهری در جمهوری کلمبیای امریکا که در سال 8491 کنفرانسی در ان منعقدشد و سازمان دولتهای امریکایی را به وجود اورد
isochronous network U شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
rhumb line U خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
out of step U دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
pascal U فشار وارد بریک نقطه صرف نظر از شتاب ناشی از گرانش در همه جهات یکسان میباشد
multiplex U سیستم تنظیم تقسیم که تمام کانال ها حاوی داده با استفاده از پروتکل یکسان و نرخ ارسال هستند
murage U مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
erasers U در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
eraser U در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
isoclinic line U خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
pin U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinned U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
letter quality printing U خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
dual U دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
departmental LAN U شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
isocratic U دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
combinatorics U محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
noncompatibility U دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com