English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
parcenary U شرکت مشاع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
coparcener U شریک مشاع دارای حق مشاع
joint U مشاع
held in common U مشاع
held in undivided shares U مشاع
in common U مشاع
joint ownership U مالکیت مشاع
collctive land U زمین مشاع
joint owner U مالک مشاع
estate in common U مالکیت مشاع
estate in joint tenancy U واگذاری مشاع
parcener U شریک مشاع
collective ownership U مالکیت مشاع
joint U شرکتی مشاع
collective land U زمین مشاع
common U مشاع بودن
undivided share U حصه مشاع
commonest U مشاع بودن
commoners U مشاع بودن
adjunction U ضمیمه مشاع سازی
tenancy in common U استیجارمشاع اجاره مشاع
severalty U زمین غیر مشاع
in severalty U بطور غیر مشاع
joint owner U در جمع مالکین مشاع
letterhead U مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads U مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation U شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
constituent company U شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
limited company U شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
international finance corporation U شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company U شرکت مادر شرکت مرکزی
private U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource U به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless U شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
house U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
business group U شرکت سهامی [شرکت]
body corporate U شرکت شرکت سهامی
estate in common U درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
joint ownership U اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
partnerships U شرکت
partnership U شرکت
enterprises U شرکت
company U شرکت
enterprise U شرکت
concern U شرکت
concerns U شرکت
association U شرکت
EIS U ول شرکت
businesses U شرکت
fellowsh U شرکت
business U شرکت
participation U شرکت
consociation U شرکت
corporations U شرکت
associations U شرکت
corporation U شرکت
cahoot U شرکت
firms U شرکت
firmest U شرکت
firmer U شرکت
firm U شرکت
hand U شرکت
handing U شرکت
contributions U شرکت
contribution U شرکت
incorporation U شرکت
houses U شرکت
companies U شرکت
housed U شرکت
house U شرکت
giant corporation U شرکت بزرگ
go into U شرکت کردن در
mutual company U شرکت تعاونی
cooperative company U شرکت تعاونی
cooperative U شرکت تعاونی
doctor to the company U پزشک شرکت
memorandom of association U اساسنامه شرکت
compulsory partnership U شرکت قهری
cooperative society U شرکت تعاونی
dissolution of partner ship U فسخ شرکت
winding up of a company U انحلال شرکت
electric company U شرکت برق
employer's liability insurance company U شرکت بیمه
dissolution of a company U انحلال شرکت
datapro U یک شرکت تحقیقاتی
general partnership U شرکت تضامنی
corporativism U شرکت گرایی
corporately U بصورت شرکت
corporate appraisal U ارزیابی شرکت
participating U شرکت کننده
acting company U شرکت عامل
affiliated company U شرکت وابسته
aiding and abetting U شرکت در جرم
article of a company U اساسنامه شرکت
article of association U اساسنامه شرکت
corporatism U شرکت گرایی
subsidiary U شرکت تابعه
societies U شرکت کمیته
society U شرکت کمیته
private enterprise U شرکت خصوصی
joint-stock companies U شرکت سهامی
joint-stock company U شرکت سهامی
articles of assosiation U اساسنامه شرکت
artieles of association U شرکت ناور
commercial company U شرکت تجاری
commercial firm U شرکت تجارتی
company law U قوانین شرکت
company network U شبکه شرکت
company seal U مهر شرکت
company secretary U منشی شرکت
company union U اتحادیه شرکت
economic unit U خانوار شرکت
civil partnership U شرکت مدنی
associated company U شرکت وابسته
associative U شرکت پذیر
associativity U شرکت پذیری
branch of a company U شعبه شرکت
certificate of incorporation U شرکت نامه
champerty U شرکت در دعوا
subsidiaries U شرکت تابعه
sit in on <idiom> U شرکت درجلسه
trading company U شرکت تجارتی
to sit out U شرکت نداشتن در
to play at U شرکت کردن در
tandy corporation U شرکت Tandy
take a hand at U شرکت کردن در
subsidiary company U شرکت فرعی
stock company U شرکت سهامی
sit out U شرکت نداشتن در
shipping company U شرکت کشتیرانی
shipping agent U شرکت حمل
proportional liability partnership U شرکت نسبی
private corporation U شرکت خصوصی
unlimited liability company U شرکت تضامنی
voluntary partnership U شرکت اختیاری
play ball with someone <idiom> U شرکت منصفانه
C.O U مخفف شرکت
airlines U شرکت هواپیمایی
airline U شرکت هواپیمایی
winding up U انحلال شرکت
private company U شرکت خصوصی
participative U شرکت کننده
joint stock company U شرکت سهامی
joint stock U شرکت سهامی
to take part [in] U شرکت داشتن [در]
inveluntary partnership U شرکت قهری
invalidation of company U بطلان شرکت
intel corporation U شرکت اینتل
insurance company U شرکت بیمه
house flag U پرچم شرکت
holding company U شرکت مالک
holding company U شرکت مرکزی
proprietary company U شرکت خصوصی
participable U شرکت بردار
participable U شرکت کردنی
parent company U شرکت اصلی
parent company U شرکت مادر
parcenary U شرکت در ارث
share [in] U شرکت [سهم] [در]
pall bearer U شرکت میکند
a stand-alone company U یک شرکت مستقل
ncr corporation U شرکت NCR
microsoft corporation U شرکت مایکروسافت
memorandum of association U اساسنامه شرکت
stand-in U شرکت کردن
complicity U شرکت در جرم
participation U شرکت در جرم
assist U شرکت جستن
participation U شرکت کردن
assisted U شرکت جستن
assisting U شرکت جستن
assists U شرکت جستن
principals U شرکت اصلی
contributes U شرکت کردن
corporation U شرکت سهامی
contributors U شرکت کننده
contributor U شرکت کننده
participant U شرکت کننده
partook U شرکت کردن
liquidation U تصفیه شرکت
stand in U شرکت کردن
stand-ins U شرکت کردن
partnership U شرکت تضامنی
participates U شرکت کردن
contribute U شرکت کردن
contributed U شرکت کردن
participated U شرکت کردن
participate U شرکت کردن
partnerships U شرکت تضامنی
contributing U شرکت کردن
corporations U شرکت سهامی
principal U شرکت اصلی
partakes U شرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com