Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
modulation
U
سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
modulating
U
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates
U
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate
U
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
radiological monitoring
U
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
electromagnetic waves
U
امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves
U
امواج الکترومغناطیسی
confusion reflector
U
وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
pulsing
U
پرتاب امواج انرژی
radiation scattering
U
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control
U
کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
vor
U
وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
trapping
U
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
spacing impulse
U
نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
attenuation factor
U
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
monitored
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
beacon
U
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
junk surf
U
امواج نامناسب برای موج سواری
beacons
U
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
radar mile
U
زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
homing device
U
رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
cw system
U
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
emissions
U
تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emission
U
تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
CB
U
مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
homing
U
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
ground swell
U
امواج
electromegnetic energy
U
انرژی الکترومغناطیسی
incoherent waves
U
امواج همدوس
spoondrift
U
ترشح امواج
electromagnetic waves
U
امواج الکترومگنتیک
ground waves
U
امواج زمینی
tosser
U
دستخوش امواج
gravity waves
U
امواج ثقلی
gravitational waves
U
امواج جاذبه
gravitational waves
U
امواج گرانشی
sky wave
U
امواج اسمانی
brain waves
U
امواج مغزی
pulsing
U
ضربان امواج
crashing waves
U
امواج خروشان
wander wave
U
امواج سیار
emissions
U
انتشار امواج
interference
U
تداخل امواج
thermal waves
U
امواج گرمایی
the waves of the sea
U
امواج دریا
emission
U
انتشار امواج
reverberations
U
برگشت امواج
reverberation
U
برگشت امواج
oscilloscope
U
اشکارسازی امواج
tidal waves
U
امواج جزرومدی
transient wave
U
امواج سیار
hertzian waves
U
امواج هرتز
pulsed
U
امواج ضربانی
radio waves
U
امواج رادیویی
pulse
U
امواج ضربانی
density of the total electromagnetic ene
U
چگالی انرژی الکترومغناطیسی
radio sextant
U
گیرنده امواج کیهانی
reverberations
U
برگشت دادن امواج
tidal wave
U
امواج جذر و مدی
reverberation
U
برگشت دادن امواج
conical scanning
U
انتشار مخروطی امواج
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
interference area
U
ناحیه ی تداخل امواج
interference zone
U
ناحیه ی تداخل امواج
the wares beat the shore
U
خوردن امواج به ساحل
high freqyency aerial
آنتن امواج بلند
wave band
U
دسته امواج رادیو
echoing
U
برگشت امواج رادار
airwave
U
امواج رادیو و تلویزیون
propagation
U
پخش امواج یا اعلامیه
hertzian wave
U
امواج هرتز hertz
bleeding
U
باند تداخل امواج
attenuation
U
افت قدرت امواج
conical scanning
U
ردیابی امواج به طورمخروطی
echo
U
برگشت امواج رادار
echoes
U
برگشت امواج رادار
echoed
U
برگشت امواج رادار
the waves beats or the shore
U
امواج به ساحل می کوبد
diathermy interference
U
تداخل امواج دیاترمی
inductive interference voltage
U
ولتاژ تداخل امواج القائی
sea foam
U
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
wave period
U
زمان تناوب امواج دریا
oscillations
U
تفکیک امواج اشکار سازی
spume
U
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
radar imagery
U
عکاسی به وسیله امواج رادار
beam width
U
عرض ستون امواج رادار
numbered wave
U
امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
ocean foam
U
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
altitude delay
U
افت ارتفاع امواج رادار
beach foam
U
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
oscillation
U
تفکیک امواج اشکار سازی
convergence zone
U
منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
back scattering
U
پخش معکوس امواج رادیویی
oscillator
U
تفکیک کننده امواج اشکارساز
oscillograph
U
دستگاه ثبت نوسان امواج
emitter
U
منتشر کننده پس دهنده امواج
assault waves
U
امواج هجومی نفرات و وسایل
sweep jamming
U
امواج سیار پارازیت رادیویی
oscilloscope
U
دستگاه نشان دهنده امواج
radio navigation
U
ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
surface reverbration
U
امواج برگشتی سطحی رادار
awash
U
سرگردان بر روی امواج دریا
coastal refraction
U
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
cynometer
U
دستگاه اندازه گیری امواج
homing mine
U
مین حساس به انعکاس امواج
back scattering
U
توزیع معکوس امواج رادیویی
sea return
U
امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
carrier frequency
U
فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
angstrom
U
واحد اندازه گیری طول امواج
balloon reflector
U
بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
omnidirectional
U
گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
sound box
U
جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
repeater jammer
U
دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
operating signal
U
چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
doppler effect
U
اثر برگشت امواج روی فرستنده
oscilloscope
U
دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
influence mine
U
مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
carrier wave
U
موج حامل امواج رادار یا بی سیم
warbles
U
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
active mine
U
مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
high frequency interference
U
تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
coastal refraction
U
تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
warbling
U
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
reverberation index
U
دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
lotic
U
زیست کننده بر روی امواج سریع السیر
scend
U
در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
warble
U
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
equisignal zone
U
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
ground waves
U
امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
warbled
U
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
bang
U
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
electroencephalograph
U
دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
banged
U
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
influence sweep
U
پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
banging
U
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bangs
U
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
low frequency
U
امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
hypersonic
U
دارای سرعتی پنج یا شش برابر امواج صوتی در فضا
microphone
U
وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
sonar
U
دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
CB
U
رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
terrain return
U
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
microphones
U
وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
cardinal points effect
U
اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
homing adaptor
U
تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
radioactivity
U
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
fan marker
U
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
asdic
U
دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
ultrasonic inspection
U
متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
triple point
U
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
scheduled wave
U
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
homing guidance
U
هدایت هواپیما یا موشک بااستفاده از امواج رادار هدایت الکترونیکی
excitation
U
انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
chaff
U
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
skin paint
U
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
imit ative deception
U
فریب ایستگاههای گیرنده دشمن با تقلید امواج ایستگاههای ان
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
high frequency
U
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
radio wave
U
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
carrier
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
railings
U
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railing
U
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
overhauls
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
inductive interference
U
تداخل امواج القائی انترفرنس القائی
radio interference
U
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
potential
U
توانایی انرژی برای کار کردن
jigs
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
CSMA CD
U
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
wireless network
U
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
floated
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floats
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
float
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
electroencephalogram
U
منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
floppy
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disks
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy discs
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disk
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppies
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
staging
U
سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
embarks
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarked
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embark
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarking
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
radar return
U
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
point of sale
U
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
blips
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip
U
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
asynchronous
U
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
backwards
U
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward
U
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
guided propagation
U
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com