English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
callosity U سخت شدن یا پینه کردن پوست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scleroderma U مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
clavus U میخچه [پزشکی] [ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
corn U میخچه [پزشکی] [ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
to p up U پینه کردن
revamping U وصله پینه کردن
revamp U وصله پینه کردن
revamped U وصله پینه کردن
inure or en U پینه خورده کردن
revamps U وصله پینه کردن
indurate U پینه خورده کردن
cobbles U سنگ فرش کردن پینه دوزی
cobble U سنگ فرش کردن پینه دوزی
endermic U انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
dermatological U مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
bunions U پینه پا
bunny rabbits U پینه
bunny rabbit U پینه
bunny U پینه
bunnies U پینه
callus U پینه
bunion U پینه پا
calluses U پینه
patched U پینه دار
callose U پینه دار
inurement U پینه خوردگی
callous U پینه خورده
ladybeetle U پینه دوز
engrained U پینه خورده
induration U پینه خوردگی
ladybugs U پینه دوز
lady clock U پینه دوز
ladybug U پینه دوز
lady bug U پینه دوز
cobblers U پینه دوز
cobbler U پینه دوز
callous U پینه زدن
patchery U پینه دوزی
skinning U پوست کندن با پوست پوشاندن
skin U پوست کندن با پوست پوشاندن
skins U پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned U پوست کندن با پوست پوشاندن
sclerous U متصلب پینه خورده
seared conscience U وجدان پینه خورده
sitfast U پینه در پشت اسب
soutar U کفاش پینه دوز
calluses U پینه استخوانی گیاه
mending U وصله پینه شدنی
callus U پینه استخوانی گیاه
souter U کفاش پینه دوز
indurate U پوست کلفت کردن
slough U پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
hard handed U دارای دستهای پینه خورده سخت گیر
threshes U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshed U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
thresh U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshing U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
taxidermist U ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
tan U باحمام افتاب پوست بدن راقهوهای کردن
dicker U مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
peel U پوست انداختن پوست
peels U پوست انداختن پوست
tegumnentum U پوست طبیعی پوست
shelling U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
incrust U با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
xanthochroid U شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
skin U پوست
tegmentum U پوست
barked U پوست
hides U پوست
skinned U پوست
rinds U پوست
integument U پوست
hull U پوست
skins U پوست
neurilemma or lema U پوست پی
bark U پوست
tegmen U پوست
husks U پوست
peltry U پوست
skinless U بی پوست
dermis U پوست
parer U پوست کن
goatskins U پوست بز
goatskin U پوست بز
cuticle U پوست
peel پوست
husk U پوست
shale U پوست
peels U پوست
hide U پوست
barking U پوست
barks U پوست
scalp U پوست سر
skinning U پوست
flayer U پوست کن
goat U پوست بز
encrustations U پوست
stripper U پوست کن
strippers U پوست کن
crustal U پوست
shelling U پوست
encrustation U پوست
peeling U پوست
goats U پوست بز
shells U پوست
shell U پوست
rind U پوست
swanskin U پوست قو
hulls U پوست
tunc U پوست
cortices U پوست
cortex U پوست
skinner U پوست کن
glume U پوست
dermatalgia U پوست
debark U پوست کندن از
cutis U پوست زیرین
pelts U پوست کندن
fret U پوست را بردن
decorticate U پوست کندن از
beaver U پوست سگ ابی
beavers U پوست سگ ابی
phyma U برامدگی پوست
periderm U پوست اطراف
periderm U پوست برونی
rhytidome U پوست درخت
skins U پوست پوستی
skinning U پوست پوستی
pityriasis U شوره پوست
pelt U پوست کندن
impassive U پوست کلفت
flense U پوست کندن
skinned U پوست پوستی
pelted U پوست خام
skin U پوست پوستی
vellum U پوست گوساله
flench U پوست کندن
pelts U پوست خام
pelted U پوست کندن
frets U پوست را بردن
pelt U پوست خام
corticated U پوست دار
aboveboard U پوست کنده
husked U پوست کنده
calfskin U پوست گوساله
hulled U پوست کنده
kid skin U پوست بزغاله
kipskin U دسته پوست
shelled U پوست دار
crocodiles U پوست سوسمار
crocodile U پوست سوسمار
hardshell U سخت پوست
hard shell U سخت پوست
sheepskin U پوست گوسفند
picked U پوست کنده
calf skin U پوست گوساله
hypodermis U پوست زیرین
impassiveness U پوست کلفتی
corticate U پوست دار
barky U پوست دار
bast U پوست درخت
blach hulled U سیاه پوست
apple peel U پوست سیب
bearskin U پوست خرس
broadtail U پوست بره
webbed U پوست دار
maces U پوست جوز
mace U پوست جوز
alphosis U بیرنگی پوست
albinism U سفیدی پوست
in plain english U پوست کنده
taxidermy U پوست ارایی
malacodermous U نرم پوست
malicorium U پوست انار
peeler U پوست کننده
flays U پوست کندن از
chafing U پوست رفتگی
chafes U پوست رفتگی
chafe U پوست رفتگی
lambskin U پوست بره
pachydermatous U ستبر پوست
pachydermatous U پوست کلفت
pachydrmatous U پوست کلفت
lambskins U پوست بره
papillose U مانندبرامدگی پوست
parachroma U بیرنگی پوست
cuticular U وابسته به پوست
parer U پوست تراش
peltmonger U پوست فروش
percutaneous U از راه پوست
glumaceous U پوست دار
onionskin U پوست پیاز
flaying U پوست کندن از
peelers U پوست کننده
melanic U سیاه پوست
hulls U پوست کندن
melanotic U سیاه پوست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com