English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
approach schedule U برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
control surface U کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
aldis lmap U چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
contact lights U چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
air strip U باند فرودگاه
runways U باند فرودگاه
runway U باند فرودگاه
airstrips U باند فرودگاه
airstrip U باند فرودگاه
strip U باند فرود
landing strips U باند فرود
run way U باند فرود
landing strip U باند فرود
approach end U ابتدای باند فرود
air strip U باند فرود یاپرواز
landing mat U باند فرود اضطراری
taxiing U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxied U حرکت هواپیماها روی باند فرود
strip alert U اماده باش روی باند فرود
taxies U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxi U حرکت هواپیماها روی باند فرود
heliports U باند فرود و پرواز هلی کوپتر
heliport U باند فرود و پرواز هلی کوپتر
strip U نوار مین گذاری باند فرود موقتی
full beam spread U باند کامل روشن کننده
teleran system U نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
interband transition U انتقال باند- باند
turn off guidance U هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
straps U باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
strap U باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
bingo U علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
illumination U روشن کردن منطقه روشنایی
illuminations U روشن کردن منطقه روشنایی
bands U باند
band U باند
band width U باند
wavebands U باند موج
Citizens' Band U باند خصوصی
Citizens' Band U باند شهروندان
frequency band U باند فرکانس
runway U باند پرواز
intermediate band U باند میانی
side band U ساید باند
wave band U باند موج
waveband U باند موج
broad band U پهن باند
guard band U باند نگهبان
approach line U خط تقرب به باند
bands U باند بانداژ
energy band U باند انرژی
wideband U پهنای باند
hachi maki U باند دور سر
k band U باند فرکانس
baseband U باند پایه
runways U باند پرواز
interband U باند میانی
p band U باند فرکانس
approach route U مسیرفرود به باند
band U باند بانداژ
Gate U ورودی به باند
photographic strip U باند عکاسی
band width U پهنای باند
broad band U باند پهن
bandwidth U پهنای باند
broadband U پهن باند
error band U باند خطا
side band U باند کناری
strapping U باند پیچی
x band U باند فرکانس
j band U باند فرکانس
x band U باند- ایکس
frequency band U باند بسامد
The lights of the aircraft were blinking. U چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
ground speed U سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
narrowband U پهنای باند باریک
nominal bandwidth U پهنای باند نامی
band switch U کلید تغییر باند
mine strip U باند مین گذاری
memory bandwidth U پهنای باند حافظه
interband telegraphy U تلگراف باند میانی
modulation handwidth U پهنای باند مدولاسیون
approach route U مسیر تقرب به باند
aperiodic antenna U انتن با باند گسترده
broadband exchange U تعویض پهن باند
broadband antenna U انتن با باند گسترده
launching pad U باند پرتاب موشک
bleeding U باند تداخل امواج
broadband channel U مجرای پهنای باند
broadband channel U کانال پهن باند
frequency band compression U تراکم باند فرکانس
broadband amplifier U فزونساز باند گسترده
launching pads U باند پرتاب موشک
wideband channel U کانال پهن باند
long wave band U باند موج بلند
wideband channel U مجرای پهن باند
image band U باند فرکانس تصویر
frequency band width U پهنای باند فرکانس
overshooting U فرودسایشی هواپیما روی باند
overshoot U فرودسایشی هواپیما روی باند
asymmetrical sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
vestigial sideband transmission U پخش باند جانبی مانده
impluse bandwith U پهنای باند ضربه جریان
overshoots U فرودسایشی هواپیما روی باند
intermediate frequency band filter U صافی باند فرکانس میانی
roll out U دویدن هواپیما روی باند
approach time U زمان نزدیک شدن به باند
band pass filter circuit U مدار صافی باند پاس
band change switch U کلید تغییر باند فرکانس
input output bandwidth U پهنای باند ورودی- خروجی
interband recombination U ترکیب مجدد باند میانی
angle of departure U زاویه صعود هواپیما از روی باند
landing strip U باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
gantlope U باند برای دست دعوت به مارزه
gantelope U باند برای دست دعوت به مبارزه
landing strips U باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
traffic control U کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
arresting barrier U چتر کم کننده سرعت هواپیمادر روی باند
aggregates U کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregate U کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
baseband U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base band U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
in band signalling U ارسال داده که سیگنال حمل آن در پهنای باند کابل یا رسانه ارسالی است
taximan U متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
baseband U روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band U روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
airport traffic area U منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
recovery airfield U فرودگاه مخصوص فروداضطراری هواپیماهافرودگاه یدکی
band project filter U فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
fractional U اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
stream takeoff U حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
G. U استاندارد در چند رسانهای و مستقیم مخابرات برای موضوع سیگنال صوتی با پهنای باند a کیلوهرتز که روی کانال ای با فرفیت a کیلوبایت در ثانیه ارسال میشود
runways U راه پرواز باند پرواز
runway U راه پرواز باند پرواز
taxiway U راه تاکسی یا باند تاکسی
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
ground readiness U اماده باش در روی زمین اماده بودن هواپیماها درروی باند اماده باش زمینی
cell relay U روش ارسال بستههای اطلاعاتی روی یک شبکه باند وسیع مثل roadband ISDN مثلاگ سیسیتم ATM داده را با حرکت خانههای داده بین گره ها در یک شبکه گسترده منتقل میکند
pioneer heliport U فرودگاه هلی کوپتر صحرایی فرودگاه موقت
approaches U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
illumination by diffusion U روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
fibre distributed data interface II U استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
fiber U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres U که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
diversionary landing U فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
ease turn U سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
plunging fire U تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
illuminating U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminates U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminate U چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
iceblink U روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
it is insensitive to light U روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
approach formation U صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
daylight U روز روشن روشن کردن
daylit U روز روشن روشن کردن
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
explained U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explaining U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explain U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explains U روشن کردن باتوضیح روشن کردن
navigation light U چراغهای ناوبری
battle lights U چراغهای جنگی
breakdown lights U چراغهای عدم کنترل
side lights U چراغهای طرفین ناو
outdoor lighting fixtures U چراغهای روشنائی محوطه
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
Christmas trees U جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
Christmas tree U جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
wheel load U فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
to i. light from anything U گذر کردن روشنایی
footlights U ردیف چراغهای جلو صحنه نمایش ومانند ان
signal light U چراغهای سفید و سرخ اعلام رای وزنه برداری
kill spring U فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
light U هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
lightest U هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
lighted U هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
lime light U روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
illuminati U روشن ضمیران روشن فکران
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
refresh U روشن کردن
clear U : روشن کردن
illume U روشن کردن
to bring tl light U روشن کردن
emblaze U روشن کردن
refreshed U روشن کردن
elucidates U روشن کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com