English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
double leg and inside turnover U دوخم با عوض کردن دست شبیه سر و ته یکی مخالف یایک پا رو کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
offsetting U دوخم کردن
offset U دوخم کردن
to heave a ship down U کشتی رابرای پاک کردن بیک سوکشیدن یایک برکردن
offset U دوخم
gosseneck U دوخم
offsetting U دوخم
offsetting U دوخم شدگی
offset U دوخم شدگی
bracket moulding U [بستی به شکل دوخم]
simplex circuit U مدار سیمپلکس مخابراتی یایک خطه
fauna U کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
antisocial U مخالف اصول اجتماعی مخالف اجتماع
antagonised U مخالف کردن
antagonises U مخالف کردن
disaccord U مخالف کردن
dis- U مخالف کردن
antagonising U مخالف کردن
antagonize U مخالف کردن
antagonized U مخالف کردن
antagonizes U مخالف کردن
reluctate U مخالف کردن
antagonizing U مخالف کردن
gooseneck U هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
to set at variance U با هم بد کردن باهم مخالف ت
negative voice U رای مخالف رد کردن
service peculiar U امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
to hatch a conspiracy against somebody U مخالف کسی دسیسه کردن
to lobby against [for] somebody U سخنرانی وتبلیغات کردن مخالف [طرفداری از] کسی
leg attack and waist control U زیر یک خم با عوض کردن دست با مایه سر و ته یکی مخالف
pinnulate U شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated U شبیه برگچه شبیه بالچه
likened U شبیه کردن
liken U شبیه کردن
likens U شبیه کردن
likening U شبیه کردن
bus network U سیستمی که در ان تمام ایستگاهها یا دستگاههای کامپیوتری توسط بکارگیری یک کانال مشترک توزیعی یایک گذارگاه با هم دیگر ارتباط برقرار می کنند شبکه گذری شبکه خطی
simulate U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
nosegay U دسته گل یایک دسته علف
sortie U پرواز یک هواپیما یایک پرواز
sorties U پرواز یک هواپیما یایک پرواز
assimilating U هم جنس کردن شبیه ساختن
bellow U صدای شبیه نعره کردن
bellowed U صدای شبیه نعره کردن
assimilated U هم جنس کردن شبیه ساختن
bellowing U صدای شبیه نعره کردن
assimilates U هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilate U هم جنس کردن شبیه ساختن
imagery U شبیه سازی عکاسی کردن
simulating U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
simulates U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
to feel like something U احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
digital sorting U روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
to set by the ears U باهم بدکردن باهم مخالف کردن
to set at loggerheads U باهم بد کردن باهم مخالف کردن
contrary U مخالف
dissenting U مخالف
gainsayer U مخالف
gainst U مخالف
by the ears U مخالف
opponents U مخالف
non content U مخالف
opponent U مخالف
opposit U مخالف
oppositive U مخالف
averse U مخالف
irreconcilable U مخالف
alien U مخالف
gyaku U مخالف
against U مخالف
foes U مخالف
antagonists U مخالف
foe U مخالف
repugnant U مخالف
aliens U مخالف
converses U مخالف
hostile U مخالف
conversed U مخالف
converse U مخالف
conversing U مخالف
resistent U مخالف
adverse U مخالف
out of keeping U مخالف
adversaries U مخالف
adversary U مخالف
oppositionist U ضد مخالف
dissidence U مخالف
contra U مخالف
inadvisable U مخالف
conflicting U مخالف
dissidents U مخالف
contradictive U مخالف
unfavorable U مخالف
contradictions U مخالف
controvertist U مخالف
contrariant U مخالف
anie U مخالف
antagonist U مخالف
antipodal U مخالف
at d. U مخالف
dissident U مخالف
oppugner U مخالف
with U مخالف
at outs U مخالف
oppugnant U مخالف
contradiction U مخالف
contrary to U مخالف
contradictory U مخالف
counter ion U یون مخالف
contrary to the law U مخالف قانون
countersuggestion U تلقین مخالف
upstream <adj.> <adv.> U مخالف جریان
diverse U مختلف مخالف
counterview U عقیده مخالف
reversed U شکستنی مخالف
against the current <adv.> U مخالف جریان
to be in the opposition U مخالف بودن
against the stream <adv.> U مخالف جریان
reluctancy U بیزاری مخالف
reverses U شکستنی مخالف
reluctance U بیزاری مخالف
reversing U شکستنی مخالف
defier U مخالف کننده
no U منفی مخالف
crosscurrent U جریان مخالف
windbound U باد مخالف
conned U رای مخالف
countered U درجهت مخالف
conflictive U مغایر مخالف
overthwart U بالحن مخالف
illegal U مخالف قانون
overthwart U بطور مخالف
con U رای مخالف
conning U رای مخالف
prevailing wind U باد مخالف
cons U رای مخالف
dissenter U مخالف ناراضی
dissenters U مخالف ناراضی
at odds <idiom> U مخالف بودن
oppositely U بطور مخالف
In the opposite direction . U درجهت مخالف
take a dim view of <idiom> U مخالف بودن
in the opposite direction. U در جهت مخالف
headwinds U باد مخالف
contraposition U مفهوم مخالف
contralateral muscles U عضلات مخالف
dissentient U مخالف معاند
dissenting opinion U نظر مخالف
divert action U عملیات مخالف
obscurantist U مخالف اصلاحات
vice versa U در جهت مخالف
contra flow U جهت مخالف
countering U درجهت مخالف
counter U درجهت مخالف
loggerheads U مخالف - جنگجو
The opposition parties . U احزاب مخالف
crosswinds U باد مخالف
veto U رای مخالف
the a party U طرف مخالف
bucking voltage U ولتاژ مخالف
antagonist U عضله مخالف
anti semitism U مخالف با یهودیان
antagonists U عضله مخالف
dissent U رای مخالف
contradict U مخالف بودن با
aversely U بطور مخالف
vetoed U رای مخالف
antipathy U احساس مخالف
vetoing U رای مخالف
crosswind U باد مخالف
defiant U معاند مخالف
vetoes U رای مخالف
impolitic U مخالف مصلحت
head wind U باد مخالف
adversely U بطور مخالف
anti- U به معنای "مخالف "
dissented U رای مخالف
dissents U رای مخالف
against nature U مخالف طبیعت
anti U مخالف علیه
reverse U شکستنی مخالف
ill humored U مخالف ترشرو
anti parallel feeding U تغذیه مخالف
antimonaechical U مخالف سلطنت
antipapal U مخالف پاپ
antislavery U مخالف بردگی
antitrust U مخالف تشکیل
standpat U مخالف تغییر
opponents U طرف مخالف
contradicts U مخالف بودن با
opponent U طرف مخالف
dissenting U مخالف معاند
anti-Semitism U مخالف با یهودیان
contradicted U مخالف بودن با
clashing U برخوردکننده مخالف
contending U ستیزه کننده مخالف
factionist U توط ئه گر مخالف تراش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com