English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to ride a race U در اسب دوانی شرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
horsey U وابسته به اسب دوانی معتاد به اسب دوانی
houses U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
jockeys U نیرنگ زدن اسب دوانی کردن
jockey U نیرنگ زدن اسب دوانی کردن
letterheads U مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead U مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation U شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
raced U اسب دوانی
race U اسب دوانی
horse racing U اسب دوانی
races U اسب دوانی
constituent company U شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
limited company U شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
horse race U مسابقه اسب دوانی
jockey U سوارکاراسب دوانی شدن
jockeys U سوارکاراسب دوانی شدن
jockeying U اسب دوانی فریب
race card U برنامه اسب دوانی
dashes U مسابقه اسب دوانی یک مرحلهای
sweep stake U شرط بندی اسب دوانی
the hurdles U اسپ دوانی با پرش از موانع
sweep stakes U شرط بندی اسب دوانی
dash U مسابقه اسب دوانی یک مرحلهای
dashed U مسابقه اسب دوانی یک مرحلهای
hurdles U اسب دوانی با پرش از ارتفاع
hurdle U اسب دوانی با پرش از ارتفاع
pari mutuel U شرط بندی در اسب دوانی
hurdle race U اسب دوانی با پرش از موانع
sweepstake U شرط بندی در اسب دوانی
sweepstakes U شرط بندی در اسب دوانی
hippodrome U میدان اسب دوانی سیرک
hippodrome U [میدان اسب دوانی یونانی]
postward U بسوی محل شروع اسب دوانی
international finance corporation U شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company U شرکت مادر شرکت مرکزی
totalizator U ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی
derbies U نام شهری در انگلیس مسابقه اسب دوانی
totalisator U ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی
steeplechases U اسب دوانی باپرش از مانع اسبدوانی صحرایی
derby U نام شهری در انگلیس مسابقه اسب دوانی
totalizer U ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی
poolroom U اطاق شرط بندی مسابقه اسب دوانی
steeplechase U اسب دوانی باپرش از مانع اسبدوانی صحرایی
privates U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
participates U شرکت کردن
go into U شرکت کردن در
partake U شرکت کردن
participated U شرکت کردن
participate U شرکت کردن
to play at U شرکت کردن در
partaking U شرکت کردن
contributes U شرکت کردن
partook U شرکت کردن
contributed U شرکت کردن
contribute U شرکت کردن
stand-ins U شرکت کردن
participation U شرکت کردن
stand-in U شرکت کردن
contributing U شرکت کردن
partaken U شرکت کردن
take a hand at U شرکت کردن در
partakes U شرکت کردن
stand in U شرکت کردن
outsource U به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
grandstands U جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
paddock U میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
grandstand U جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
paddocks U میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
joins U شرکت کردن در پیوستن
join U شرکت کردن در پیوستن
to enter into p with another U باکسی شرکت کردن
joined U شرکت کردن در پیوستن
take part U دخالت یا شرکت کردن
To sit for an examination. U درامتحان شرکت کردن
intercommon U باهم شرکت کردن
sit for an examination U در امتحانی شرکت کردن
contributed U شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contributes U شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contribute U شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contributing U شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
ringman U کسیکه دراسب دوانی کارش شرط بندی بامردم است
participates U شرکت کردن سهیم شدن
to subscribe to a charity U در دادن اعانهای شرکت کردن
totake parts in something U در چیزی شرکت یادخالت کردن
participate U شرکت کردن سهیم شدن
participated U شرکت کردن سهیم شدن
to a oneself in U شرکت کردن یاشریک شدن
partake U شرکت کردن شریک شدن در
conspire U درنقشه خیانت شرکت کردن
conspired U درنقشه خیانت شرکت کردن
conspires U درنقشه خیانت شرکت کردن
conspiring U درنقشه خیانت شرکت کردن
partaking U شرکت کردن شریک شدن در
partakes U شرکت کردن شریک شدن در
partaken U شرکت کردن شریک شدن در
to undergo training U در یک دوره آموزشی شرکت کردن
handing U بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
hand U بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
see to (something) <idiom> U شرکت کردن یا کاری را انجام دادن
to row a race U در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
to empower somebody to participate U به کسی اجازه شرکت کردن دادن
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless U شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
to move one's operation offshore U شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
to bar somebody from a competition U شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
take part U مداخله کردن شرکت کردن
enter into partnership with someone U شرکت کردن شراکت کردن
go in for <idiom> U شرکت کردن در،تصمیم گیری برای انجام کاری
to call a meeting of the board of directors U برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
to go a mumming U در دسته نقاب پوشان و لال بازان شرکت کردن
to go on a picnic U بگردش دسته جمعی رفتن درسوردانگی شرکت کردن
business group U شرکت سهامی [شرکت]
body corporate U شرکت شرکت سهامی
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
selling race U مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
plater U صفحه فلزی ساز ماشین غلتک کاغذ سازی اسب مخصوص مسابقه اسب دوانی
horsy U معتاد به اسب سواری یا اسب دوانی
subscribes U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
play off U درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
enterprise U شرکت
associations U شرکت
business U شرکت
concern U شرکت
enterprises U شرکت
concerns U شرکت
fellowsh U شرکت
association U شرکت
handing U شرکت
hand U شرکت
businesses U شرکت
EIS U ول شرکت
consociation U شرکت
corporation U شرکت
firms U شرکت
corporations U شرکت
firmer U شرکت
firm U شرکت
contributions U شرکت
contribution U شرکت
incorporation U شرکت
companies U شرکت
company U شرکت
firmest U شرکت
housed U شرکت
house U شرکت
cahoot U شرکت
partnerships U شرکت
participation U شرکت
houses U شرکت
partnership U شرکت
businesses U شرکت تجاری
doctor to the company U پزشک شرکت
joint-stock company U شرکت سهامی
proportional liability partnership U شرکت نسبی
society U شرکت کمیته
proprietary company U شرکت خصوصی
dissolution of partner ship U فسخ شرکت
winding up of a company U انحلال شرکت
house flag U پرچم شرکت
joint-stock companies U شرکت سهامی
corporations U شرکت سهامی
private corporation U شرکت خصوصی
employer's liability insurance company U شرکت بیمه
sit out U شرکت نداشتن در
assists U شرکت جستن
assisting U شرکت جستن
assisted U شرکت جستن
assist U شرکت جستن
corporation U شرکت سهامی
electric company U شرکت برق
private company U شرکت خصوصی
economic unit U خانوار شرکت
general partnership U شرکت تضامنی
shipping agent U شرکت حمل
giant corporation U شرکت بزرگ
shipping company U شرکت کشتیرانی
principals U شرکت اصلی
invalidation of company U بطلان شرکت
tandy corporation U شرکت Tandy
ncr corporation U شرکت NCR
corporatism U شرکت گرایی
unity U وحدت شرکت
entry U شرکت کننده
pall bearer U شرکت میکند
subsidiary company U شرکت فرعی
equities U حق صاحبان شرکت
equity U حق صاحبان شرکت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com